شب عروسیم مهمونا بهم کادو پول داده بودن منم دستم پر بود. امدم کل پاکت پول دادم همسرم همسرم هم گرفت گذاشت جیبش من حتی از اون پول یک ریالش هم گیرم نیومد و تا ابد حسرتش روی دلم موند چون واقعا دستم خالی بود انتظار داشتم نصفشو بده بهم بعد اونم هرکی کادو میداد ازم میگرفت میذاشت جیبش.🙂
منم خرج عروسیم با خودم بود حتی چند تیکه طلا خریدم دادم بهشون (مادر و خواهرم) که سر سفر عقد بدن بهمون، اما ندادن
فرداش به مادرم گفتم چرا هدیه رو ندادی
گفت تو اون هاگیرواگیر گم شد
ارث پدری رو هم بالا کشیدن
@fifijan9496 نه درست گفتین شما هم حرفتون درسته اخه من کل روزم خونه هستم حتی اتفاق جدیدی نیست ندونه برای همین کلا بی ذوق بی حوصله هستش تنها وقتی حوصله داره برای مغازه مشتری
یادمه شب عروسیم امدم با ذوق جلو همسرم رقصیدم و تعداد کمی ادم نشسته بود شاید ده نفر هم نمیشد وسط رقص من بلند شد رفت گفتم خجالت کشیده ولی فهمیدم همیشه همین بوده بی ذوق حتی حوصله منو هم نداره حتی نمیاد اهمیتی بده بهم سر یه چی ذوق میکنم میزنه تو ذوقم یه چی براش تعریف کنم …
یه ویدیو با اکسم دارم که نشستیم و من دارم با نهایت احساس نوازشش میکنم و اون داره پفک میخوره. حتی نگاهمم نمیکنه. بعدم همونجوری پا میشه دستاشو با شلوارش پاک میکنه و میره از کادر بیرون. بدون اینکه با من حرفی بزنه یا هیچ واکنشی نشون بده.
یک ماه بعد از کات کردنمون، وقتی دیگه دورهی/
ذات درسته ولی محیط بزرگ شده هم تاثیر داره من پدرم هرجقد با عشق کنار مادرم بوده همین رو برادرم یاد گرفته با زنش انجام میده روزی ندیدم زن داداشم بی ذوق باشه اتفاقا اگر کاری بکنه بر خلاف میل برادرم هم اگر باشه برادرم با ذوق شوق خیلی خاص تشویقش میکنه میگه زنم دوست داره
@___Elk____ واقعا منی که قبل ازدواجم انقد ذوق شوق داشتم برای هرچیزی الان انگار ده سال پیر تر شدم حتی انقدی که حوصله به آرایش قشنگ رو ندارم قبل ازدواجم انقد انواع اقسام آرایش میکردم ولی الان از ذوق افتادم
@BoofeDoor مرد بی ذوق خدا نصیب هیچ زنی نکنه چون به بدترین شکل قانون اون زن آسیب میبینه اون زن پیر تر میشه داغون تر میشه از بین میره حتی اگر سنش بالا نباشه پیر میشه
@manmmdrzam جنم مهمه زحمت مهمه اونی که زحمت بکشه با تلاش یه کوئیک هم بخره صد شرف داره به کسی که باباش بخره براش آخرش چسی هم بیاد من کسیو انتخاب میکنم که زحمت کشیده بدست اورده تا پسری که باباش بخره
من گربه خریدم گربه نمیدونستم مریضه ولی هرکی بهم میرسید میگفت برو پس بده گربه نحسه گربه جن میاره تو خونه حتی مامانم نمیذاشت شبا بخوابم از بس دعوام میکرد آخرش بعد چهاروز نگه داری گربم از بیرون امدم مرده بود کف خونه ولی هیچوقت یادم نمیره چقد عذاب کشیدم درد کشیدم براش تا حالم بهتر شد
@callmiiran سال ۹۵ مامانم با موتوری شدیدا تصادف کرد خودش صدمهای ندید ولی ماشین حسابی خرج برداشت/ چندهفته بعدش پلههای خونه درحال ساختنمون ریخت
دوماه بعد از این ماجراها خواهرم یه خرگوش گرفت
و اونموقع بود که سیل نصیحتها روانه شد سمتمون که اون اتفاقات دوماه قبل به خاطر فکر کردن به خرگوش بود😐
یادمه راهنمایی بودم بعد بچه درسخونی نبودم جلسه قبل درس عربی مریض بودم نرفتم جلسه بعد رفتم معلم گفتش تکلیف رو کی انجام داده نصف کلاس انجام ندادن جز چند نفر خایمال معلم و نگفته بودن مشق داریم معلم امد سراغ من جوری بخاطر تکلیف و امتحانی که خراب کرده بودم تحقیر کرد
دبیرستان بودم، یه روز یه ضد آفتاب tinted زدم و رفتم مدرسه، همون اول صبح ناظم مدرسه تا چشمش به من افتاد از صف کشیدم بیرون و گفت: کرم پودر زدی؟ گفتم نه خانوم ضد آفتاب رنگیه. با یه خشم عجیبی توی صورت و صداش داد زد: ساکت شو، برو این کثافتو از صورتت پاک کن و مجبورم کرد…/۱
یه فامیل داریم بچش خیلی گستاخه حرف هم نمیفهمه ها بعد جوابش میدی میره برعکس میکنه دوتا میزاره روش واقعا بعضیا چطوری میتونن بچه هاشونو اینجوری بار بیارن نمیدونم
یه نصیحت من به هرکسی قصد ازدواج داره چندین ماه و سال رفت امد خانوادگی کنید فرهنگ رو بفهمین مثلا من از خانواده هستم بزن برقص اینا عادیه برامون ولی اونا مذهبی حتی همسرم نمیرقصه و مرد سالاری دارن ولی تو فرهنگ ما زن هم حق داره
یادمه روزی که قرار بود ازدواج کنم خیلی گریه کردم من نمیخوام ولی قانعم کردن پسر خوبیه پاکه دستش تو جیب خودشه و…. درسته پسر خوبیه ولی حرف حرف خودشه تو نمیتونی نظر بدی من حتی حلقه ازدواجم هم خودم نظر ندادم هرچی میشد نظر خواهرش مهم بود
مجبورم بخاطر بچه زن بگیرم میگفتم طلاقم بده میگفت نه تو باید باشی ولی بچه روزیه بچه هروقت صلاح ببینه میده ولی چه فایده کاش انقد ازدواجم بدون شناخت نبود کاش میدونستم چطور اخلاقی داره چندین بار تصمیم طلاق گرفتم نشده دوتا فرهنگ جدا خیلی سخته خیلی