چرا فقه اسلام بر مبانی دروغ نهاده شده؟
مبنای اسلام طبیعتا معجزه آن یعنی قرآن است.
در قرآن بارها از دلایل حقانیت هدایتگری پیامبر خطاب به مشرکین و کفار آمده است «او که از شما مالی (بابت این هدایت) طلب نمیکند».
مشکل آنجاست که فقه بر خلاف نص قرآن هدایت را امری شایسته اجرت دانسته--»
بجای کرنش در برابر استعمارگران کافیست در برابر مردم و عقل عامه کرنش کنید. و دست از این سفره آلوده فساد بردارید.
قدرت حمایت مردم است که فراتر از همه قدرتهای عالم است نه «اسباب بازیهای جنگی».
نه «داستان سرایی» های حماسی.
مروت با خلق راحت ترین اسباب قدرت در ایران است./۴
بازدارندگی «حمایت مردمی» است نه موشک یا بمب.
بعد از حمله آمریکا به عراق ایران آمادگی نظامی برای درگیری نداشت اما استعمارگران از مردم وحشت داشتند.
تفکر حاکم آنهم بعد از نمایش قدرت ملت در جنگ ۱۲ روزه تصمیم به شکستن این بازدارندگی گرفت
و موفق شد دشمنان را به پیروزی امیدوار کند. /۱
اینکه تفکر حاکم را در «حضیض پستی» و دون تفکر عامه میبینیم نتیجه فساد است.
و این رویه غیر عادی نمیتواند «پایدار» باشد.
یعنی این مقدار تفکر حاکم از عقل تهی شده است؟
آیا این مقدار خسارت بی عقلی بس نیست؟
آیا هنوز راندن با فرمان «کنده» افتخار است؟/۳
قتل سیاسی و خارج قصاص مجاز نیست. ریختن خون بدون قصاص جرم است و عواقبی دارد که آشکار است. چه یزید حسین را بکشد، چه جمهوری اسلامی مخالفانش را اعدام کند، چه مخالفان جمهوری اسلامی طرفدارانش را.
جرم است که محکوم است.
تندروی است که خطاست و به فنا میبرد
۱۱۷ سال پیش در ۹ امرداد، شیخ فضلالله نوری با حکم دادگاه انقلاب مشروطه به دار آویخته شد؛ نه به جرم مخالفت نظری، که به جرم صدور حکم ارتداد برای مشروطهخواهان، همدستی با محمدعلی شاه در کشتار باغشاه، و تحریک اوباش برای تعطیلی مجلس به خشونت. او مشروطه را «مشئومه» مینامید و با مستبدان میگسار همسو شد تا گفتمان سنتی تفکیک حکومت به ولایت دینی و ولایت سیاسی تداوم پیدا کرده و اجازه پیروزی حاکمیت ملت را ندهد. حکم اعدام او را شیخ ابراهیم زنجانی، فقیه نوگرا و متجدد با رای موافق همه ده عضو «هیئت قضایی دادگاه انقلابی» صادر کرد.
اما پشت ادعای «اسلامخواهی» شیخ فضلالله، روحانیای مادیگرا و تشریفاتدوست بود که به رانت و رشوه از روسها متهم شد. شیخ فضلالله یک ضدقهرمان تمامعیار تاریخ ایران است؛ که اهل ایستادگی بر نظراتش نبود. وقتی بازداشت شد، منکر ضدیت با مشروطه شد. ناظمالاسلام کرمانی شرح بازجویی او را این چنین شرح میدهد:
«شما که در اول امر مشروطه خواه بودید، حکم به وجوب مشروطیت دادید، به قم مهاجرت نمودید، چرا از قول و حکم خود نکول (خودداری از سوگند) کردید؟ حاج شیخ فضلالله جواب داد: من از اول تاکنون مشروطه خواه بوده و میباشم، همه وقت متابعت جناب آخوند ملاکاظم را نموده ام. در جواب او گفتند: پس چرا بعد نوشتید مشروطه حرام است؟ شیخ منکر شد که من هرگز چنین چیزی ننوشتهام. نوشته شیخ را که ما سابقاً درج نمودیم به او ارائه دادند که در آن نوشته بود ما مشروطه نمیخواهیم و مشروطه مخالفت با قوانین اسلام دارد.
