نوپهلویگرایی یعنی قدرت رضاشاهدوم در مقام «شاه مشروطه» آنقدر «مشروط و محدود» است که نمیتواند بندهایی از قانون اساسی را که هرگز اجرا نشده، همچنان معلّق نگاه دارد. امّا قدرت همان رضاشاهدوم در مقام «رهبر انقلاب» آنقدر «گسترده و مطلقه» است که میتواند به دفترچه بیپدرومادری همه نوع اختیاراتی تفویض کند. مصدّق هم البته در مقام «نخستوزیر مطلقه» همین را میگفت. میگفت قدرت محمّدرضاشاه تشریفاتی و مشروط است. امّا قدرتی مطلقه برای خود متصوّر بود که هوادارانش آن را دو دهه بعد به خمینی تفویض کردند. نوپهلویگرایی در واقع همان مصدّقگرایی است که «تا نشانِ سمّ اسپش گم کنند» نقاب پادشاهیخواهی بر چهره میزند. اینها در واقع به زبان بیزبانی میخواهند بگویند که «شاه مشروطه» برای انقلاب طرّاحی نشده، در نتیجه همان شاه را برای انقلابی بودن، باید به شمایل «نخستوزیر» مطلقه درآورد.
این جبر از کجا آمده؟ از رقابت اصلاحطلبانه «تیمِ من» با خامنهای بر سر رهبری انقلاب، که هیچ ارتباطی به تز «بازپسگیری ایران» که طیّ ده سال گذشته توسّط ملّت ایران طرّاحی شده ندارد. آقایان مشکلشان با ۵۷، ربودهشدنش توسّط خمینی است. مشکلشان با مسیح علینژاد، مجاهدین و اصلاحطلبان هم این است که آنها نیز دعوای مشابهی با خامنهای دارند. همه اپوزیسیون در کل دنبال خلقِ دولت سکولاری مبتنی بر لیبرال دموکراسی است. چیزی که از اجماع میان اینها حذف خواهد شد «پادشاهی» است، که خلق نشده بلکه در تداوم سنّتهای سیاسی ایران شکل گرفته؛ صدسال پیش با مشروطیّت سکولار شده بوده؛ مبتنی بر اصول لیبرال فلسفی شکل گرفته و چون بر مبنای نظام حقوق شهروندی قدرتمندی تاسیس شده، به حقوق بشر نیز باج نمیدهد.
چهکسی چنین کاخ بلندی را که استبداد محمّدعلیشاه، احمدشاهِ Rebel، دو جنگ جهانی، فتنه مصدّق و انقلاب ۵۷ و اصلاحطلبی، نتوانست ویران کند، میتواند از پای دربیاورد؟ شاه-شهروندی که با درآوردنِ لباسهای فاخر شاهانهش، او را با رختِ عریان رهبر انقلاب آراستهاند، امّا با بهبه و چهچه میخواهند وانمود کنند که چه لباس زیبایی به قامت او دوختهاند. من اینجا آن کودکم که داد میزند: شاه لُخت است!
شاهزاده گرامی @PahlaviReza
هرچند موضعگیری بههنگام جنابعالی در خصوص حراج دریای مازندران و استناد دقیق به معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ از نظر فکتهای حقوقی کاملاً متقن است، اما به عنوان یک مشروطهخواه، وظیفه ملی خود میدانم سه شکاف استراتژیک و تناقض بنیادین را که متأسفانه حاصل ریلگذاری اشتباه تیم مشاوران شماست، از موضع دغدغه ملی به استحضارتان برسانم:
نخست؛ ابهام در مخاطب بیانیه: در شرایطی که فرقه اشغالگر دست به انتحار ژئوپلیتیک زده است، صدور بیانیههای دیپلماتیک بدون خطاب قرار دادن مستقیم کارگزاران فرقه تبهکار یا سران کشورهای طرف قرارداد، از اقتدار حاکمیتی و وزن نمادین نهاد پادشاهی در برابر غاصبان خاک و ناظران بینالمللی میکاهد. ملت ایران در این لحظه حیاتی، نیاز به یک اتمامحجت عریان و مستقیم با کارگزاران رژیم و طرفهای بینالمللی قرارداد دارد.
