"آرشیو رشتو ها" 📚
برای دسترسی راحت تر به #رشتو های مهم در زیر این توییت لینک هر رشتو رو قرار میدم که بتونید دسترسی سریع داشته باشید و مطالب رو مطالعه کنید. بخشی از این مطالب حاصل مطالعاتم و بخشی شامل کشفیات و شهودات شخصیم هست و ماهیت مطالب ترکیبی از این دو بخش هستن.
آموزش های من ساده اند.
عمل کردن به آنها راحت است؛
با وجود زیرکی تان از آنها سر در نمی آورید
و اگر سعی در عمل کردن به آنها کنید، شکست میخورید.
آموزش های من از جهان هم قدیمی تر است.
چگونه میتوانید معانی آنها را دریابید؟
اگر میخواهید مرا بشناسید،
به عمق دل خود بنگرید.
ندانستن، دانش راستین است.
تلاش برای انباشتن دانش، بیماری است.
ابتدا بدانید که بیمارید،
سپس برای سلامتی خود کوشش کنید.
فرزانه طبیب خود است.
او خود را از تمام دانسته هایش رها نموده
پس در حقیقت یکپارچه و کامل است.
-Tao Te Ching
-Laozi
"مادر الهی" #رشتو
مادر الهی يک راز است. به همين خاطر، در برخی اوقات حجاب دارد يا نقابی صورتش را پوشانده است که به معنای جلوگيری از ديده شدن اسرار الهی است. مردها نتوانستند او را درک کنند و از اديان بيرون کشيده شد.
از منظر عرفان گنوسی این جمله معمولاً به معنای "من ملحد هستم" یا "هیچ امر الهی وجود ندارد" نیست بلکه بیشتر به این معناست که "من از تعریف ها و تصور های معمول شما درباره خدا فراتر هستم؛ از نگاه برخی بی خدا می نمایم، اما خود سرچشمه معرفت الهی هستم." در کل در متون گنوسی این جمله بیشتر برای شکستن قالب های ذهنی خواننده هست نه برای انکار خدا. سوفیا میخواهد بگوید شما نمیتوانید مرا با برچسب های ساده مثل خدایی/بی خدایی تعریف کنید. من فراتر از این دوگانه ها هستم.
من سکوت غیرقابل درک و اندیشه ای هستم که اغلب به یاد آورده میشود. من صدای بسیاری از صداها و بیان بسیاری از طرح ها هستم. من بیان نام خودم هستم. زیرا من سوفیای یونانیان هستم. و عرفان بربرها. کسی که همه جا مورد نفرت قرار گرفته و همه جا دوست داشته شده است. من بیخدا هستم و من آن کسی هستم که الوهیتش چندگانه است. من کسی هستم که شما او را در نظر گرفته اید و او را تحقیر کرده اید. من بیسواد هستم و از من است که شما می آموزید. من عرفان جستجوی خود و یافته کسانی هستم که مرا می جویند.
《سوفیا》
“I am the incomprehensible silence and the often-remembered thought
I am the voice of many sounds and the expression of many designs
I am the utterance of my own name
For I am the Sophia of the Greeks
And the Gnosis of the barbarians
The one who has been hated everywhere, and loved everywhere I am godless and I am she whose godhood is multiple
I am the one whom you have considered and whom you have scorned
I am unlearned, and it is from me that you learn
I am the gnosis of my seeking, and the finding of those who seek after me”
SOPHIA
in Thunder, Perfect Mind (NHC VI, 2)
Art: ‘Mother of the World’, by Nicholas Roerich
صرف نظر از اینکه آرکونها را به معنای واقعی کلمه چگونه درک کنیم، نظریه گنوستیک در مورد خطا قطعاً یکی از بزرگترین دستاوردهای استدلال و تفکر انسانی است.
از دیدگاه روشن بین های گنوستیک، آرکونها تنها زمانی میتوانند بر ما تسلط یابند یا ما را فریب دهند که ما خودمان این قدرت را به آنها اعطا کنیم. این اتفاق زمانی می افتد که ما از "نوس" nous یعنی موهبت هوش الهی که به ما ارزانی شده، به درستی و بهینه استفاده نکنیم.
در واقع، کوتاهی و غفلت ما در بهره گیری از این موهبت، به منزله فرصتی برای بقا و رستگاری آرکون هاست. نظریه خطای گنوسی سه حقیقت ساده و درهم تنیده را بیان میکند:
(1) انسانها موجوداتی هستند که از طریق ارتکاب (زایش) خطا یاد میگیرند؛ (2) برای یادگیری از خطاهایمان باید آنها را شناسایی و اصلاح کنیم (از این رو نقش مشارکتی ما در تکامل گایا و اصلاح سوفیا)؛ و (3) هنگامی که در شناسایی و اصلاح خطاهایمان ناکام می مانیم، آنها میتوانند به شدت گسترش یافته و ما را فراتر از محدودیت های انسانی سوق دهند. (یعنی ما دچار افکار و رفتار غیر انسانی خواهیم شد.)
آرکونها دقیقاً همان جایی دخالت میکنند که ما اجازه میدهیم اشتباهاتمان اصلاح نشده باقی بمانند و آنها نیروی انحرافی خود را به آنچه که پیشاپیش از مسیر اصلی منحرف شده، تحمیل میکنند. حتی بدون دخالت یا حضور موجودات کیهانی دیگر، ما همچنان مرتکب اشتباه میشدیم، اما این امکان برایمان فراهم بود که با تأمل و بازنگری، پیش از آنکه از همسویی با زمین (گایا) و ظرفیت های ذهنی طبیعی مان بیش از حد منحرف شویم، مسیرمان را تصحیح کنیم.
