An important PDF collection of works exploring “Humanitarian Imperialism,” critically examining the use of humanitarian action as a cover for military intervention or as a means of political and cultural domination in Global South nations.
"Humanitarian Violence: The U.S. Deployment of Diversity" by Neda Atanasoski.
https://t.co/HNJAPsVEcT
"A Bed For The Night: Humanitarianism In Crisis" by David Rief
https://t.co/DhymPbJOpA
"The empire of humanity : a history of humanitarianism" by Michael Barnett.
https://t.co/sEBuMJV21i
"From Colonialism to International Aid: External Actors and Social Protection in the Global South" by Carina Schmitt.
https://t.co/qeO0ZNBA3J
For most of our lives, Saudi Arabia has been causing civilian deaths on an industrial scale around the world by exporting its fake petrodollar Sunni identitarianism, cultivating ISIS and Al-Qaeda, arming countless mercenaries, and helping America impose ruthless puppet regimes.
They tell you "We support Palestine in our hearts."
Hearts do not stop drones.
Hearts do not break blockades.
Hearts do not scare occupiers.
If the Ummah meant anything, you would not be building free trade zones with the people who build open-air prisons.
Pretending to care about “war crimes” at this juncture is cute. The aggressor can slaughter & starve 100s of thousands, but when the victim returns fire, they are suddenly guilty of waging war against God. The sides are so clear now, there’s hardly a need to analyze anymore.
The open and ugly anti-Shia sectarianism on show here at the moment is just so depressing and shameful. Now I fully understand how US / Zionist imperialism in West Asis has been so successful. 'Divide et impera'.
most important feminist issues according to male feminists:
1. stigmatization of maledom bdsm
2. stigmatization of watching porn and buying sex
3. existence of terfs
4. rapists going to prison
5. women wanting boyfriends who pay for dates and buy them flowers
I really hate the “no person who works a full-time job should live in poverty” discourse. It should simply be that nobody deserves to live in poverty. We have to let go of the idea that we work in exchange for our worth. People are innately worthy and deserving of the basics.
BREAKING: Iran is now openly considering forcing Google, Meta and other tech giants to obtain permits, undergo technical inspections and pay “sovereignty fees” for undersea internet cables passing through Iranian waters, per Tasnim News.
Major cable systems including FALCON and GBI cross the Gulf, turning the Strait of Hormuz into a strategic digital chokepoint. More than 99% of international data traffic travels through undersea cables, giving coastal states leverage over critical global connectivity.
The move follows Mohsen Rezaee’s threat to destroy undersea cables, data centers and AI facilities across the region if the U.S. and Israel resume the war, claiming those assets are worth over $2 trillion. Iran is now threatening the Gulf’s digital infrastructure with destruction — while also seeking to charge companies for access.
Thomas Sankara: Why I Rejected Food Aid
In this video, Thomas Sankara, Burkina Faso’s first revolutionary president, explains why he rejected food aid, arguing that foreign aid traps developing countries into dependency on Western institutions.
According to Sankara, true liberation must begin with self-reliance, therefore rather than sacks of food, maize, or milk, "food aid" for instance, should come in the form of dams, tractors, fertilisers, ploughs, and watering cans, tools that empower people to produce their own food.
Let us know what you think about his stance in the comments.
European colonization brought devastating violence and injustice to Indigenous Peoples across the Americas. Here are some of the atrocities they endured.
Follow: https://t.co/oa9JV4ikYQ
a whole country named for one family who pledged eternal vassalship to the british & you want to reduce the yemeni army to the "houthis"? the utter hypocrisy
❗️❗️❗️ بسیار مهم: تحلیل درباره نگاه سیاست خارجی اصلاحطلبان.
یک منطق ساده: آیا غزه هستهای داشته که این شکلی شده؟ آیا موشک بالستیک داشته؟ آیا «ماجراجویی» منطقهای داشته؟ نه؟
پس اینها رو ایران بده بره هم تضمینی برای غزه نشدن نیست چون غزه اینها رو نداشت و غزه شد.