شیخ گفت: دیگران این نوشته را مهر کردند، منهم از ترس شاه مهر کردم.»
@Med_History_ این روایت مبتنی بر گمان یک شخص است و مستندی در تاریخ ندارد. هیچ مجوزی از سوی محمد برای غصب و تسخیر سرزمینهای دیگران در تاریخ ثبت نشده است. آن داستان وعده سرزمین مربوط به داستان قوم موسی است.
تا وقتی برای قبول یا رد سخن نام گوینده را میپرسیم به «آگاهی» نرسیده ایم. عقل کامل میتواند سخن خالص را ارزیابی کند بدون دانستن گوینده اش.
اگر دنبال گوینده حرف برای اظهار نظر در موردش میگردیم یعنی به جاهلیت معترفیم.
و «جاهلیت» عاقبت ندارد.
خشونت ذاتا محکوم است در عقل سالم.
"یه چیزایی به نظرم جهتگیری سیاسی نداره؛ و این جملات رو کسی که جهتگیری سیاسی داره، صاحبش نشه. صاحبش نشه لطفاً.
آقا، ولی واقعا بچههای میناب، و اصلا بچه که کشته میشه،
تو میگی این هیچ نقشی در هیچ تصمیمگیری این ماجرا نداشته.
آقا, هنوز، هنوز مادر پدرهای اون بچهها میرن سر قبر اون بچه میخوابن شب، میگه بچهام از میگه بچهام از تاریکی میترسه، من میرم پیش بچهام میخوابم.
آقا وحشتناکه. بچهدار بشین میفهمین یعنی چی!
یعنی چی؟! یعنی چی که بچه میمیره، بعد، یه عده میگن نه! اون تو پادگان بود یا اون فلان بود یا اون فلان بود.
آقا ول کن اصلا! یعنی چی؟!
گور بابای جنگ، گور بابای سیاست، گور بابای اون،
گور بابای همه، اصلا یعنی چی بچه باید کشته شه؟!
اصلا چرا آدمها باید کشته بشن؟ به جنون میرسه آدم!
تو میگی افسرده میشی؟ میگم آره میشم.
واقعا حالم بده. اصلا حالم بده! خسته شدم از این وضعیتی که شبانهروز داریم تحملش میکنیم.
اون میگه که نصیحت میکنی؟ نصیحت نیست؛تهوّعه. تهوّعه. حال بدِ همهمونه.
من سعیَم رو میکنم، سعیَم رو میکنم، آدم باشم، شریف باشم، کارمو بکنم، زندگیمو بکنم، مثبت رفتار بکنم، یه جایی زور آدم نمیرسه، یه جایی؛نمیتونه آدم، ظرفیتهامون محدوده.
هی هم داره محدودتر میشه، هی هم داریم آسیبپذیرتر میشیم."
جنگ تریاک نسخه قرن ۱۹ جنگ تجاری عهد معاصر استعمار غرب بر ضد چین است یا همان بهانه ها و همان داستان. با این تفاوت که چین مدتهاست از نقطه قابل برگشت عبور کرده و استعمار است که بعد از ۵۰۰ سال ظلم و فساد در مقیاس جهانی محکوم به نابودی است.
۲۰سال بعد از جنگ تریاک و در میانه قرن ۱۹، چوان کشیشی مسیحی چینی با اتکا بر نارضایتی عمومی از فقر و استعمار و با ملغمهای پارادوکسیکال از دین، ملیگرایی و مبارزه با غرب قیامی رو علیه سلسله حاکم غربگرا آغاز کرد که شورش تایپینگ نام گرفت.
