امروز ۵.۵ صبح یه موتوری این شکلی با موهای خیلی بلند تو جاده تهران_سمنان افتاده بود دنبال من و دوستم و هی میچسبوند به ماشین مون، میگفت بزن بغل شیشه رو بده پایین که شماره بده! کلی خروجی رو نمیپچید ببینه ما میریم یا نه!
اون وقت ما میخواستیم زنگ بزنیم پلیس بیاد انقدر ترسیده بودیم :|
@sahellly البته که حال فقیران رو نمیدونم کی از کجا پیدا کرده چون نیست اصلا جزو دلایلش ولی خب پرخوری در افطار و تجملات در زندگی اصلا کار خوبی نیست موافقم باهاتون بانو
قبل تر ها فکر میکردم اتفاقاتی قراره بیوفته در آینده و من از قبل دارم پیش بینیشون میکنم تو ذهنم ولی الان فهمیدم که درواقع خودم داشتم اون اتفاقات رو میساختم برای آینده م
وقتی بچه بودم موقع دندونپزشکی رفتن استرس داشتم چون نمیدونستم دکتر داره با دندونم چیکار میکنه، سالها گذشت و خودم دندونپزشک شدم و الان بیشتر از قبل استرس دارم چون میدونم میخواد با دندونم چیکار کنه :)))))))))