دیکتاتورها دیوانه هایی هستند بر روی زمین
حرومزاده های بسیجی، سپاهی، آخوند و در کل ولایتمدارها ی خامنه ای حرومزاده هرگز فالو نکنن که باهاشون سخت برخورد میکنم
بهترین راه و روش مبارزه با حکومتهای اقتدارگرا، وحشی و فاسد همین #اعتصابات_سراسری هست که مردم کوردستان همیشه به بهترین شکل انجام میدن، تصور کنید که در سراسر ایران به اینصورت اعتصابات_سراسری شکل بگیره و قطعا در نهایت منجر به سقوط حکومت میشه
تا ابد:
#ژن_ژیان_ئازادی#زن_زندگی_آزادی
در زندانوکیل آباد مشهد ،حدود صد دخترجوان، با اتهامات سیاسی ،محبوسند، انها بقدر دراز کردن پاهایشان جا ندارند،غذا بد واندک است وساس ها وشپش هادر میانشان جولان میدهند،انها نمیتوانند پولی برای خرید، داشته باشند وزنهای زندانی عادی،که خودشان بسیار فقیرند،گاه به چیزی مهمانشان میکنند،به برخی از انها در بازداشتگاهها تجاوز شده وشرایط وحشتناکی را میگذرانند،در مشهد،جنایت ،در هوا شناور است، دلهره زندگی هارادور خودش میچرخاند.قلب مشهد مچاله شدهاست.
واژهٔ «تجزیهطلب» برای سرکوب مردم کُرد از کجا آغاز شد؟
جمهوری اسلامی وارث بسیاری از سیاستهای رژیم پیش از خود است.
به سخنان دکتر قاسملو گوش کنید تا دریابید چگونه حکومتهای مستقر در تهران، در عمل کردستان را از ایران جدا کردهاند.
#Iran#Kurdistan
آقای پهلوی دیگر با چه زبانی باید بگوید آشکارا مخالفِ به هم پیوستنِ صفوف متنوع و متکثرِ مخالفان جمهوری اسلامی است و تنها و تنها صدایی که میخواهد بشنود صدایی است که مسیر او برای در اختیار گرفتنِ قدرت را هموار میسازد.
آنچه امروز ایشان علیه ائتلاف احزاب کردستان منتشر کرد؛ نهایت تباهی سیاسی و اخلاقی، خودمرکزپنداری و جاهطلبیِ پیش از موعد بود.
ایشان با چه حقی ائتلاف احزابی را که خود در بیانیه ائتلافشان بر تمامیت ارضی ایران تأکید کردهاند «تجزیهطلب» خطاب میکند؟ با کدام پشتوانه، ارتشِ خیالیِ خود را موظف به سرکوب مردم کردستان میکند؟
ایشان زمانی کوشید خود را «وکیل» ملت معرفی کند؛ نشد! بعد خود را «پدر» ملت خواند، کم مانده بود کار به عموی ملت بکشد! حالا هم که پادشاهِ دیجیتال و فرمانده ارتشِ خیالی است و قدرتِ نداشته را خرجِ فرمانِ سرکوبِ کردستان میکند!
آن هم به چه جرمی و چرا؟ چون پنج حزب جمع شدهاند دور هم و میگویند ائتلاف کنیم، ائتلاف را به تمام ایران بگسترانیم و همه با هم برای سرنگونی جمهوری اسلامی کار کنیم!
آقای پهلوی با تکرار ادبیاتِ مستهلک و سرکوبگر ج.ا، این احزاب را فقط به خاطر کُرد بودن، «تجزیهطلب» میخواند و با آویزان شدن به مفهوم «تمامیت ارضی»، بیشرمانه از هر گروه و جریانی جز خود، دیگری میسازد.
بیانیه امروز آقای پهلوی علیه ائتلاف احزاب کُرد را بخوانید، در آن دقیق شوید و از آن بهراسید!
این بیانیه کسی است که هنوز نه قدرت دارد، نه حتا یک عضو ارتش!
آقای عبدالله مهتدی با دقت و مسوولیتپذیری به اظهارات آقای رضا پهلوی پاسخ داده است.
نقد من به آقای پهلوی، نه شخص او، بلکه رویکردی است که عملا به شکاف، طرد دیگران و تضعیف همبستگی دامن میزند.
در مواردی نیز لحن و متنهای منتشرشده از سوی ایشان طوری است که این پرسش را ایجاد میکند که آیا این مواضع، حاصل فکر و قلم خود ایشان است یا محصول یک تیم رسانهای و اتاق فکر.
