یالوم میگه : روزهای خاص مثل تولد و سالگردها نشانه های گذر زمان در زندگیان، سرپایینی هایی که از مرگ فاصله دارن اما از قله ی اونها میشه مرگ رو تماشا کرد، به همین دلیل ما با واکنشی شادمانه به استقبالشون میریم ، این شادی سلاحی برای انکار اضطرابمونه.
متاسفانه به علت مطالعه ی روانشناسی-فلسفی که اخیرا داشتم دارم طوری با رئیس درمونگاه و اداره برخورد میکنم که انگار فردایی نیست.
با مرگ در مپیچ که هر زنده مردنیست 😂
یک شات اسپرسو دوبل
یک ساشه نسکافه
دو لیوان چای
اما چشمام داره بسته میشه.
اخراجم کنید لطفا
نقدِ بازارِ جهان بِنگر و آزارِ جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس
😭😭
@ksrm2278 حس میکنم نمیتونه از نظر روحی و ذهنی خوشحال نگهم داره
کار درمان رو دوست دارم متاسفانه
اما هر��ا بخوای درمان کار کنی فقط ازت سواستفاده میشه
مگر اینکه تخصص داشته باشی و مطب شخصی هم زده باشی ! صدسال بعد در حقیقت موقع پیری….
چه طور حو��لهتون میشه برای سرماخوردگی ساعت ۶:۳۰ صبح منو از خواب بیدار کنین؟
یه جوشونده ای،آب نمکی، چمدونم ازینا که تا دیروز میخوردین ، یه دوش آب گرمی بگیرین تا حداقل ۸ بشه
یالوم تو کتاب روان درمانی اگزیستانسیال میگه:
« کاهش عاطفه و حس زنده و واقعی بودن بیماران اسکیزوفرنیک نوعی دفاع ناهنجار در برابر ترس از مرگه.
مرده ها دیگه از مرگ نمیترسن »