این قابلیتو دارم که تا اخر عمر رو به تجرد و تنهایی بگذرونم ولی هرچند وقت از یکی خوشم بیاد و به خودم بگم این دیگه خود طرفه...
و اخرش برمیگردم به همون ادم سالهای دور
به این نتیجه رسیدم فقط در دو حالت میام توییتر و توییت میزنم:
۱-خیلی بالا باشم و حالم خوووووب باشه
۲-حالم خیلی بد باشه...
وگرنه توی حالت عادی که حالمم خوب باشه، اصن سمت گوشی نمیرم، چه برسه توییترش
معمولا اینطوریه که هر خوابی میبینم،با جزییات ریز و درشتش یادم میمونه و تا مدتها منو مورد عنایت قرار میده
امروز بعد یه عمر یه خواب دیدم که حس خوبی داشتم توش...شما بگو دریغ از یه لحظه ش که یادم مونده باشه -__-
رفتم چهارتا تیکه کسشعر خرید کردم اوردم خونه،مامانم کلی اصرار کرده که چقد شده،بعد این که نگفتم،اخر سر اومده تو اتاق پول بدست میگه هروقت باز کافه باز شد و رفتی سرکار خرج کن،الان که سرکار نمیری...
خیلی حس بدیه
لعنت به این کشور که من ۴۰ روزه تمرگیدم تو خونه..
این کاربر تصمیم گرفته فعالیتشو از سر بگیره و چیزایی که به ذهنش خطور میکنه رو اینجا بنویسه،نه حمایت میخواد،نه فیو،نه هیچی دیگه،حتی اگه کسیم نخونه مهم نیست،مهم اینه که من بنویسمشون... :)