....
سبویِ سبزه پوش، در قاب پنجره
آه! چنان دورم که گویی جز نقش بی جانی نیست
و کلامی مهربان در نخستین دیدارِ بامدادی
فغان که در پس پاسخ و لبخند دل خندانی نیست.
بهاری دیگر آمده است،آری
اما بر آن زمستان ها که گذشت
نامی نیست... نامی نیست...
شاملو
کیارش گفت: چِت شده حالا؟
گفتم نمیدونم کلا خوب نیستم.
گفت: احتمالا مدتیه کسی نریده بهت.
وقتشه یه اشتباه کنی.
یه مسیجِ اشتباه، یه حرف،یا یه حرکت اشتباه.
زودتر یه اشتباه کن،یکی برینه بهت، حالت بیاد سرِ جاش
خب اون مسیج اشتباه رو دادم، و حس میکنم مقداری ریده شد بهم.
اما هنوز خوب نشدم