عموم و عمه ام سر ارث اینکه ارث پدریشون باید مساوی تقسیم بشه دعواشون شد
عموم گفت مساوی ک نمیکنم من سهممو لازم دارم
عمه ی نازم گفت نههههه تو لازم نداری عموی خوشگلم گفت چرا دارم میخوام دیه ی شوهر جاکشتو بدم😂😂😂😂😂
یکی از دوستان پویش جانفدا شرکت کرده ما همه تیکه مینداختیم و برامون عجیب بود تا اینکه دیروز با یکی از عرزشیها داشت صحبت میکرد گفت بله من شرکت کردم ولی اگر بهم اسلحه بدن خودم تشخیص میدم کی دشمنه😂😂😂😂
يه شير كوهى ماده اين بچه گربه نارنجى رو به سرپرستى گرفت چون فكر میكرد بچه شيره. بعد هرچى صبر كرده ديده بزرگ نميشه! يه عكاس حيات وحش هفتهها اين شير كوهى رو دنبال میکرده و متوجه شده اين شير هربار با نگرانى سعى میكنه با فراهم كردن غذاى بيشتر كارى كنه كه اون زودتر بزرگ بشه🫠
یک هفته بود سقط کرده بودم خونریزی شدیدی داشتم و کیست هموراژیک گرفته بودم بخاطر سقط،یه وضع کثافتی بود که نگو ،اون روز صبح یک روز بود خونریزیم قطع شده بود داشتم دارو میخوردم برای کیست،رفتم بیرون که یه کاری بکنم یهو درد شدیدی پیچید توی دلم ..گفتم یا کیسته یا بقایای جفت،کسی که همراهم