گزارش ۱۰هزار کلمهای گزارشگر ویژه سازمان ملل از بررسی آثار حقوق بشری تحریمهای آمریکا، سپتامبر ۲۰۲۲ منتشر شد. خانم دوهان بخشهای مختلفی مثل صنعت دارو و درمان، دسترسی به غذا، زیرساختها و پاسخ دولت به فجایع ملی رو بررسی کرده و گزارشش بهتآوره بخونید لطفا:
https://t.co/fDOFkiH6Xb
تقابل دو پارادایم در دوران گذار: کالبدشکافی دو پیام در فضای پساحقیقت
دست به دست شدن گسترده دو ویدیوی متفاوت در چند روز گذشته در فضای مجازی، بهانه ای شد تا طی یکی دو روز اخیر به تحقیق، تامل و مقایسه دقیق محتوا و پیام این دو بپردازم. این واکاوی فراتر از سنجش دو فرد، تصویر عریانی از تقابل دو پارادایم کاملا متضاد برای مدیریت تغییر در ایران را به نمایش میگذارد. وقتی این دو الگو را در تمامی ابعاد - از فرم فیزیکی تا ساختار گفتمان و نگاه به سوژه انسانی - زیر ذره بین جامعه شناسی سیاسی قرار میدهیم، شکاف عمیق میان «مقاومت اصیل» و «پوپولیسم رسانه ای» اشکار میشود.
۱. فرم فیزیکی و جغرافیای کنش: مقاومت بدنمند در برابر حاشیه امن
در فرمت اول (کنشگر میدانی)، سوژه در جغرافیای سرکوب و در مرکز میدان خطر ایستاده است. زبان بدن او، چهره مصمم و ردپای فشار سیستماتیک بر بدنش، مصداق بارز مفهوم «مقاومت بدنمند» (Embodied Resistance) است. مشروعیت او از رنج مشترک، زیستن در دل بحران و پرداخت هزینه عینی خلق میشود.
در فرمت دوم، با یک قاب استودیویی، نورپردازی مهندسی شده و کلماتی اتوکشیده در اوج حاشیه امن روبرو هستیم. این فرم فیزیکی، بازتاب دهنده یک «اتوریته نمایشی» است که مشروعیت خود را نه از عاملیت در میدان، بلکه از نوستالژی تاریخی و پروپاگاندای رسانه ای استخراج میکند. یکی زخم های جامعه را نمایندگی میکند و دیگری، توهم منجی بودن را.
۲. ساختار گفتمان: تولد سوژه اگاه در برابر انفعال توده
در سطح گفتمان، کنشگر داخلی بر کلیدواژه «جنبش با اگاهی» تاکید میکند. این مفهوم در روانشناسی سیاسی یعنی بازگرداندن عاملیت به شهروندان. او جامعه را مجموعه ای از «سوژه های اگاه و بالغ» میبیند که نیازی به قیم ندارند و خودشان با کنشگری روزمره، معمار تغییر ساختاری هستند.
در مقابل، گفتمان چهره دوم کاملا معطوف به مهندسی از بالا، صدور بخشنامه و تعیین اصول برای اینده ای مبهم است. او با پنهان شدن پشت واژگانی چون دموکراسی و حقوق بشر، نقش داور فراجناحی را بازی میکند. در این الگو، جامعه به یک «توده منفعل» تنزل پیدا میکند که وظیفه ای جز صبر کردن برای به نتیجه رسیدن رایزنی های دیپلماتیک در اتاق های دربسته و بیعت با اتوریته کاریزماتیک ندارد.
۳. خروجی روانی و اجتماعی: تکثرگرایی در برابر فاشیسم مرکزگرا
خروجی این دو فرم و گفتمان را باید در بدنه اجتماعی ان ها سنجید. رهبری ارگانیک که از کف خیابان و بر پایه «اگاهی» میجوشد، به طور طبیعی با تکثر جامعه، حقوق بدیهی و حق تعیین سرنوشت همسو است.