اگر همین رو به اصلاحطلبان و غربگرایان بگویید، پاسخ میدهند که نه! غزه تقصیر اسرائیل نبود بلکه تقصیر یحیی سنوار بود که حرف اسرائیل رو گوش نکرد و بچه خوبی نبود و غزه به خاطرش تنبیه شد.
از همینجا ایدئولوژی اصلاحطلب غربپرست به طور عریان نمایان میشود: مساله اصلا هستهای و موشکی و ال و بل نیست، مساله نهایتا «حرفشنوی» است. از نظر اینها ایران باید به غرب حرفشنوی داشته باشد.
هستهای و غیره هم اگر غرب گفته بود درست کنید از نظر اینها ایران باید درست میکرد، چون غرب گفته درست نکنید مخالف هستند. «بازدارندگی ندارد» و فلان و بهمان جفنگیاتی هست که خودشون هم قبول ندارند و برای خر کردن ملت سر هم میکنند.
خب سوال: وقتی از نظر اینها چاره کار «حرفشنوی» است، «حرفشنوی» تا چه حد باید انجام شود؟ مثلا حرفشنوی تا دادن توانایی هستهای کافی است؟ تا موشکی؟ برنامه اقتصادی؟ واگذاری نفت؟ دقیقا تا چه میزان باید ایران از غرب حرفشنوی داشته باشد تا به امنیت و «توسعه» برسد؟
در اینجا هم عکسالعمل اصلاحطلبان به سنوار روشنگر است: اسرائیل چه چیزی از فلسطینیان میخواهد؟ خواسته اسرائیل از فلسطینیان این است که از فلسطین بروند. گورشان را گم کنند و هرگز برنگردند. اگر کسی جایی راهشان نداد، بمیرند. مهم این است که فلسطینیان باید ناپدید شوند.
حتی در مواجه با این خواسته هم، عکسالعمل اصلاحطلبان این است که فلسطینیان باید حرفگوشکن باشند. باید کاری که بهشون گفته شده بود رو انجام میدادند و «ماجراجویی» نمیکردند. نباید تفنگ در دست بگیرند. نباید حتی سنگ پرت کنند.
در دید سیاسی اصلاحطلبان، غرب خدا است و وقتی غرب دستوری داد، بی چون و چرا موظف به انجامش هستید. هر گونه سرپیچی از دستور باعث نابودیتان خواهد شد و باعث و بانی این نابودی خودتان هستید که از دستور سرپیچی کردید.
پس پاسخ «حرفشنوی تا چه حد؟» این است: هیچ حدی ندارد. نگاه سیاست خارجی اصلاحطلبان، تسلیم که هیچ، بردگی و بندگی بی چون و چرا برای غرب است. یعنی غرب گفت بشین باید بشینی. غرب گفت بلند شو باید بلند بشی، و غرب گفت بمیر باید بمیری. اگر غرب گفت ایران مال منه باید ایران رو تحویلش بدی و از ایران بری. هر جایی سرپیچی کنی غرب شما رو نسلکشی میکنه و تقصیر خودت بود که حرفشنوی نداشتی.
میگویید نه؟ بروید از یکی از همینها بپرسید. بپرسید اگر هستهای را دادیم و آمریکا گفت حالا یا موشکی رو بدید یا زیرساختها را بمباران میکنیم، آیا باید موشکی را بدهیم؟
بروید از اصلاحطلبان بپرسید: یک سناریو فرضی، فقط یکی، به شما اعلام کنند که در نتیجه اون سناریو، مصالحه و مذاکره و امتیازدهی از نظرشان بیمعنی میشود و تنها چاره کار جنگ تا پیروزی خواهد بود.
یعنی مثلا اگر هستهای و موشکی و منطقهای رو هم دادیم و آمریکا گفت حالا نفتت را بده، آیا از نظر ایشان در اون لحظه دیگر باید برویم تا آخرین قطره خون با آمریکا بجنگیم؟ یا نفت هم به هر حال مصلحته که بدیم؟ اگر نفت هم مصلحته یک چیز انتخاب کنید که مصلحت نیست. میتوانید؟
به شما قول میدم اینها موضعشان تا ابد همین خواهد بود که هرچه اربابمان گفت بگو چشم و گه نخور.
