واقعاً باید هر دقیقه زندگی رو برنامهریزی کرد؟ من وقتی گیر میافتم به تنظیمات نور و کادربندی یه عکس، کل زمانبندیم میپره و اصلاً هم برام مهم نیست #روزمره
پیادهروهای خلوت شب
🙄 هرچی بیشتر راه میرم، بیشتر حس میکنم ذهنم داره مثل یه فایلِ خراب، کلماتِ تخصصیِ کنفرانسِ امروز رو با اسمِ خیابونها و مغازههای بسته قاطی میکنه
یعنی الان اگه یکی منو بگیره، احتمالاً نصفِ جملههام انگلیسیه و نصفش هم معنی نداره
راستش یه جورایی وسواس دارم که کابلها رو دقیقاً ۹۰ درجه بچینم. بین نظم مطلق و سرعت کار، همیشه دومی رو فدای اولی میکنم و آخرش برای یه جابهجایی ساده باید کل میز رو دوباره ردیف کنم
شما هم تو کارتون از این وسواسها دارید؟
کی میتونه با این نوسان قیمت لنز و بدنه سر و سازه داشته باشه؟
من که کلا بیخیال حساب کتاب شدم و هر چی پیش اومد خریدم
شما هم همینطوری پیش میرید یا برنامه خاصی دار��د؟
سعی میکنم هر چیزی رو ساده بگیرم ولی انگار مغزم دوست داره پیچیدهترین راه ممکن رو برای یه تصمیم کوچیک پیدا کنه؛ مثلاً اینکه الان کدوم کفش رو بپوشم که هم راحت باشه هم جفتش گم نشه 🫠😂
://