دوم؛ تناقض بنیادین با پروژه گذار: متن موضعگیری اخیر جنابعالی در تضاد عمیق با دکترین #دفترچههای_گذار است که تحت حمایت شما تدوین شدهاند. جنابعالی در این متن برای اثبات حقانیت ایران، صراحتاً به "تداوم تعهدات بینالمللی" استناد کردهاید؛ یعنی دقیقاً همان منطق #تداوم_حقوقی_مشروطه. اما مشاوران شما در دفترچههای گذار، ایدهٔ مخرب "گسست حقوقی" و امحای پیشینه حقوقی کشور را ترویج میکنند. نمیتوان در کلام، مدافع تداوم حقوقی بود و در عمل از دفترچههایی حمایت کرد که ریشه حقوقی کهن کشور را قطع و ما را ملّتی منقطع از گذشته فرض میکنند.
سوم؛ فقدان مکانیسم ابطال در حقوق بینالملل: به فرض که در ایران فردا، امضاکنندگان داخلی این قرارداد ننگین را بازخواست و مجازات کردیم؛ مکانیسم حقوقی تیم جنابعالی برای خنثی کردن این خیانت و بازگرداندن خاک ایران در مراجع بینالمللی چیست؟ واقعیت این است که با دکترین مشاورانتان، دست ایران فردا کاملاً خالی است. وقتی با پشت کردن به تداوم حقوقی مشروطیت، حکومت بعدی را "جانشین قانونی جمهوری اسلامی" فرض کنید، طبق کنوانسیون وین در حقوق معاهدات، موظف به پذیرش تمام تعهدات این رژیم (از جمله کنوانسیون آکتائو) خواهید بود.
مشاوران کارنابلد شما با اصرار بر گسست، دولت ملی آینده را از همین امروز در یک بنبست حقوقی و خلع سلاح استراتژیک قرار دادهاند. تنها راه ابطال واقعی این معاهدات استعماری، تکیه بر دکترین بدهیهای منفور (Odious Debts) از طریق اثبات تداوم حقوقی مشروطیت و غاصب بودن رژیم ۵۷ است.
از جنابعالی صمیمانه تقاضا دارم نهاد پادشاهی را از تلهٔ این تضادهای حقوقی خطرناک که توسط مشاوران نابلد ریلگذاری شده است، نجات دهید.
پاینده ایران.
@TinaGhazimorad@SGhasseminejad@amiretemadi@khansarinia@AliHamid27@AmirTaheri4
Senator Ted Cruz calls on #Trump to arm undientified Iranian protesters to overthrow the regime.
He doesn't realise that arms aren't the solution.
Trump emptied the US arsenal bombing Iran but it didn't work.
Please mind your own business.
Let regime change to Iranian people.
#دریای_کاسپین و جمهوری بیهنر اسلامی!
«اگر خدا نخواسته، دست آن عالیجاه از دامن هر چاره و گریز کوتاه شود، تا این حد هم اذن و اجازت میدهیم که الفاظ مبهمه و فقرات ذو احتمالین، در فصلی که ذکر این مطلب است، به زور میرزایی و قوه انشایی بگنجاند که راه سخن برای ما باقی بماند و این تصرف و تسلطی که الآن داریم سلب نشود و از روی عهدنامه بحث بر ما وارد نیاید.»
اینها جملات و توصیهای است که قائم مقام به بدایع نگاری میگوید که از طرف ایران مأمور نگارش عهدنانه ترکمانچای در پی شکست سنگین از روسیه و از دست دادن سرزمینهای وسیعی از خاک کشور شده است. در این فقره قائم مقام تلاش دارد که حتی در شکست هم تا جاییکه امکان دارد منفعتی برای ایران حاصل کند.
تحصیل منافع در سیاست خارجی تنها به پشتوانه عنصر زور و حقوق و توافقات بینالمللی صورت نمیگیرد. «زور میرزایی» هنری میخواهد که میتواند از زیر شکست سنگین نتیجه جنگ با روس هم روزنهای هرچند کوتاه برای تحصیل منافعی هر چند اندک ایجاد کند.