به باور من، سیاست «دیگریسازی»، برچسبزنی و حذف صدای مستقل، در نهایت به سود جمهوری اسلامی تمام میشود، چون اپوزیسیون را فرسوده و جامعه را دوقطبی میکند.
امیدوارم به جای چهرهمحوری، گفتوگوی جدی درباره برنامه، سازوکار پاسخگویی، و حقوق برابر شهروندان محور قرار بگیرد.
این حمله به کردها، چه از سوی رژیم جمهوری اسلامی و چه از سوی اپوزیسیوننماهای وابسته به بدنه رژیم، باید به فال نیک گرفته شود؛ زیرا نشان میدهد جبههها بیش از پیش روشن شدهاند: از یک سو، جبهه مردم ایران که از کردها و حقوق آنان دفاع میکنند، و از سوی دیگر، جبهه رژیم منفور و جنایتکار خامنهای و سپاه با بازوهای برونمرزیاش.
کسانی که در جبهه رژیم در برابر مردم ایستادهاند، روح خود را به شیطان فروختهاند.
#IranMassacare
گاهی تاریخ چنان بر گلو فشار میآورد که سکوت دیگر نه «تعلیق داوری»، که «تعلیق مسئولیت» است. آنچه این روزها بر کردها میگذرد، برای من از همان لحظههای گسست است؛ لحظهای که در آن، جانِ شخصی و جهانِ سیاسی در نقطهای خونین بر هم منطبق میشوند.
زمانی که خالد عزیزی و عبدالله مهتدی در پیشگاهِ ما از «آتشبس همگانی» و «همسنگری برای ایرانی دموکراتیک» سخن گفتند، از یک تکنیک سیاسی حرف نمیزدند؛ آنها از «ارادهی حضور» در یک خانهی مشترک میگفتند. آنان امنیت را نه امتیازی برای کردها، که خشتِ اولِ بنای ایران صورتبندی کردند. این، دستِ دوستیِ مردمی بود که نمیخواست از جهانِ مشترک اخراج شود؛ جهانی که سیاست، تنها در هوای آن تنفس میکند.
اما پاسخی که از حنجرهی رضا پهلوی برخاست، نه گشودنِ دریچهی گفتگو، که کوفتنِ پُتکِ تهدید بود. همان برچسبِ فرسودهی «تجزیهطلبی» و همان تفکیکِ نخنمای تمایز «حسابِ مردم از حسابِ احزاب».
این طنین پیشوقت برای گوشِ کردها، انعکاسی هولناک دارد. در سال ۱۳۵۸ نیز، زبانِ قدرت همین مرز را ترسیم کرد؛ اما آنچه در کلام جدا شده بود، در عمل به هم پیوست و نتیجهاش، تعمیمِ قهر به کلِ یک جامعه بود: تولّدِ جنایت علیه بشریت از رَحِمِ کلمات.
فاجعه دقیقاً در همین «عادیسازیِ زبانِ حذف» نهفته است. سیاست زمانی به لجنزار سقوط میکند که «تهدید» جای «استدلال» را بگیرد و «انگ» جایگزینِ «قضاوت» شود. در این منطق، انسانها دیگر نه شهروندانی صاحبحق، که «مسئلهای امنیتی» هستند که باید حل (یا حذف) شوند. و این، دقیقاً همان لحظهای است که ترکِ عمیق بر پیکرهی مای جمعی میافتد.
برای یک کرد، این یک مناقشهی نظری میان تمرکزگرایی و فدرالیسم نیست؛ این یک «حافظهی مجسم» است. تاریخ به ما آموخته که چگونه فاصلهی میان یک «تمایز لفظی» تا یک «حذف فیزیکی» به چشمبرهمزدنی طی میشود. همانگونه که هیچ یهودیای نمیتواند هولوکاست را تا سطح یک اختلاف سیاسی تقلیل دهد، هیچ کردی نیز تهدیدِ جمعی را تنها یک بازیِ کلامی نمیبیند.
حافظه، شرطِ مسئولیت است؛ و فراموشی، فرشِ قرمزی برای تکرارِ فاجعه.
من به عنوان یک کرد، خود را در برابر فردای ایران مسئول میدانم. سیاست اگر معنایی داشته باشد، چیزی جز «هنرِ زیستن در کثرت» نیست. کردها نه حاشیهنشین، که متنِ این کثرتاند. اما این کثرت تنها زمانی دوام میآورد که هیچکس خود را «صاحبخانه» و دیگری را «مستأجرِ مشروط» نپندارد. هیچکس مجاز نیست دیگری را با زبانِ تهدید از قلمروی جهانِ مشترک بیرون براند.
