اگر کسی در تهران خونه خیلی کوچیک یا سوییت یا هرچیزی داره که حاضره با قیمت کمی به یک خانم سرپرست خونواده و دخترش اجاره بده، اجاره هم به اسم یک خیریه نوشته بشه اگر بخوان خیالشون راحت باشه به من میشه بگه؟
ریتوییت کردنتون میتونه یک زندگی رو نجات بده♥️
واقعا چطوریه افغانستان جنگ میشه کانادا کل اکسپرس انتری رو متوقف میکنه افغانها رو بیاره تو، سوریه جنگ میشه همه شون پناهنده میشن. روسیه و اوکراین جنگ میشه از دوطرف پناهنده قبول میکنن. ایران جنگ میشه سریییع از همه جا بن میشن. چرا هیشکی ما رو دوست نداره آخه
امروز رسماً آواره شدم
هیچکس برای کمک به من و خانوادهام قدمی برنداشت. در این غربت، با همسرم و مادر ۷۵ سالهام، واقعاً نمیدانم باید آنها را کجا ببرم
فعلاً خودم در خیابانم و یک همسایه، موقتاً به خانوادهام پناه داده است
این واقعیت زندگی ما در امشب است؛ نه خانهای داریم، نه امنیتی و نه حتی میدانیم فردا قرار است کجا باشیم
اگر میتوانید در این شرایط سخت به ما کمک کنید، فقط تماشاگر نباشید. ما همین حالا به
کمک نیاز داریم
https://t.co/wj6nZLYpsi
لیست تازه تحریمهای آمریکا علیه افراد و شرکتهای ترکیهای بهدلیل همکاری با ایران، یک سؤال جدی را دوباره زنده میکند:
این حجم از اطلاعات دقیق درباره افراد، حسابها و مسیرهای محرمانه تجارت ایران، چگونه و از کجا به دست آمریکا میرسد؟
کشوری که در محاصره اقتصادی است، با لورفتن معدود راههای باقیمانده، دیگر نمیتواند نفس بکشد.
اگر کسانی از داخل، برای حذف رقیب، تسویهحساب یا هر منفعت دیگری، اطلاعاتی را به بیرون منتقل میکنند که نتیجهاش تحریم همکاران ایران و بستهشدن مسیرهای اقتصادی کشور است، دیگر نامش «نفوذ» نیست؛ باید درباره «جاسوسی اقتصادی » تحقیق کرد.
آمریکا ماشه تحریم را میکشد؛
اما باید معلوم شود چه کسی از داخل نشانی میدهد.
هزینه این نشانیها را نیز نه مسئولان، بلکه مردم با جیب و سفرهشان میپردازند.
مجلس گمراه هم با طرحهای احمقانه به بهانه نفوذ، دنبال بستن دهان مردم و رسانهها است.
ویدئوی هیوا سیفی زاده ، خوانندهی موسیقی ایرانی در اعتراض به حکم صادر شده برای خود برای اجرای سال ۱۴۰۳ در عمارت "رو به رو"
این خواننده به جرم "تشویق به فساد و فحشا" به چهار سال حبس تعزیری محکوم شده است.
۱/۲
مراکش، متحد اسرائیل، ظرف یک شب هزاران مهاجر را با کامیون به اسپانیا فرستاد.
اسرائیل میخواهد از طریق ایجاد بحران مهاجرت دولت سانچز (منتقد اسرائیل) را زمین بزند تا راست افراطی اسپانیا (ضد مهاجر و طرفدار اسرائیل) به قدرت برسد.
لابی صهیونیست هیچ مخالفتی را در جهان تحمل نمیکند.
بهجای تجمع شبانه و پرچم گردانی دور میدانها، ایجاد ترافیک، عربدهکشی و مفتخوری، پاشید با همون پرچمهاتون برید جنوب.
شک نکنید؛ امروز #جنوب از هر جای ایران، ایرانتر است.
اگر واقعاً ادعای وطندوستی دارید، همانجا زنجیره انسانی تشکیل بدهید، کنار مردمی بایستید که زیر فشارند، و برای این خاک کاری کنید؛ نه اینکه فقط وسط شهرها نمایش این سیرک مسخره ریاکارانه را راه بیندازید.