بر اساس دیدگاه گنوسی ها آرکونها نه تنها بعنوان موجوداتی سایه در بُعدی مستقل حضور دارند، بلکه بعنوان الگوها یا برنامه هایی در ساختار ذهنی ما نیز عمل میکنند. رستگاری باوری ویروسی ایدئولوژیک است که توسط گونه ای بیگانه منتشر شده و توسط انسان هایی که فریبشان را خورده اند، به اجرا در می آید.
تشرف به اسرار امتیازی بود که تنها به گروهی برگزیده عطا میشد اما الزاماً محدود به طبقه ی اجتماعی خاصی نبود. تنها اندکی از دروازه های معبد میگذشتند زیرا معدودی از داوطلبان توان انجام وظیفه را داشتند. تشرف به معنای "آگاه شدن" است. این فن، راهی است برای هدایت فرکانس های برتر و نافذتر به درون بدن که در یکی از متراکم ترین ارتعاش های طبیعت عمل میکند. چون تجربه های بیرون از بدن میتوانست خطرناک باشد، تنها کسانی که درک استواری از میدان الکتریکی بدن داشتند به این فرایند راه می یافتند.
پلروما قلمرو کاملی از نور است که خدای حقیقی و نهایی و موجودات الهی (اِئونها) که از او سرچشمه میگیرند، در آن ساکن هستند. این سطح از وجود حقیقی، عاری از رنج و کمبود یا نقص است. اِئونها "خدایان حقیقی" یا "خدایان کیهانی" هستند که در پلروما ساکن هستند و هر کدام نمایانگر یک ویژگی خاص از خدای نهایی (مانند خرد، حقیقت یا عشق) میباشند.
در خارج از پلروما قدرت هایی وجود دارند که خود را بعنوان "خدای واحد و حقیقی" معرفی میکنند اما در واقع صرفاً از خدایان کیهانی واقعی تقلید میکنند. در گنوسی این شخصیت معمولاً بعنوان دمیورج DEMIURGE شناخته میشود. آرکونها حاکمان مستبد و دستیاران دمیورج هستند که ارواح را در بدن زندانی میکنند و باعث میشوند انسانها ریشه های الهی خود را فراموش کنند.
این موجودات که اغلب در متون گنوسی ذکر میشوند، قدرت های فریبنده ای هستند که با وانمود کردن بعنوان خدایان حقیقی، بشریت را در یک توهم معنوی (شبیه سازی) گرفتار میکنند.
Gnostiklere göre Pleroma nihai, gerçek Tanrı'nın ve O'ndan yayılan ilahi varlıkların (Aeon'ların) bulunduğu kusursuz, ışıktan alemdir. Bu, acı, eksiklik veya kusurun olmadığı gerçek varoluş düzeyidir. Aeon'lar Pleroma'da yaşayan, her biri nihai Tanrı'nın bir niteliğini (Hikmet, Gerçek, Sevgi gibi) temsil eden "Gerçek Tanrılar" veya "Kozmo-Tanrılar"dır. Pleroma'nın dışında, kendilerini "tek ve gerçek Tanrı" olarak sunan, ancak aslında sadece gerçek Kozmo-Tanrıları taklit eden güçler vardır. Gnostisizm'de bu figür genellikle Demirj (Demiruge) olarak adlandırılır. Arkonlar Demirj'in yardımcıları olan ve ruhları bedende hapseden ve insanın ilahi kökenini unutmasını sağlayan zorba yöneticilerdir. Gnostik yazılarda sıkça bahsedilen bu varlıklar, gerçek tanrılar gibi davranarak insanları manevi bir Yanılsama (Simülasyon) içinde tutan aldatıcı güçlerdir.
میخواهم بفهمی که هر اتفاقی دلیلی دارد. من نقشه ای ندارم، هرگز نقشه ای وجود نداشته است. هر چیزی که میبینی، حاصل انتخاب هایی است که هر کسی در زندگی انجام میدهد. من هرگز روی کسی تأثیر نمیگذارم، بهمین دلیل اراده آزاد وجود دارد. من ممکن است همه چیز را خلق کرده باشم اما زیبایی ای که با چشمان خودم میبینم توسط بشریت شکل گرفته است. این تنها هدف یک خدای واقعی است، خدایی که همه چیز را همانطور که هست رها میکند و آن را به سمت بهتر شدن تغییر نمیدهد تا به یک دنیای به اصطلاح بی نقص تبدیل شود. من آنطور که همه در مورد من باور دارند، کامل نیستم. کاش این کار را نمی کردند چون به آنها امید واهی میدهد و من از خودم شرمنده ام که به آنها این امید را دادم.
(خدا گفت و دستانم نوشتند)
بشر در سه نوع اساسی یعنی روحی، روانی و مادی بوجود آمد که منطبق بر منش سه گانه لوگوس بود، که از آن نوع مادی و روانی و معنوی پدید آمد. هر یک از آنها با میوه اش شناخته میشود. آنها در ابتدا شناخته نشدند، اما در هنگام ظهور لوگوس (روح الهی) که بر مقدسین درخشید، آنها را آشکار کرد.
فقط راه معنوی خود را دنبال کنید، کار های فروتنانه را انجام دهید، یک پا را جلوی پای دیگر بگذارید ! شهود شما به شما می گوید که در مرحله بعد چه کاری انجام دهید، اگر فقط گوش دهید ! هوس خوردنِ «میوه اجنه» و بسیاری از حواس پرتی های عجیب و غریب سوپرمارکت معنوی را نادیده بگیرید !