مثل همهی رسشهای دنیا، من هم یکروز از خواب بیدار شدم و دیدم دیگه از دراز کشیدن روی آب نمیترسم. چطوری؟!
نمیدونم. فقط میدونم که یکباره دیگه نه از تنهایی وحشتی داشتم و نه برای تسلط، محتاج زمین و قایق زیر پا بودم. اگر جادویی در کار نباشه، لابد بزرگ شدن چنین چیزیه.
@Sed_Mehrdad ادعای نمیتونیم با دو نفر همزمان تجربهاش کنیم پشتوانه نظری نداره
نظریه دلبستگی چنین حکمی صادر نمیکنه در واقع میگن افراد میتونن به بیش از یک نفر دلبستگی عمیق داشته باشن و حتی تو روابط consensual non-monogamy مطالعات نشون داده افراد ممکنه بیش از یک شریک رو به عنوان
خوابتون دیدم و امروز رو کامل از دست میدم …نمیدونم کی میرسه اون روز که دوباره بغلتون کنم…. داره قلبم تیکه پاره میشه براتون و تحمل این دوری برام طاقت فرسا شده..
فقط فقط
اگه اینبار برسیم پیش هم
یه دقیقه هم نمیذارم دور شین
سارینا اسماعیل زاده امروز بیست ساله شد، چهارسال بعد از مرگ بیست ساله شدن پدیده ی عجیبیه اما علاوه بر خودش همیشه به تنها برادری که از این خونواده باقی موند فکر میکنم، کجاست و چطوری بعد از از دست دادن پدر، مادر و تنها خواهرش تونست دووم بیاره، اصلا دومم اورد؟
گمونم زندگی اینجوریه که تو از یه سنی یه زن درهمشکسته میشی و برای همیشه هم همون زن باقی میمونی. این برگشتن به زندگی و قوی شدن و جوونه زدن از جای زخم و اینها هم همش کسشره. تنها تغییری که توت ایجاد میشه اینه که به اون شکست و فروپاشی عادت میکنی. همین.
یادت باشه یهشب بابت اینکه گذاشتم اینجوری کثافت بخوره به زندگیم سرم داد بزنی. یادت باشه بگی که نباید اجازه میدادم، تا بلکه دهنم باز شه و بگم زورم نمیرسید. تنهایی زورم نمیرسید.