#جنگ
وقتی توماج صالحی «سوراخ موش» رو ارائه داد، هدفش کوبوندن خیلی از کسانی بود که در مخالفت با تحریم اقتصادی و جنگ و برای دیپلماسی و تنش زدایی فعالیت میکردند. کسانی که در یک ناکامی تاریخی، هم شاهد تشدید تحریمها، هم شاهد جنگ و انسداد بیشتر فضای سیاسی بودند. نهایت ناکامی اونها منتهی به ظهور اپوزسیونی افراطی و انحصارطلب شد که خود توماج رو هم هدف قرار داد. ولی امروز توماج صالحی بعنوان رپری منتقد با کولهباری از تجربه و رنج، به نمونه یک مبارز، آزادیخواه، برخاسته از متن مردم، زندان دیده، ضد خشونت، مستقل و وطن دوست بدل شده که رادیکالیسم حکومتی و در اپوزسیون رو سوژه کار جدیدش «تو چی؟» قرار داده.
گزارش یک بازداشت:
در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۹ صبح، در حالی که برای پیادهروی روزانه به همراه تدی و کلویی از منزل خارج میشدم، توسط ۱۲ نفر از مأموران سازمان اطلاعات سپاه، با حکم صادره از شعبه دوم بازپرسی دادسرای ۳۳ مقدس، در منزل شخصیام بازداشت شدم.
در جریان این اقدام، منزل من حدود ۳ ساعت و ۳۰ دقیقه تحت تفتیش کامل قرار گرفت و تمامی لوازم الکترونیکی شخصیام از جمله لپتاپ، تلفن همراه، فلش مموری و سایر تجهیزات دیجیتال، مطابق صورتجلسه تنظیمی، توقیف شد. متأسفانه در حین بازرسی، بخشی از لوازم منزل از جمله مجسمهها و وسایل دکوری بزرگ نیز آسیب دیدند.
در تمام این مدت، مکرراً با تهدید مواجه شدم و به من گفته میشد در صورت عدم همکاری، «وضعیت بسیار بدتر خواهد شد» و اتهاماتم آنقدر سنگین است که «قابل توضیح نیست». همچنین مأموران با قطع برق دوربینهای مداربسته لابی ساختمان و ضبط هارد مرکزی دوربینها، عملاً امکان ثبت و حفظ تصاویر این عملیات را از بین بردند؛ اقدامی که علاوه بر تضییع حقوق من، حقوق دهها نفر از ساکنان برج مسکونی را نیز نقض کرد.
در میان مأموران، یک زن نیز حضور داشت که اقدام به بازرسی بدنی اینجانب به شکلی تحقیرآمیز و خارج از عرف کرد و با وجود اعتراض صریح من، این رفتار ادامه یافت.
سگهایم را نیز حدود یک ساعت در خودروی شخصیام در پارکینگ ساختمان حبس کرده بودند که تنها پس از اعتراضهای شدید و مکرر، با انتقالشان به داخل اتاق خواب موافقت شد. همچنین به من دستور داده شد «حجاب عرفی» را رعایت کنم که با اعتراض شدیدم مبنی بر اینکه در منزل شخصی خود هستم و هیچ الزامی به رعایت حجاب ندارم، از این موضوع عقبنشینی کردند.
با وجود آنکه در بازداشتها و فشارهای پیشین، به دلیل نگرانی برای خانوادهام، تهدیدهای مداوم و سنگینی اتهامات، همواره سکوت کرده بودم، این بار تصمیم گرفتم درباره آنچه بر من گذشته سخن بگویم.
از ابتدای #جنگ خط تلفن همراه شخصی، حساب بانکی و بخش قابل توجهی از دسترسیهای مالی و ارتباطی من مسدود شده و همچنین ممنوعالخروج شدهام. در حال حاضر برای من در شعبه دوم بازپرسی دادسرای ۳۳ مقدس، توسط سازمان اطلاعات سپاه، پروندهای مفتوح تشکیل شده و در وضعیت بلاتکلیف حقوقی و قضایی قرار دارم؛ وضعیتی که با مراجعات مکرر و حتی بدون حکم قضایی به منزل شخصیام ادامه یافته است.
مسدودسازی خطوط تلفن، حسابهای بانکی، محدودیت معاملات و ممنوعالخروجی، بدون صدور و ابلاغ قانونی شفاف، فاقد وجاهت قانونی و نقض آشکار ابتداییترین حقوق شهروندی است.
و شاید «جرم» من فقط این باشد که با وجود همه تهدیدها، سرکوبها، ناامنیها و فشارها، ایران را ترک نکردهام؛ اینکه ماندن در ایران برای من نه از روی اجبار، بلکه از روی عشق،دلبستگی و انتخاب شخصی بوده است، در حالی که در طی این سالها در بازداشت ها و احضارها بارها گفتند همینه که هست! نمیخوای از #ایران برو.
