توی زمینی که هیچ قانونی نیست، با قانون بازی کردن فقط باعث میشه ببازی. «اخلاقمداری» هم در یک جهان آرمانی کار میکنه نه این جهنمی که ما باهاش درگیریم. وقتی با یک هیولا میجنگی باید تبدیل به هیولا بشی.
یادتونه اون چهارراه رو تو جنبش مهسا؟ همونجا که مردم ریختن سرِ یه مزدور و خلعسلاحش کردن؟ یادتونه یه عده وسطِ اونهمه خشم، داد میزدن «نزنید، ما مثل اینا نیستیم، فرقِ ما با اینا چیه؟»...
آره، همونجا که دلمون سوخت و ولش کردیم، همونجا که گذاشتیم بره تا مثلا «اخلاقمدار» بمونیم! ولی اون بیشرف به محض اینکه پاشو گذاشت اونور، دوباره اسلحه رو گرفت سمتِ مردم...حالا فکر اینکه همون وحشی که اون روز زنده گذاشتیمش، چند سال بعد تو دیماه لوله تفنگش رو گذاشته رو سینه بچههامون، ماشه رو کشیده و تیر خلاص زده، داره آتیشم میزنه.
از این میسوزم که چرا همونجا تمومش نکردیم. اون «فرق داشتنِ» ما، امروز داره با خونِ جوونامون حساب میشه. این فکر که خودمون به قاتلِ بچههامون فرصت دوباره ��ادیم، داره جگرم رو تکهتکه میکنه.
@Springfromb612 خود نویسنده احتمالا فقط میخواسته پایانش رو درامات��ک کنه، وگرنه نیازی به خودکشی الن نبود چون نشانههایی از شکست خوردن در ��دفش نداشت و بلکه بلعکس داشت بهش میرسید. بااین خودکشی باز برمیگردیم توی تاریکی صفحه اول، چه بسا تاریکتر! چون دیگه نقطه روشنی توی زندگی این خانواده نیست.
«مرگ ایوان ایلیچ» هم همینجوریه. ۸۰ صفحه مصائب بدبخت رو میخونی که یک هو توی صفحه آخر یک نوری بیاد و مرگ بشه گل و بلبل. خلاصه که احترامی برای اینجور عقاید بزدلانه و بی اساس ندارم.
تولستوی اورریتد و دلقکه.
تولستوی بارها همسرش رو به زور باردار کرده و مجبورش میکرده بچه دار بشه با اینکه پزشکها میگفتن همسرش توانایی زایمان رو نداره.
مداوم تحت خشونت عاطفی، تحقیر و رفتارهای کنترلگرانه بوده و اقدام به خودکشی میکنه.
رشتو (۱)
ضمنا بایسکشوال بوده و در دفتر خاطراتش در مورد احساساتی که نسبت به مردها داشته هم نوشته.
از کتاب «اعتراف»ش هم اصلا خوشم نمیآد. یک زندگیِ سراسر چرخش عقیدتی و مذهبی داشته و بعد از ۱۰۰ صفحه تهش میگه:« دین رو میپذیرم چون اگر نپذیرم، ��ودکشی میکنم.» یک توهم مذبوحانه. (۲)
@Thegreatbuster تولستوی جدی همین جوریه. هرچی ازش خوندم مثل توپ پینگ پونگی که در کونش میزنند، بین این طرف و ان طرف در گردشه. اعتراف و مرگ ایوان ایلیچ هم دقیقا همینه.
@ArminEbrahimi1 تیم ملیای که اعضایش به طور واضح سوگیری متعفن خودشون رو نشون دادند و در زمان شادی بعد از گل، روی مردم تفنگ میکشند به صورت نمادین، تیم «ملی» نیست. در بهترین حالت تیمی مصادره شده توسط حرامزادهها و بی شرفهاست.
اگر به تاریخ ملی شدن نفت علاقهمندید، این مستند هم تقریبا روایت کوتاه و تصویریای از اون دوران با حضور استاد موحده.
یک جاییش میگه:« به مصدق گفتم آدم چیزی که مال خودشه رو که ملی نمیکنه».
https://t.co/ZGuRPfNEY4