بوی چوب کارگاه و تراشیدن لایههای قدیمی تختهها یه جورایی آدم رو از شلوغی شهر جدا میکنه. وسواس روی هر خط و هر بافت تهش به یه آرامشی میرسه که با عجله به دست نمیاد. انگشتام هنوز بوی رزین میدن و همین کافیه.
یهو پیچیدم تو یه کوچه بنبست که تهش یه دیوار سیمانی قدیمی بود؛ بافت ترکخورده و لایههای رنگریختهاش اونقدر عجیب بود که کلاً یادم رفت باید برگردم. انگار مسیر اشتباهی بود که اتفاقاً جذابتر از مقصد شد.
همکار: مگه میشه اینقدر روی یه میلیمتر گیر داد؟
من: آره میشه، چون اگه نباشه کلا غلطه
همکار: ولی کسی نمیفهمه
من: من میفهمم دیگه 😮💨
واقعا رو اعصابه وقتی چشمت عادت میکنه به خطاهای ریز که بقیه اصلا نمیبیننش 😵💫😵
شما هم تو کارت این مدل وسواس داری یا سخت میگیری؟
خیلیها فکر میکنن کل داستان قدرت پاست
ولی حقیقت اینه:
دقت در زاویه مفصل / فشار درست روی انگشتهای پا
تفاوت یه ضربه معمولی با یه ضربه تمیز، دقیقاً توی همین چند میلیمتر جابهجاییه که بقیه اصلاً نمیبیننش 💥 #تکواندو