بچههایی که تمایل دارن آلمانی یاد بگیرن و مثل من تنبلی میکنن! میتونیم یک گروه بزنیم و هر روز یک محتوا آماده کنیم و بهم ارائهاش بدیم. در حد یک خبر یا خلاصه یک متن یا ویدیوی کوتاه. هدف استفاده از قدرت رودربایستی به منظور یادگیریه.:)
اگر مایل بودید بهم پیام بدید و #ریتوییت لطفاً.
داشتم برای دوستم تعریف میکردم که حالم خوبه و بهم خوش گذشته. یهو ولی مغزم نمیدونم چرا قیافهی فلفل رو آورد جلوی چشمام. خلاصه خوشحالی شد اشک توی چشم. نمیدونم. آدمیزاد بودن چیز خوبی نیست. از دست دادن افتضاحه. نمیخوامش. آمادگیشو ندارم. فکر کنم هیچکس نداره.
@Qory_GolQermezi اصلاً یه چیز عجیب و افتضاحی بود. انگار هر چی مونده بود رو دستشون رو ریخته بودن توی غذا. سلف دانشگاه رو بعضی از غذاهاشو میشد خورد، حتی بعضاً با خوشحالی.:))
یک سکانس از زندگی در ایران اونجا بود که به مدیرگروه گفتم استاد آخه من ترجیح میدم بزنم تو خط Advanced Materials ولی مردی گفت خیر، کارآموزی فقط کاشی.:)) آخه کاشی مرد حسابی؟ کاشی؟؟؟
سورئالترین لحظات زندگیم در کارخونهی کاشی اتفاق افتاد. بعضاً یک لحظه روح داشت از بدنم خارج میشد!
@Qory_GolQermezi آره بابا خیلی فضا غریب بود. یکم هم کارگرستیزی کرد طرف تازه! که آره اینجا کارگرا میرن شما نمیتونید برید که.:/
یادم نمیاد اسم کاشیها رو ولی.😂 فقط یادمه اسمهای مختلف داشتن.