مهدی موسوی آدم بسیار نزدیکی در زندگی من بود. تا زمانی که داستان مینا خازنی را شنیدم. عجیب اینکه مینا را به درخواست خود موسوی از ایران خارج کردم و او را آشفته و آسیبدیده دیدم. زنی به شدت قوی و پایبند به اصول اخلاقی و انسانی. مینا مدارکی را به من نشان داد که پی بردم کارگاه ادبیات او یک ساز و کار مخوف است و به قول خودش دهها فدایی دارد که تمام زندگی آنها را کنترل میکند و حاضر هستند برای او آدم بکشد. درنگ نکردم و با او موضوع را مطرح کردم و گفتم که کنار مینا خواهم ایستاد و از کارگاه ادبیات او خارج شدم و از او خواستم رنج مینا و من را بپذیرد و در صدد جبران برآید. دوستی و حرمتها فراموش شد. شروع به تهدید من کرد و به اطرافیانم ویس فرستاد که اگر کنار مینا بمانم زندگیام را نابود خواهد کرد. گفت که عکسهای خصوصی از من دارد که آنها را منتشر خواهد کرد و دست به پروندهسازی برای من زد که توییتهای او موجود است. مهدی موسوی من را تهدید به قتل کرد و ویسهای او موجود است. من از او به پلیس فرانسه شکایت کردهام و تمام ویسهای تهدید او را دارم، و ویسها و مدارک را برای چند اکتیویست فعال فرستادهام. در همین پست اعلام میکنم که مهدی موسوی و طرفدارانش باید برای هر ادعایی در مورد من اسناد و مدارک خود را منتشر کنند، من شکایت قبلی را پیگیری میکنم و هر اتهام جدیدی را بعد از انتشار این پست پیگیری خواهم کرد و اگر اتفاقی در این مورد برای من بیفتد ( با توجه به اینکه آدرس محل زندگی من را دارد) مسئولیتش به عهدهی شخص مهدی موسوی است.
من مهدی موسوی را یک خشونتگر سریالی بسیار خطرناک ارزیابی میکنم و ایستادن جلوی خشونت ورزی او را ایستادن جلوی خشونت جنسی و جنسیتی مردسالار میدانم.
میخواهم تاکید کنم تمام مستندات و شواهد مربوط به روایتی که در میان گذاشتهام، با وجود تمام فشارها، اتهامزنیها و تهدیدهایی که از سوی مهدی موسوی و اطرافیانش متوجه من و قربانیان دیگر شده، در دسترس است.
حداقل از زمانی که فاجعه ۷ اکتبر، یا به تعبیر همان زمان نتانیاهو «۱۱ سپتامبر خاورمیانه»، رخ داد نصیحت کردم و هشدار دادم. نشنیدند و گامبگام در این باتلاق فرو رفتند تا اکنون که مرگ به زیر بینی آنان رسیده و ایران را در آستانه نابودی قرار دادهاند.
اگر «درایت» داشتند در سال ۱۳۹۸، در اوج پیروزی در جنگ سوریه، از موضع قدرت با آمریکا و اسرائیل صلح میکردند و اکنون مردم ما، پس از اتمام تعطیلات نوروزی در سواحل مدیترانه، با اتومبیل از طریق بزرگراه لاذقیه- بیروت- بغداد به تهران بازمیگشتند.
اگر «عقل» داشتند در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ خود را کنار میکشیدند، میانجی میشدند بین اسرائیل و حماس و الان حکومت میکردند.
و اگر «شرف» داشتند در اعتراضات دی ۱۴۰۴ از حکومت کنار میکشیدند و انتخابات آزاد برگزار میکردند.
شاید این بار نیز نپذیرند و تا نابودی کامل ادامه دهند. این سرنوشت تلخ ماست به تاوان جنون ۵۷ که سرنوشت ایران را دگرگون کرد.
و اکنون بخشی از همان نسل متوهم خود را «جانفدا» میخوانند در مقابل حملات سهمگین آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای ملی. ایرانیان «جانفدا»ی حکومت شما نیستند و سزاوار نیست بیش از این گوشت قربانی شما در مسلخ جنون قدرت باشند.
من در همین حد موفق شدم به نت وصل بشم،از تمام هموطنان شریف و آزاده ام در خارج از کشور تقاضا دارم این صدا که صدایی از درون ایران است را به گوش تمام جهانیان برسانید
«مردم ایران برای جنگ آفرینان هورا نمیکشند و یک صدا خواستار پایان این جنگ ویرانگر و بیهوده هستند»
صدایی از داخل ایران