اختلاف نظر، ضربانِ قلبِ سیاست است؛ اما تهدید، نشانهی ایستِ قلبیِ آن. ایرانِ نوین نمیتواند و نباید بازتولیدِ منطقِ قهر در لباسی جدید باشد؛ بلکه باید بر ستونهای «بهرسمیتشناختنِ دیگری» و «کرامتِ برابر» استوار شود.
من امروز سکوت را میشکنم، زیرا بحث بر سرِ یک تحلیلِ سیاسی ساده نیست؛ بحث بر سرِ دفاع از امکانِ سیاست است. کردها دستِ گفتگو و دوستی را هرگز پس نمیزنند، اما در برابر تهدید نیز کمر خم نمیکنند.
سکوت در برابر تهدید، امضایِ حکمِ اخراجِ خود از جهانِ مشترک است؛ و ما، هنوز و همچنان، میخواهیم در این جهان بمانیم. ما سکوت نمیکنیم.
رقص برمزار جوانان برای شما رسمی نو است،
سالهاست که ما کوردها در خاکسپاری جوانمان دهل زدیم، کاه به باد دادیم و رقصهایی که نشانه آن سوی اندوه و مویه است را انجام میدهیم و بر سنگ مزارشان توری قرمز(تارای سوور) آویزان میکنیم...
#از_دموکراسی_بگو#زن_زندگی_آزادی#ژن_ژیان_ئازادی
🚨Don’t stop talking about Iran.
This is the moment young Iranians were taken captive in Chalous on the night of January 8.
Not “arrested.” Not “detained.” Captured.
Regime forces stormed in, dragged them off the streets, shoved them into vehicles like prisoners of war. This is how the Islamic Republic treats its own people. Like enemies. Like hostages.
These are young men and women. Somebody’s kids. Somebody’s friends. And they’re being hunted down and thrown into vans by a government that survives on fear.
If you’re outside Iran and still think this is just politics, wake up. This is a regime that wages war on its own youth.
Don’t look away. Don’t normalize this. Because when a government starts taking its own citizens as captives, it’s not “law enforcement.” It’s tyranny.
امروز آقای پهلوی اطلاعیهای منتشر کرده و بار دیگر کردها را تحت عنوان تجزیهطلب تهدید به سرکوب توسط ارتشی که هنوز تشکیل نشده کردهاند و از حالا سرکوب کردها را «وظیفه ملی و میهنی» چنان ارتشی قلمداد نمودهاند.
بگذارید صراحتا و یک بار دیگر اعلام کنم که مردم کردستان در مبارزه علیه جمهوری اسلامی و در تلاش برای یک ایران مبتنی بر دموکراسی کثرتگرا، حقوق بشر و مشارکت سیاسی که متضمن تأمین حقوق همه ملیتها از جمله کردها باشد کاملا متحد هستند. شرکت یا عدم شرکت ما در این یا آن ائتلاف مشخص، هیچ خدشهای به این باور اصولی و به این همبستگی بنیادی وارد نمیکند.
این نوع اظهارات همچنین نه فقط کمکی به اتحاد و همبستگی مردم ایران که بزرگترین سلاح ما در نبرد با دشمن غداری مانند رژیم جمهوری اسلامی است نمیکند٫ بلکه با تزریق نفرت و ایجاد دشمنی در میان مردم به تفرقهافکنی و تخریب همبستگی بین شهروندان میپردازد و با تکرار دروغهای این رژیم به سرکوبهای تاکنونی نیز حقانیت میبخشد.
در پایان هشدار میدهم که آنچه را رژیم جلاد جمهوری اسلامی طی چهل و هفت سال کشتار و سرکوب نتوانست در بزانو درآوردن کردها و خاموش کردن صدای حقطلبانه آنها به دست آورد، شما نیز نخواهید توانست حاصل کنید. جائی که پدران و پدربزرگان نتوانستند با همه زورها و اعدامها و تبعیدها و ترفندها ملت کرد را هویتزدائی کنند، از شما نیز کاری ساخته نخواهد بود. از این اطلاعیه نیز جز ننگین کردن نامتان و کارنامهتان طرفی برنخواهید بست.
آنانی که اصلاً هوا و آسمان و شعر و ستاره را نمیفهمد
و فقط مثل موش و دام، فضله میاندازند،
جان جوانان رعنای ایران را گرفتند...
#داود_سهرابی 🕊️
#نه_به_جمهوری_اسلامی