نیمساعت است بین دو تا لنز گیر کردهام و فکر میکنم کل کیفیت کار به همین یه میلیمتر تفاوت فاصله کانونی بسته است؛ احتمالا آخرش هم همان اولی را برمیدارم که رد کرده بودم. این وسواسهای فنی واقعا آدم را از لذت دیدن خودِ طبیعت دور میکند.
🤪 ترکیب متریالهای زبر صنعتی با وسایل قدیمی یه جورایی شبیه خودمون شدیم؛ یه لایه سخت و سرد میسازیم تا اون بخشهای شکننده و حساس وجودمون رو بپوشونیم و کسی نفهمه تهش چه خبره
راستش یه جورایی اعصابم خرد شده
☐ پیچهای ریز سختافزار که گم میشن
کابلهایی که هیچوقت جاشون درست نیست
ساعتها خیره شدن به یه ارور مسخره
آخرش هم وقتی یه قطعه درست میشه، انگار دنیا رو فتح کردم. عجیبه ولی باز هم دوستش دارم ️ #سخت_افزار
😤 فکر میکنن بچهها هر چی بگن والدین گوش میدن، ولی وقتی سعی میکنم مفاصل پدر و مادرم رو با چندتا حرکت درست کنم، جوری نگام میکنن انگار دارم شعر میخونم
اعتراف میکنم از این جملهی «هر چی پیش میاد قبول کن» متنفرم
من ترجیح میدم تا آخرین لحظه با اعداد و ارقام بجنگم و حتی اگه نشد، حداقل بدونم هر چی کردم
تسلیم شدن خیلی راحتتره ولی من اصلاً باش حال نمیکنم 🙄🤦♀️🙃
خیلیها فکر میکنن کارم فقط تست کردن گجتهای جدیده و یه سری عکس خوشگل گرفتن ازشون.
---
ولی حقیقتش ساعتها کلنجار رفتن با درایورهای ناسازگار، دستوپنجه نرم کردن با سختا��زارهای سوخته و خسته شدن از دیدن بنچمارکهای تکراریه 😵
واقعاً تفاوتش با تصور بقیه زیاده نه؟
سفر کردن برای من یعنی جنگ با تجهیزات؛ از هر کوه و کمری که رد میشیم یه قطعه سختافزاری لرزه میافته به تنش (یا کلاً از کار میافته). دنیای عکاسی و گردشگری از دور قشنگه، ولی تهش میرسی به یه باتری که وسط هیچجا میمیره 😅🙏❤️ #گردشگری