در کنوانسیون اوکتائو چندین بار اشاره شده که تعیین خطوط مبدأ و تعیین حدود مرزها در #دریای_کاسپین منوط به توافق و مشارکت همه دولتهای ساحلی شده است. همین بهانه کافی است تا ایران با استناد به آن تا روزی که نتواند حقوق حقه خود را در آبهای #دریای_کاسپین استیفاد کند، از امضای هرگونه توافقی که نقض چنین حقوقی است سر باز زند.
به اضافه اینکه در قراردادهای هزار و نهصد و بیست و یک و چهل هم بر سهم متساوی ایران و شوروی در این دریا تأکید شده است. هر چند عنوان استفاده تساوی پنجاه درصدی در آن نیامده، اما اینها همان هنر استفاده از «زور میرزایی» است که جمهوری اسلامی نه بهرهای از آن دارد و نه علاقهای به حفظ منافع کشور بر اساس آن.
جمهوری اسلامی دولت ایران نیست، دولت ملی ایران نیست و بالطبع علاقه و توان دفاع از منافع ملی ما را نداشته و نخواهد داشت.
#دریای_کاسیپن
#جمهوری_شر
Iran's Rights in the Caspian Sea Are Not Negotiable.
The Islamic Republic, amid profound structural weakness and a deep crisis of legitimacy, is seeking to advance and implement the Convention on the Legal Status of the Caspian Sea (the Aktau Convention). This effort, undertaken without the mandate of the Iranian people and without a clear and comprehensive guarantee of Iran's historic rights, is deeply concerning and constitutes a serious threat to Iran's national interests.
Under the 1921 and 1940 treaties between Iran and the Soviet Union, the legal regime governing the Caspian Sea was founded on the parties' shared rights and the principles of mutual agreement and common interests.
Following the dissolution of the Soviet Union, the newly independent states reaffirmed, in the Alma-Ata Declaration (December 1991), their commitment to the treaties of the former Soviet Union and to fulfilling the international obligations arising from those agreements through the successor states.
Accordingly, any fundamental change to the legal status of this strategically vital body of water must be made with the agreement of all littoral states and with full respect for Iran's rights.
However, the Aktau Convention provides for the conclusion of bilateral and multilateral agreements among the littoral states concerning portions of the seabed and subsoil of the Caspian Sea, areas that were previously part of the shared waters of Iran and the Soviet Union.
This sets a dangerous precedent. By circumventing the principle of consensus among all littoral states, it effectively weakens Iran's historic position and diminishes the country's role in determining the future legal status of the Caspian Sea.
Since the signing of the Aktau Convention in 2018, I have repeatedly warned that "national interests cannot be safeguarded from a position of weakness." At the time, I also stressed that the criminal clique ruling the Islamic Republic sacrifices the interests of the Iranian nation and homeland for its own survival, and that its foreign policy repeatedly resorts to concessions and appeasement from a position of weakness.
My position on the current process remains unchanged. I consider the Islamic Republic's attempt to ratify this convention to be contrary to Iran's national interests.
No decision concerning Iran's resources, borders, or sovereign rights in this strategic body of water can possess legitimacy without the genuine participation and consent of the Iranian people. Iran's rights in the Caspian Sea are not negotiable, nor can they be relinquished. Any action that undermines these rights will be recorded in the historical memory of the Iranian nation, and those responsible will ultimately be held accountable by the people of Iran.
هممیهنانم،
امروز، سالروز امضای فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵، برای ما یادآور یکی از بزرگترین جنبشهای تاریخ معاصر ایران است، جنبشی که از دل اندیشه و تلاش دهها سالهی ایراندوستانی برخاست که از عقبماندگی و نابسامانی ایران در دوران قاجار رنج میبردند.
آرمان مشروطیت بر سه اصل بنیادین استوار بود:
حاکمیت قانون،
حاکمیت ملی و اراده ملت،
و پیشرفت و ترقی ایران.
مشروطهخواهان بهخوبی دریافته بودند که بدون قانون، دادگستری مدرن و سامان اقتصادی، استقلال و پیشرفت کشور امکانپذیر نخواهد بود. شاید بتوان سخن ابوالحسنخان پیرنیا، نماینده تهران در جلسه ۱۵ شهریور ۱۲۸۶ نخستین مجلس شورای ملی، را چکیده و تجلی خواست آنان دانست:
«ایرانیان را دیگر جان به لب رسیده است؛ دو چیز لازم داریم، یکی مالیه و یکی عدلیه.»
