در نظر من ؛
تنها سفر به راه دل است… به راهی که شاید راه دل باشد سفر میکنم؛
و تنها مبارزه طلبی با ارزش برای من،
پیمودن طول و تمام آن راه است.
به آنجا سفر میکنم و مشتاقانه می بینم و می بینم… .
«دن خوآن ماتئوس»
احتمالاً وقتی،
دردها چونان برفِ سیاه بر شانهام فرود آیند،
تو در دورترین ساحلِ جهان ایستادهای،
بیخبر از استخوانهای شکستهی من.
من در زیرِ سایهی زخمها
چون فانوسی خاموش در طوفان میسوزم،
و نامت را،
میان انبوهِ سکوت و سرما
چون آخرین پناه میخوانم.