دوست پسرم یه پودر سفید که بوی پودر قند میده خریده آورده برای چاقی بخوریم. دیشب خوردمش و امروز صبح مثل کسایی بودم که شب قبلش آلپرازولام خوردن. بقیهی روز هم یا دعوا کردم یا خواب بودم. فکر کنم دیگه نخورمش.
یه لحظه رفتم تو Streisand، دیدم کانفیگی که چند ماه قبل، قبل اینکه اینترنت رو به رومون ببندن، استفاده میکردم آپدیت شده و هم حجم هم زمان داره. جالبتر اینکه وصل هم میشه!
مرسی از آقای کانفیگ فروش مهربونم.
حالا من off campus روندیدم ولی وایب کالج و این داستانا یه سریال گیلتی پلژر دارم:
فقط ممکنه بعدش منو فحش بدید 🤣
یه کوچولو سریالش و آدماش تاکسیکن
با احتیاط ببینین:
Tell me lies
سه فصله
از شما چه پنهون از اینکه زندگی بالاخره راهشو پیدا میکنه متنفرم! شب میخوای خودتون بکشی و فرداش با دیدن بازی گربهها روی چمن قلبت ذوب میشه. نا امید شو دیگه کسکش.
نمیدونم نظر شما چیه ولی توی یه رابطه جدی، اصولا پسره حواسش به همه اینا هست و اینکه یه آیتم کوچیک موردنیازتون رو بخواد واستون بگیره اصلا چیز بزرگی نیست، کامان.