خطرناک بودن سوژهی خودشیفته لزوماً به این دلیل نیست که نمیتواند هیجاناتش را مدیریت کند، بلکه مسئله این است که او از احساساتش بهصورت راهبردی و برای کنترل دیگران استفاده میکند.
خشم او فقط یک واکنش هیجانی ساده نیست، گاهی ابزاری است برای بههمریختن مرزهای طرف مقابل و تغییر دادن موازنهی قدرت به نفع خودش.
خشم فرد خودشیفته، هیجانی گرم و لحظهای نیست، بلکه سازوکاری سرد، حسابشده و هدفمند برای اعمال کنترل است.
و این سازوکار بیش از همه در موقعیتهایی عمل میکند که سکوت حاکم است و هیچ شاهدی حضور ندارد.
زیرا ساختار خودشیفته میخواهد تصویر ذهنیاش از خودش خدشهدار نشود، خشم او زمانی در شکل واقعیاش ظاهر میشود که از چشم دیگران پنهان بماند.
بنابراین، شاید برای فهم خشم خودشیفته باید این سؤال را مطرح کرد:
آیا این فرد واقعاً نمیتواند خشمش را کنترل کند، یا با کنترل کردن خشمش، در واقع تو را کنترل میکند؟
این که دوستت به عنوان یه زن بعد از ریجکت کردن یه مرد اولین فکری که میاد توی سرش این باشه که "اگر بیاد یه بلایی سرم بیاره چی"، "اگر اسید ریخت روم چی"، "اگر بیاد با چاقو بزنتم چی" خیلی ناراحت کنندست. و مطمئنا هیچ زنی نیست که در زندگیش به این چیزا فکر نکرده باشه.