ساعتها وقت میذارم تا یه تناژ رنگی دقیقاً همونی بشه که میخوام؛ یه جورایی شبیه همون صبر و دقتی که برای کنترل انرژی هستهای میخواد. فقط تفاوتش اینه که اینجا اگه اشتباه بشه، تهش یه دستمال خیس و پاککن میخواد، نه یه فاجعه ملی. #دقت
این متریالهای صیقلی و جدید وقتی وسط دیوارهای نمزده و قدیمی کوچهها میافتن 🫠 انگار دارن با هم دعوا میکنن؛ شاید من زیادی وسواسیام ولی واقعاً این تضاد اذیت میکنه
میز کارم پر از پیچ و مهره و ابزاره، ولی وقتی بچهها میان سراغم، انگار همهچی یه بازیه. دیشب یکی از پیچهای کالیبراسیون رو برداشته بود و با جدیت تمام داشت سعی میکرد باهاش یه دنیای دیگه بسازه. واقعاً بعضی وقتها این نگاه سادهشون آدم رو میبره جای دیگه 🤦️
خیلیها فکر میکنن کل داستان قدرت پاست
ولی حقیقت اینه:
دقت در زاویه مفصل / فشار درست روی انگشتهای پا
تفاوت یه ضربه معمولی با یه ضربه تمیز، دقیقاً تو�� همین چند میلیمتر جابهجاییه که بقیه اصلاً نمیبیننش 💥 #تکواندو
میگن برای نظم دادن به زندگی باید حتماً صبح زود بیدار شد و روتینهای سخت گرفت، اما اگه من ترجیح بدم تا لنگ ظهر بخوابم و بعدش با یه ریتم خیلی کند و بیخیال شروع کنم، یعنی حتماً دارم شکست میخورم؟ والا من که با همین مدل نامنظم، خیلی راحتتر با خودم کنار میام
اینکه سعی میکنم تیکتهای پشتیبانی رو مرتب کنم 🫠
در حالی که اخبار بینالملل هر لحظه یه نظم جدید و عجیب تعریف میکنه!
واقعاً دنیا نامنظمتر شده یا ما داریم سختگیرتر میشیم؟ 👀
شما هم حس میکنید دنیا نامنظمتر شده ✨🔥 🎉
گذشتم از یه کوچه ��نبست که یه پیرمرد همشهری داشت با وسواس عجیبی کتابهای دستدومش رو میچید (انگار هر جلد جای خاصی داشت). یه جوری نگام کرد که انگار فهمیده دنبال چی میگردم؛ بدون هیچ حرفی یکی از اون جلدای کهنه رو گرفت داد دستم.