کتاب «یک کلمه» اثر میرزا یوسفخان مستشارالدوله نیز همین حقیقت را یادآور میشد: راز پیشرفت کشور در یک کلمه خلاصه میشود، قانون.
اما این مبارزه با مقاومت مشروعهخواهانی روبهرو شد که حاکمیت شرع و فقها را بر قانون و حاکمیت ملی برتری میدادند. آن جریان فکری، دههها بعد در قالب جمهوری اسلامی و ولایت فقیه بر ایران حاکم شد. تأسفبار آنکه امروز نیز برخی جریانهای سیاسی، هرچند با ظاهری متفاوت، همچنان با اصل حاکمیت ملت و پذیرش رأی مردم بهعنوان مرجع نهایی تعیین نظام سیاسی آینده ایران مخالفت میکنند.
اگرچه آشفتگیهای سالهای پایانی حکومت قاجار، و کارشکنی مخالفان مشروطه مانع از تحقق کامل آرمانهای این نهضت شد، اما بخش مهمی از آن آرمانها در دوره حکومت دو پادشاه پهلوی تحقق یافت و به اجرا درآمد، از جمله با تأسیس دادگستری مدرن، احداث راهآهن سراسری، نوسازی ارتش، تأمین امنیت کشور، بنیانگذاری بانک ملی، ساماندهی امور اقتصادی و مالی و ایجاد دیگر نهادهای بنیادین توسعه.
امروز پاسداشت انقلاب مشروطه یعنی تأکید بر حاکمیت قانون، رأی و اراده ملت، جدایی کامل دین از حکومت، و بازگرداندن ایران به ریل ترقی و تمدن.
بر همین اساس، برنامه من برای هدایت ایران در دوران گذار بر برگزاری انتخابات آزاد، حاکمیت رأی ملت، تشکیل مجلس مؤسسان برای تعیین مسیر آینده کشور و فراهم آوردن زمینه شکوفایی و رفاه برای همه ایرانیان تأکید دارد.
سالروز صدور فرمان مشروطیت گرامی باد و یاد همه تلاشگران راه آزادی، قانون و پیشرفت ایران جاودان.
امروز روز شکست استبداد است.
یک روز پیش از ۱۴ امرداد 2445=1906 =۱۲۸۵ (یعنی ۱۳ امرداد)، مظفرالدینشاه قاجار در کاخ صاحبقرانیه فرمان تاریخی تشکیل مجلس شورای ملی را امضا کرد، درخواست متحصنان را پذیرفت و تسلیم خواستههای مشروطهخواهان شد. تاريخ ايران برگ نوينی از خودرا ورق زد.
مظفرالدینشاه در آخرین ساعت های روز ۱۳ امرداد، با تمام مقاومتی که میکرد بالاخره فرمان ملی تشکیل مجلس که روز شکست استبداد قاجاريه بود را امضا کرد.
مظرفرالدين شاه قاجار با خواستههای بست نشينان در قم و شهر ری، و با خواسته مردم آذربايجان موافقت کرد.
اراده سلطنت مطلقه در برابر فشار و اعتراضهای مردمی عقب نشست؛ وايران صاحب قانون اساسی شد که در آنروز و هنوز هم در خاورميانه يکی از بهترين قانون های اساسی است. باوجود آنکه متعصبين مذهب شيعه برخی اصل هادرآن وارد کرده اند ولی هرگز بکار نرفته و مصرف نداشت وقانون اساسی مشروطه 1906 =2445 (120 سال پيش) يک قانون سکولار را به پيش برده است.
بويژه در دوران پهلوی ميزان سکولار بودن قانون اساسی 1906 -2445 (از ورود صلح آميز کوروش به بابل) چنان بکار گرفته شده که هيچونه تبعيض يا تفاوتی بيش شهروندان از هر دين و مذهب و هرمرامی که بوده اند قائل نشده است.
فردا 120 سالگی اين مهم را جشن خواهيم گرفت
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
شاهنشاها، یکسال دیگر از آخرین دیدار ما سپری شد، و این بار من هم از طرف خودم، و هم از طرف نمایندگان ملت ایران، برای ادای احترام، و همینطور دادن گزارشی کوتاه از آنچه با تو و بی تو بر ایران و ایرانی گذشته و میگذرد، با تو همسر عزیزم گفتگویی دارم.
