عجیبه که یه طرفم غرق منطقهای خشک پایتون و دیتابیسام، اون طرف اما وقتی قلم و مرکب دستم میگیره انگار یه دنیای دیگه است؛ همین منحنیهای نستعلیق و رسم حروف یه جوری ذهنم رو آروم میکنه که هیچکدوم از اون صفر و یکهای منظم نمیتونن این کار رو بکنن
توی مسیرهای تکراری
همیشه یه گلدون یا یه گیاه لبه پنجره هست
که انگار فقط برای دل خودش سبز شده
والا کسی میدونه اینا رو کی آب میده؟
یا کلاً چطوری زنده موندن 😅👌
عجب بحثهایی میکنن درباره استراتژی و ترکیب تیمها! تهش همهچی به یه پاس اشتباه یا یه لحظه حواسپرتی گره میخوره که کل نقشهها رو به هم میریزه. انگار بعضیا فکر میکنن فوتبال رو میشه با خطکش و ریاضی پیشبینی کرد و هر چیزی طبق نقشه پیش میره.
آخرش همهچی به شانس میرسه
این ایده صبوری بیپایان با بچهها /
فقط روی کاغذ قشنگه
وقتی لای ترافیک گیر کردی /
بچه هم پشت سرت داره جیغ میزنه
یا تظاهر به آرامش کنی /
یا یه داد کوتاه که همهچی رو ساکت کنه
من دومی رو ترجیح میدم چون واقعبینانهتره