این جریان قسمت بزرگی از چین رو فتح کرد تا🔽
این همان بازگشت معروف مجرم به صحنه قتل است.
وقتی مدافعان اعدام مخالفان سیاسی که عملا همجهت یزید هستند زیر پرچم حسین سینه میزنند.
این تکرار تاریخ است
و هر سال قتل مخالف سیاسی (حسین) را گرامی میدارند و ضمنا برایش اشک هم میریزند!
جرم زمان ندارد. موافق با فلسفه جرم، «مجرم است».
@QAA80G هر یزیدی که به قتل مخالفان سیاسی حکم دهد لزوما همان «یزید» است.
هر علی که به آزادی مخالفان (حتی اگر به توطئه قتلش منتهی شود) احترام گذارد هم لزوما همان «علی» است.
هر حسینی هم که خطر «خروج» را بر «ذلت بیعت با ظلم» بجان میخرد همان «حسین» است.
و در این آیینه ما کدامیم؟
وقتی وحشی گری کاشته شود، همان برداشت میشود. وقتی خشونت با مهاجران از سوی حاکمیت عملا تشویق میشد. وقتی در اعتراضات وحشیگری بعنوان حق مسلم مأمورین به رسمیت شناخته شود و جنایات آنها بدون دادگاه بماند اما برخورد با رعایا شداد و غلاظ باشد.
این قانون جنگل است که فقط شامل ضعفا میشود.
🎥 چرا «ابوالفضل سپاهی بادجانی» و «امیرحسین صفری حسینآبادی» اعدام شدند؟
این افراد ۴ مامور انتظامی را با طناب به تابلو بستند، با سنگ مجروح کردند و روی آنها بنزین ریخته و آتش زدند.
سپس پیکر زنده آنها را روی زمین کشیده و با ضربات متعدد چاقو و قمه به شهادت رساندند.
چرا که حکومت ایران فکر میکرد اثر بخشی او دور از حوزه نفوذ سنتی شیعی و در اروپا به مراتب کمتر خواهد بود.
این پدر و پسر اولین و تنها خاندان «دست نشانده» بدون اشغال در تاریخ چندین هزار ساله ایران بودند. و اولین و آخرین انقلاب در ایران را زمینه سازی و با اعمالشان به ثمر رساندند/۳
تقدیم حکومت به روحانیت توسط این پدر و پسر با عنوان خود خوانده پهلوی نتیجه سالیان سرکوب تمامی نهادهای تکثر قدرت مدنی ایران، از ایلات تا خوانین و احزاب بود.
این دو نهادی بجز روحانیت را که اصولاً در این وادی ها نبود را به این عرصه دعوت و آنرا تقویت کردند.۱/
#علیه_فراموشی
در سالگرد وفات محمدرضاشاه به دو مطلب از کتاب "پاسخ به تاریخ" ایشون اشاره میکنم که به نظرم حائز اهمیت میاد:
◀️نخست؛ اینکه ایشون یه تصویر بزرگتر از انقلاب ایران میده و با نگاه به گذشته چنین مینویسه:
«در عصر حاضر این سومین کوشش برای نابودی و ویرانی ایران است:
/۲
با انبوه بیکاران ساخته شده از اصلاحات ارضی برای آنها لشکر ساختند.
موقع برداشت محصول همیشه مقصر عوض میشود.
ضمنا خمینی بدون نیاز به ویزا وارد فرانسه شده بود و فرانسه در درصدد اخراج او بود که با مشورت با حکومت ایران و با تبعیت از نظر آنها منصرف شد./۲
تقدیم حکومت به روحانیت توسط این پدر و پسر با عنوان خود خوانده پهلوی نتیجه سالیان سرکوب تمامی نهادهای تکثر قدرت مدنی ایران، از ایلات تا خوانین و احزاب بود.