امروز چهل و شش سال از روزی که ایران و ایرانیان، و همینطور من و خانواده ات را ترک کردی میگذرد، و در این مدت چه ها که بر ما و بر سر این ملک و ملت گذشته.
از اوایل قرن بیستم ایران با داشتن دو رهبر بزرگ نگر، قدم در راهی گذاشت که هیچ کشور دیگری در منطقه حتی تصور آن را هم به خودش راه نمی داد.
پدرت، رضا شاه بزرگ، در سختترین دوران جهان آنروز، ایران را از تقسیم و تجزیه نجات داد و پایه های کشوری متمدن و مستقل را بنا نهاد.
سپس به همت کار مداوم تو، شاهنشاه ایران، کشور ویران بعد از جنگ، تبدیل به ایران آباد شد، و ایرانی سرافکنده، مغرور و سربلند.
ایران کم کم مورد نگاههای حسرت بار بعضی و امیدواری بعضی دیگر قرار گرفت، و ابر قدرتها نیز به تدریج با نگاههای نگران به آن نگریستند.
در انتهای آن دوران طلایی، تمامی کشورهای منطقه در آرزوی بدست آوردن جزیی از آنچه ایران به دست آورده بود بودند، ولی تو کماکان به دنبال نشاندن ایران در سطح پیشرفته ترین کشور های جهان.
تو، شاهنشاه ایران زمین، با اعتقاد به حمایت بی چون و چرای ملت ایران هيچ نوع توافقی را با بزرگان جهان که حتی قدمی با ایران بزرگ مورد نظرت تفاوت داشته باشد قبول نداشتی، ولی افسوس که آن حمایت از تو دریغ شد، و بدون آن پشتیبانی حیاتی، تا به امروز شاهد خسارات بسیار سنگین و کمرشکن اش بوده ایم و هنوز هم هستیم.
ایرانی را که تو ترک کردی با تمامی کشور های جهان رابطه دوستانه داشت، و درهای آنها بدون ویزا برای ما باز بود، ولی ایران امروز، با عنوان حامی نخست تروریسم جهانی، تنها با شماری اندک رابطه ای نیمه دوستانه دارد.
در ایرانی که تو ساختی، درآمد یک کارگر ایرانی امکان یک زندگی راحت را به خانواده اش میداد. امروز کارگر ایرانی حتی قادر به تهیه مایحتاج اولیه زندگی اش هم نیست.
ایران تو در مهم ترین کارخانه های جهان سرمایه گذاری میکرد، و به کشورهای اروپایی پول قرض میداد، و امروز کاسه گدایی دولت آن در انتظار اجازه آمریکا برای خرید غذاست.
پادشاه تاجدار من، به تو به عنوان همسری بی مانند و مهربان، و پدری با علاقه و توجه بسیار به زندگی و تربیت فرزندانش درود میفرستم.
به تو به عنوان ”بزرگ ارتشتاران فرمانده“ درود میفرستم. تو با جهان بینی، برای میهنت پنجمین نیروی دفاعی جهان را بوجود آوردی، تا هیچ کشوری حتی فکر تجاوز به ایران را هم به خود راه ندهد.
نسل جوان و برومند امروز ایران، همانهایی که رژیم اسلامی با صرف هزینه های هنگفت و دروغهای بزرگ درباره دوران ما، می خواست حامی خودش باشد، با آگاهی بسیار از آنچه ما ساختیم، با دست خالی، ولی با اراده ای آهنین رو در روی آنها ایستاده، به خاندان پهلوی درود میفرستد، و با صدای بلند سقوط رژیم وحشت را میخواهد.
همین چندی پیش شاهد بزرگترین کشتار تاریخ ملتی توسط دولت حاکمش بودیم، دهها هزار جوان برومند ما به فرمان رهبران امروز ایران، در تنها دو روز در خاک و خون غلطیدند، و ملتی را داغدار و خونخواه خود کردند.
امروز همان رهبران در آتش جنگی خانمان سوز، سخت درگیرند، و ملتی که آن روز همه چیز داشت، امروز گرسنه، بی دفاع و مستاصل نمی داند با چه فردایی رو بروست.
