@AMIRjhni021 یاد مامانبزرگم افتادم،عمل که کرد چند روزی بود خونه ی ما بود،من خونمون نبودم چون گوشیم دست تعمیر بودو حوصلم سرمیرفت تنهایی و تایم کرونا بود و بچه بودم،رفتم خونه ی مامانبزرگ سمت مادریم،بعد ی هفته دقیقا شبی که داشتم میومدم خونه خبر دادن راهی بیمارستان شده،صبح تموم کرد:)
@amir_jasour دیروز،تا رسیدم خونه از دانشگاه ساعت شد ۷ شب،خوابیدم تا امروز:)
فقط بخاطر اینکه به جیزایی که هفته پیش پشت سر گذاشتم فکرنکنم.
این خوابیدنه باارامش بود،هم اینکه میدونستم با خواب دور میشم از فکروخیال و هم اینکه میدونستم بخوابم حتی تا دو روز بعد،کسی منتظرم نیست.
@jafekripodcast چقدر دلمو غمگرفت این حرفت:)چون برای من دقیقا همینطوری بود
حتي در موقعيتي که حالم خوب نبود،بازهم گوش بودم برای حرفای آدمای زندگیم.
یکیشون دیروز از زندگیم رفت.
میدونی
دلتنگ اون تایمایی میشم که با رفیقمگذروندم،خیلی خوش میگذشت.