این دو نهادی بجز روحانیت را که اصولاً در این وادی ها نبود را به این عرصه دعوت و آنرا تقویت کردند.۱/
اینکه بیاندیشیم استعمارگران به استقلال ایران راضی شده اند خلاف سنت تاریخ است.
فراعنه همیشه تا انتهای مسیر را تا نابودی خویش طی میکنند.
حمله اوکراین مقدمه ای برای تحریک ایران به پاسخ و بهانه ای برای ورود لشکر سنتی صلیبیون به کمک فرعون است (که بدون پاسخ ایران هم ظاهرا قطعیست).
فراعنه تا به نابودی مطلق خویش نرسند دست بر نمیدارند.
اینکه امریکا ناگهان "متحول" شود و از سنت "قلدری" و "حیله" به "مذاکره صادقانه" روی آورد از سیره فرعونیان بدور است.
آمریکا و اسرائیل به سوی نابودی خویش شتابانند و تا به آن نرسند آرام نخواهند شد.
"ایران" است که ماندنی است.
ایجاد چنین موجودیتی از ایرانیان (سابق) به شکلی که صهیونیست ها را هم که دنیا از آنها ابراز برائت میکند ره هم شرمنده سازند در تاریخ ایران شاید بی سابقه باشد.
خامنه ای خوب بود یا بد بود؟ سیاه بود یا سپید؟ اهورایی یا اهریمنی؟
این اشتباه ترین طرح سوال و پاسخی است که به بیماری جامعه شخص مدار بدل شده و شاید ریشه در سابقه آموزههای های زرتشتی باورهای ما داشته باشد.
فرستادن به بهشت و جهنم را به دیگری بسپاریم و به اعمال بپردازیم:/۱
اکنون میبینیم که «دشمن هراسی» افراطی او در ایجاد یک دشمن داخلی موفق بود. جماعتی خالی از هرگونه بضاعت (پهلوی) را توانست به عنوان سران دشمنان خود (اکنون غایب و مردم ایران) بالا آورد و شهروندان مضروب به دو قطبی حاکم و لذا محدود شده در تعقل را هم به سرباز آنها بدل کند.
کیش شخصیت ما را به انجام «یک قضاوت» در مورد «هر شخص» وسوسه میکند.
آنچه موجب خیر و توسعه فردی و جمعی است ورود به قضاوت در خصوص «گفته ها» با زدایش «که گفت» هاست.
این شخصیت پرستی همان تعریف «بت پرستی» در دنیای امروز است که «جهل» انسان آنرا به این سادگی رها نخواهد کرد.
اگر جامعه جهانی را معادل یک جامعه واحد فرض کنیم هدف غرب، داشتن نقش «دیکتاتور» در اجرای قوانین یکجانبه خودش است که آنها را «نظم» میخواند.
نه یک موجودیت استقلال گرا میتواند این «نظم» را بپذیرد و نه «دیکتاتور» استقلال (بی نظمی) را میپذیرد.
حرفها را باید شنید و بهترین را گزید
اوایل دهه ۷۰ شمسی، هاشمی رفسنجانی تلاش زیادی برای بهبود روابط با آمریکا کرد و بصورت یکطرفه اقدام به میانجی گری برای آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان نمود و قراردادهایی با شرکت کونوکو بسته شد.
تجارت دو طرفه به ۷۵۸ میلیون دلار رسید.
اما در ۱۹۹۵، بيل كلينتون شرکتهای...
۱/۲
بت سازی از شخصیتها که جای خود دارد. مثلا خاتمی هم زمانی در تلویزیون بعنوان وزیر ارشاد مدافع ممنوعیت دستگاههای «ویدئو» خانگی بود. سعدی هم کنار گلستان و بوستان هزلیات را هم داشته.
شخصیتها را باید همانطور که هستند یعنی خاکستری دید حتی اگر به سفیدی یا سیاهی مطلق نزدیک باشند.