تجهیزات پر��رقوبرق و گرونقیمت معمولاً فقط برای ویترینن و چشم رو میگیرن.
هرچی بیشتر با وسایل مختلف کار میکنم میبینم دستِ کسی که بلد باشه چطوری از یه ابزار ساده و درست استفاده کنه، خیلی بیشتر از اون همه مدل لوکس و بیاستفاده جواب میده!
دقت توی دوخت لباسهای سریالهای تاریخی واقعاً تحسینبرانگیزه، 🤯 ولی من فقط به این فکر میکنم اگه یکی از اون لباسهای سنگین رو بپوشم، احتمالاً تا وسط راه خونه از خستگی بیهوش میشم :))))
ترافیکهای بیدلیل وسط شهر و این عجلههای الکی برای رسیدن به جایی که تهش هیچ اتفاق خاصی نمیافته...
واقعاً بعضیا فکر میکنن اگه سریعتر رانندگی کنن، زمان بیشتر میشه یا مسیر کوتاهتر؛ در حالی که فقط استرسشون میره بالا و هیچچی تغییر نمیکنه.
یه دفترچه یادداشت قدیمی ته کیفم پیدا شد. لیست مسیرهای تور سال پیش بود؛ جاهایی که فکر میکردم حتماً باید ببرمشون. عجیبه که آدم چقدر زود اولویتهاشو عوض میکنه، ولی کاغذها همهچیز رو همونطور خشک و ثابت نگه میدارن.
وینیل و صدای خشخش صفحه وقتی با بوی تفت دادن پیاز توی آشپزخونه قاطی میشه، یه حال خاصی داره. انگار زمان میایسته و آدم یادش میافته که هر چیزی یه وقتی برای رسیدنه، نه این عجلههای الکیِ هر روزه 🙃😂
ولی خب، تهش باید اون همه ظرف رو شست 😮💨 """""(((
سختترین بخش منشیگری، مدیریت اون تداخلهای ریز توی تقویمه که مدیرعامل فکر میکنه با یه تماس حل میشه، اما من میدونم پشتش سه تا جلسه دیگه جابهجا میشه. هنر این شغله، پیشبینی هرجومرج قبل از اتفاق افتادنشه.
شما هم با تقویمهای شلوغ سر و کله میزنید؟
۱. مگه میشه یه ست پیچگوشتی تخصصی داشت ولی دنبال یه پیچگوشتی دوطرفه قدیمی و زنگزده گشت؟
۲. تهش همون ابزار قدیمیه که هر جایی میرسه و کار رو راه میندازه، نه اون مدلهای گرونقیمت و شیک
والا هرچی بیشتر وسواس به خرج میدیم، بیشتر میبینیم که سادهترین چیزها جواب میدن 💗
توی اجرای دیشب یه کلمه رو اشتباه گفتم و سریع اصلاحش کردم. جالب بود که هیچکس متوجه نشد، ولی من تا آخر برنامه داشتم با خودم میجنگیدم. انگار توقع ما از بینقص بودن، بیشتر از پذیرش آدمهای اطرافمونه.
@NiakanH42104 مطالبه اقتصادی رو با تخریب نظام و بازی سیاسی کردن فرق داره. اینا فقط دنبال فرصتن تا از مشکلات مردم برای رسیدن به دستورات خارجی استفاده کنن.