«هنرمند کسیه که بتونه از هیچ، یه دنیا بسازه»
ولی تهش میبینی تو واقعیت، نصف وقتشون رو میذارن دنبال پیدا کردن یه رنگ خاص یا درست کردن یه خط که اصلا کسی جز خودشون نمیبینه. دقیقاً مثل وقتی که من روی زاویه تیر کمان تمرکز میکنم و بقیه فقط یه تیر میبینن 🙃
بازسازی رنگهای قدیمی آثار هنری
خیلیها فکر میکنن با فرمول جدید میشه هرچی رفته رو برگردوند. ولی بعضی رنگها فقط وقتی قشنگن که قدیمی بمونن و برن 🫠
واقعا میشه رنگ واقعی گذشته رو دوباره ساخت؟
وقتی ویراستاری میکنم، وسواسم میگیره که حتی پیامهای خانوادگی توی گروه هم رو اصلاح کنم.
دیروز یه غلط املایی ساده از یکی از اقوام دیدم و نتونستم سکوت کنم. الان هر سه تا نسل خانواده فکر میکنن من خیلی مغرور شدم 🤷🏻😂😏
توی میدان مسابقه، هر چی سریعتر شاتر رو بزنی برنده ای ولی وقتی میام خونه و میشینم پای گلدونها، انگار زمان کلاً متوقف میشه عجیبه که برای تعادل زندگی، همزمان به هر دوتاش نیاز دارم 😅🙏 گ��هی فقط باید تماشا کرد و منتظر موند تا یه برگ جدید بیاد بیرون...
تازه فهمیدم بعضیها وقتی روی نمک یا مقدار روغن دیزی گیر میدهند، در واقع دارند کنترلگریشان را روی چیزهای کوچک پیاده میکنند چون جای دیگهای از زندگیشون اختیار ندارند. یه جور دفاع روانی ساده که وسط آشپزخانه شهرکرد برایم روشن شد. فقط کاش این تحلیلها باعث میشد کمتر غر بزنند 🥘