من حدی خیلی ناراحتم که نمیتونم ازدواج کنم
دلم میخواست گی نبودم
عاشق میشدم خواستگاری میرفتم عقد میکردم نامزد میشدم با افتخار همه جا داد میزدم که ایشون همسرمه بعد عروسی میگرفتم
ولی الان چی
هر بار به خاطر اینده نداشتن رابطه هام به پوچی میرسه و تموم میشه
سرانجام نداشتن خیلی بده
واقعا انگار فقط سه راه دارم
یا ادامه بدم که پر از درد و رنجه
یا سوی ساید برم که راحت و بدون درد سر و بدون شرمه و همه درد ها تموم میشن
یا انصراف که پولش رو از کجا بیارم تازه شرمش رو چکار کنم