رضا، پسر بزرگت که هنگام رفتن تو جوانی ۱۹ ساله بود، رهبری باز پس گیری ایران و رسیدن به دوران گذار را به عهده گرفته.
امید من و همه ایرانیان است که با پیروزی نهایی نور بر تاریکی، ایرانیان، یک دل و یک صدا، و دست در دست هم کمر همت به ساختن آینده آن ببندند، و از نو ایرانی پیشرفته و سر بلند بسازند.
تا آنروز و آن خبر، با درود بر تو و عشقی بی پایان
فرح پهلوی
در حالی که جنگافروزان جمهوری اسلامی در تهران و پناهگاههای امن خود پنهان شدهاند، سربازان وظیفه و نیروهای جوان را در پادگانهایی بیدفاع رها کردهاند، بیآنکه حتی توان حفاظت از این نیروها را داشته باشند. این رژیم بار دیگر نشان داده است که میان جان فرزندان ایران و بقای خود، همواره بقای خود را انتخاب میکند.
جمهوری اسلامی این جنگ را بر ملت ایران تحمیل کرده است و مسئولیت جان همه قربانیان آن، از جمله سربازان در پادگان بمپور، بر عهده همین حکومت است. آرزوی همه ما، صلح، امنیت و آرامش برای تمامی ایرانیان است، اما تا زمانی که این رژیم بر سر کار باشد، نه امنیتی پایدار ممکن است و نه صلحی واقعی.
این رژیم تبهکار بیش از آنکه دلنگران امنیت مردم ایران باشد، نگران حفظ حزبالله لبنان و دیگر نیروهای نیابتی خود در منطقه است. برای این رژیم، بقای بازوهای تروریستیاش از امنیت و جان مردم اهواز، زاهدان، بندرعباس، بوشهر، چابهار و سراسر ایران مهمتر است.
خطاب من به سربازان، افسران و همه نیروهای میهندوست است. جان خود را برای بقای جمهوری اسلامی به خطر نیندازید. سوگند شما به ایران است، نه به رژیمی که در لحظه خطر، سرکردگانش میگریزند و شما را بیپناه رها میکنند.
من با خانوادههای داغدار سربازان وظیفه که در حملات اخیر به مراکز نظامی جمهوری اسلامی جان باختند، عمیقأ همدردی میکنم، و از خانوادههای همه سربازان وظیفه میخواهم تا آنجا که در توان دارند، اجازه ندهند فرزندانشان در این شرایط خطرناک به خدمت سربازی اعزام شوند. هیچ پدر و مادری نباید فرزند خود را به پادگانهایی بفرستد که امروز به جای محل خدمت، به میدان مرگ تبدیل شدهاند.
این جوانان، فرزندان این سرزمین هستند، نه سپر انسانی جمهوری اسلامی. آنها نباید بهای بقای حکومتی درمانده را با جان خود بپردازند.
همچنین از مردم شریف ایرانشهر و زاهدان که برای اهدای خون و یاری رساندن به سربازان مجروح پادگان بمپور شتافتند، صمیمانه سپاسگزارم. این همبستگی ملی یادآور این حقیقت است که مردم ایران، حتی در سختترین روزها، فرزندان خود را تنها نمیگذارند.
ایران به فرزندانش زنده نیاز دارد، برای ساختن آیندهای آزاد، آباد و سربلند
مردم امروز هفتم اسفندماه در مراسم چهلم جاویدنامان در #نورآباد_ممسنی شعار «مرگ بر تجزیهطلب»، «مرگ بر خامنهای»، «شاه میاد به کشورش، ممسنی پشت سرش» و شعار «داس، چکش عمامه، ۵۷ تمامه» سر دادند.
در شهری که حاکمیت سالها آن را حاشیهای و سنتی میپنداشت، امروز پرچم شیروخورشید برافراشته شد، صدای «جاوید شاه» پیچید و مردم نشان دادند که نه قومیت، نه مذهب، نه جغرافیا نمیتواند آنها را از هدف مشترک جدا کند.
ایران برمیگردد. به دست همان مردمی که خونشان قیمت آزادیاش شد.