از نظر اینان، شما حتی حرفشنوی هم داشتی و باز هم غرب نسلکشیات کرد، باز هم تقصیر خودت بوده. لابد خوب حرفشنوی نداشتی. لابد رفتار زشتی نسبت به ارباب نشون دادی. بالاخره ارباب-خدای مهربان ما که بیدلیل نمیکشه، لابد کار بد و زشتی کردی که تنبیه شدی.
یعنی شما و فرزندان شما و فرزندان فرزندان شما و فرزندان آنها همگی تا ابدیت باید بردگی کامل و بیچون و چرا به یک مشت پدوفیل حیوان وحشی داشته باشند که پدوفیل ازتان ناراحت نباشد و شما را نکشد.
این حرف رو نمیزنند به این شکل، ولی این نتیجه منطقی دید سیاسیای است که خلاصه آن این است که «امنیت و خوشبختی از توانایی دفاع از خود نمیآید، بلکه امنیت و خوشبختی از راضی نگه داشتن ارباب میآید.»
لطفا درک کنید که مخالفت ملیگرایان و غربپرستان، یک «اختلاف نظر» پیش پا افتاده نیست. ما در بنیادینترین دیدگاه سیاسی خود در نقطه کاملا متقابل ایستادهایم. هدف ملیگرایان پیشرفت ایران و بازگشت ایران به شکوه خود است و هدف اصلاحطلبان این است که ایران را به یک کشتارگاه و یک کارخانه تولید برده برای غرب تبدیل کنند که خودشان با خوشخدمتی به غرب به عنوان مدیر عامل این کارخانه برگزیده شوند.
وقتی میبینید که حتی بمباران فرشی ایران و ترور رهبر و نابودی لبنان و نسلکشی در غزه ذرهای تغییر در دید سیاسی اصلاحطلبان ایجاد نکرده و برخی تعجب میکنید که چطور؟
به خاطر اینه که درک نکردید دید اینها در رابطه با ایران با دید شما متفاوت است. در دید اینها بمباران شدن ایران اصلا چیز بدی نیست، ناراحتی که ندارد هیچ بلکه خوشحالی هم دارد چرا که ایران را از یک سرکش بیادب به سمت یک حرفشنوی خوشخدمت سوق داده است.
سرکشهایی مثل حاج قاسم و سید علی را حذف کرده است و اینان را به آرزوی خود نزدیکتر کرده است.
پس بیایید درک کنیم که این بازیهای رسانهای که هر از چند گاهی فلان کَسَکی میاد تو یک «مصاحبه» نمایشی مطرح میکنه که سپاه دزده یا بمب اتم باد معده است و سیاوش اردلان هم بدو بدو ترند میکنه و وایرال میشه و ما اینجا میاییم راجع به بدهیترین بدهیات رشته مینویسیم، سر کار هستیم. مساله سپاه و بمب و اینها نیست. اینها پلکان رسیدن اینان به آرزوی خود یعنی نابودی ایران است.
مساله ما با اینها «اختلاف نظر» نیست، «اختلاف هدف» است. هدف ما پیروزی ایران و هدف اینان کسب قدرت از طریق نابودی ایران است.
بهترین تحلیلی که خواندم همان بود که اصلاحطلبان چون هویت سیاسی خود را به غرب بستند، اگر غرب عقب رانده شود موضوعیت سیاسی خود را از دست میدهند. در نتیجه پیروزی ایران برای اینان وحشتآور است.
در مقابل، باخت ایران برای اینان آرزوست.
کسی که هویت سیاسی خود را در «ایران نمیتواند» پایهگذاری کرده در عمل هم تلاشش این خواهد بود همیشه که از توانستن ایران جلوگیری کند.
ایران در یک دوراهی است. وسطبازی تمام شده. ایران یا از خود دفاع میکند و غرب را عقب میراند یا از غرب میبازد و برده غرب میشود. در حالت اول اصلاحطلبان مسافرکش میشوند و در حالت دوم ملیگرایان اعدام. جایی برای تعارف نمانده، زمان، زمان انتخاب است.