نوبت دفاع از ما اهلبیت که رسید،
شمشیر ها کند شد، نیزهها شکست و عزم ها سست شد…
رویتان سیاه!
به خدا قسم بیزارم از دنیای شما
و از مردانتان که به یاری ما اهلبیت برنخاستید!
شما را آزمودم!
از مردانتان یاری خواستم اما چون لقمهای گندیده کامم را تلخ کردید
شما را دور انداختم!