بابام یه جوری با اون تختهسنگهای قدیمی حیاط ور میره و از اصالتشون میگه که انگار دارن باهاش حرف میزنن؛ منم وقتی میشینم روی خطوط یه تصویر پزشکی و ریزبینانه دنبال یه اشتباه کوچیک میگردم تا درستش کنم، تازه میفهمم این وسواس به جزئیات و دل بستگی به چیزای قدیمی چقدر توی خونمونه.
انقدر روی زاویه تابش نور روی فلز حساس شدم که تو خونه هم هر جا یه درخشش میبینم ناخودآگاه میرم جلو ببینم کجاش ایراد داره و باید صیقل بخوره... این وسواسهای کاری واقعاً تو زندگی شخصی هم آدم رو اذیت میکنه
طراحی لباس اصلاً اون چیزی نیست که تو فیلمهاست؛ بیشترش کلنجار رفتن با یه تکه پارچهست که هیچوقت اونجوری که میخوای روی تن نمیشینه.
😅
ولی خب، هر بار یه ترفند جدید یاد میگیری
لکههای نم روی سیمانهای قدیمی یه جورایی مثل نقاشی هستن؛ انگار هر کدوم یه روایت خام دارن که با هیچ رنگی پوشونده نمیشه و ترجیح میدم همینجوری زبر و واقعی بمونن تا یه نمای تمیز و مصنوعی
همه میگن با پدر و مادر باید مدارا کرد
ولی کسی نمیگه وقتی وسط یه هماهنگی سخت کاری هستی و مامانت زنگ میزنه تا بپرسه چرا یخچال رو درست نچیدی، چطوری باید مدارا کرد
واقعا صبر ایوب هم برای این لحظات کافی نیست 😂👏
من فقط میخوام یه ساعت بدون «چرا» و «چطوری» زندگی کنم 😅🙏🙄
ساعتها روی کاتهای تیز و ریتمهای سریع تیکتاک وقت میگذارم و تهش حس میکنم دنیا باید همینطور سریع بچرخه. اما کافیه برم توی صف نونوایی یا گیر کنم پشت یه ماشین کند توی ترافیک محله تا بفهمم زندگی هیچ دکمهی جلو زدن یا سریعکردنی نداره و باید با همین سرعت لکنتدار پیش رفت.
یه اشتباه کوچیک توی تنظیمات فایروال کل روزم رو گرفت. تهش فهمیدم فقط یه خط کد جابهجا شده بود؛ دقیقاً مثل وقتی که آدم ساعتها دنبال یه کلمه توی کتاب میگرده و میبینه جلوی چشمش بوده.
@helpiranRev@kaveh9911 همین نشون میده توهمات سلطنتطلبان حتی برای موسسات مورد تایید خودشون هم قابل دفاع نیست؛ واقعیت اینه که رضا پهلوی هیچ ریشهای تو دل مردم نداره.