اما اتوریته کاریزماتیک، به دلیل فقدان پیوند ارگانیک با جامعه، به سرعت به سمت فاشیسم میل میکند. استفاده ابزاری از کلیدواژه هایی مثل «تمامیت ارضی» صرفا وتو کردن حقوق ملیت ها و اسم رمزی برای حفظ مرکزگرایی پادگانی است. به همین دلیل است که پایگاه اجتماعی این جریان، در غیاب اگاهی مدنی، در شبکه های اجتماعی مشغول رقابت برای بازتولید رابطه ارباب و رعیتی، ساختن القاب سلطنتی و توهین سیستماتیک به ملیت ها و هویت های غیرمرکزنشین هستند.
نتیجه گیری
واکاوی این دو الگو نشان میدهد که گذار پایدار به دموکراسی، نیازمند فرایند «نهادسازی مدنی» و ارتقای شناختی جامعه است، نه صرفا جابجایی نمادین نخبگان سیاسی. جریانی که مشروعیت خود را بر پروپاگاندای رسانهای و بازتولید اتوریتههای سنتی بنا کند، به دلیل فقدان زیرساختهای حزبی و پایگاه اجتماعی تکثرگرا، در مواجهه با واقعیتهای جامعه ناگزیر به بازتولید مکانیزمهای انحصارگرایی و مرکزگرایی پادگانی میشود. از این رو، پایداری هرگونه ساختار سیاسی در اینده ایران، منوط به عبور از الگوهای منجیگرایانه و پذیرش عاملیت ارگانیک جامعه مدنی، تکثر ملیتها و توزیع عادلانه ساختار قدرت است.
#رضا_پهلوی #توماج_صالحی #RezaPahlavi #از_دموکراسی_بگو
@mohamedtabriz خوب شما که همین الان حرف من رو تایید کردی که "سیاست در جهان ما اخلاقی نیست". نفهمیدم نیتسنجی من چه بوده. بگذریم. من جز این گزاره چیزی راجع به شما نگفتم جناب تبریز
@mohamedtabriz من چه نیتسنجی درباره شما کردم؟ کنجکاو شدم بدونم. این رو من نقل قول کردم ازت که گفتی "سیاست رو باید از اخلاق" جدا کرد. فردای روزی که بچههای میناب رو کشتن. اشتباه میگم؟
نقد من به دکتر حسین قاضیان در یک اتاق در کلابهاوس رو میتونید اینجا بشنوید:
"به زعم من، قاضیانها راه رو برای قاضیزادهها باز کردند!"
https://t.co/HkrbqeHDd4
ممدانی، شهردار نیویورک:
رونالد ریگان جمله معروفی دارد که میگوید: «۹ کلمه وحشتناک در زبان انگلیسی این است که من از طرف دولت هستم و اینجا هستم تا کمک کنم.» من مخالفم.
۹ کلمه وحشتناکتر در واقع این است که «من تمام روز کار کردم و نمیتوانم خانوادهام را سیر کنم.»
جریان سلطنت طلبی در شکل کنونی و به رهبری رضا پهلوی، تمام مشخصات یک جریان فاشیستی را دارد.
هر کس که در اینباره سکوت و اغماض کند، به وجدان خود و به تعهدات ملی اش خیانت میکند.
در آلمان با تیشرت ساواک رژه میروند و در لندن سیاهپوشان فاشیستی به سردمداری بهنام ترکه گارد جاویدان راه انداخته اند.
در مونیخ در حضور شاهزاده شعار فاشیستی یک ملت، یک پرچم یک رهبر را فریاد میزنند و در نفرت پراکنی و تلاش برای ارعاب مخالفان، از همه مرزهای سرخ عبور کرده اند.
جریانی که با حمایت مالی، سیاسی و رسانهای دولت اولترا دست راستی نتانیاهو، در سودای کسب قدرت در ایران است.
#فاشیسم_عریان
۱۵ سال پیش در این روز (۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹) یک معلم جوون (فرزاد کمانگر) رو به اتهامات واهی به دار آویختند. من دانشجویی بودم و باورم نمیشد که چنین چیزی چطور ممکن شده! امروز اگر فرزاد زنده بود ۵۰ساله میشد! یادش گرامی ❤️ و هر روز و تا همیشه از ایران تا اسرائیل و همه جا #نه_به_اعدام