#سازمان_مشروطه_ایران
J’ai répondu cette semaine aux questions des journalistes de @LePoint. Retrouvez cet entretien approfondi, dans lequel je partage mon analyse de la nature du régime en place ainsi que mon espérance pour l’avenir de ce pays martyrisé, qui aspire ardemment à reprendre son destin en main.
https://t.co/PCyl9nv6zX
هممیهنان عزیزم،
امروز نسخه بهروزشده کتابچه دوران اضطرار پروژه شکوفایی ایران منتشر میشود.
پروژه شکوفایی ایران، بخش پنجم از استراتژی پنجگانه ما برای بازپس گرفتن ایران و دوباره ساختن آن است. پروژه شکوفایی، چشمانداز و برنامه گذار به دموکراسی و بازسازی کشور را ارائه میکند.
کتابچه دوران اضطرار در شش ماه اول، نیازهای فوری کشور، بحرانهای پیش رو در این دوره، و راه حلها و فرصتها تمرکز دارد، و با مشارکت مستقیم دهها متخصص تهیه شده است. پیشنویس این کتابچه در تابستان ۱۴۰۴ ارائه شد.
در راستای شفافیت و پاسخگویی حداکثری، از متخصصان و عموم مردم خواسته شد نظرات خود را با دستاندرکاران در میان بگذارند. تیم پروژه شکوفایی صدها ساعت با متخصصان به گفتگو نشست؛ هزاران پیشنهاد رسیده را بررسی کرد و اینک نسخه بهروزشده را ارائه کرده است.
من از مدیریت، تیم اجرایی، نویسندگان، و مشاوران پروژه شکوفایی ایران برای برداشتن این گام بلند سپاسگزارم. همچنین از همه کسانی که به شکلی دلسوزانه و سازنده، پیشنهادهای خود را برای بهبود کیفیت این کتابچه ارائه کردند تشکر میکنم.
برای نخستین بار در این چند دهه، پروژهای ملی و در این ابعاد، با مشارکت همگانی و در یک روند شفاف انجام شده و به سرانجام رسیده است. ما این روند را در دیگر فازهای پروژه شکوفایی و دیگر پروژهها ادامه خواهیم داد و استفاده خواهیم کرد.
کتابچه اضطرار، رئوس کلی ساختار و برنامههای مورد حمایت من برای اداره کشور در فردای سقوط جمهوری اسلامی در شش ماه نخست دوران گذار است. من و تیم همراهم به این برنامهها متعهدیم و آمادهایم که پس از رساندن انقلاب شیروخورشید به سرمنزل پیروزی و سرنگون کردن جمهوری اسلامی، زمام امور را در دست بگیریم. در پی آن، فرایند انتقال قدرت، استقرار سامانه گذار، ایجاد امنیت، بازسازی کشور، و گذار به دموکراسی را هدایت کرده و به سرانجام خواهیم رساند.
چون همیشه، حمایت و اعتماد شما ملت بزرگ ایران، بزرگترین سرمایه من بوده و خواهد بود.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
ویدیویی از جلیل میلانلویی، جاویدنام انقلاب ملی ایران در اسفراین، منتشر شده است که او را در روز جانباختنش نشان میدهد. در این ویدیو، آقای میلانلویی میگوید در خواب با «اعلیحضرت شاهنشاه» دیدار کرده و به تعبیر آن اشاره میکند.
جاویدنام جلیل میلانلویی که استاد دانشگاه و رئیس بانک رسالت در اسفراین بود، در بخش پایانی این ویدیو خطاب به شاهزاده رضا پهلوی میگوید:
«از شاهزاده عزیز، فردا که حکومت را در دست گرفتی، بدان که چه جانهایی در راه تو فدا شده. بدان چه اهدافی و چه سخنانی در این مسیر گفته و داده شده است. هیچ صحبتی ندارم. مواظب بچههایم باشید. مواظب دو دختر قشنگم باشید. بسازید؛ ایرانی بسازید که یادگار کوروش و داریوش باشد و جهانیان از شکوه آن انگشت به دهان بمانند.»
جاویدنام میلانلویی شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ با شلیک گلوله نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.
مردم شریف و عشایر غیور نورآباد ممسنی،
حضور دلاورانه شما در نفی رژیم ضحاکی و دفاع از کیان ایران، با برافراشتن پرچم ملی شیر و خورشید و درفش کاویانی، جلوهای آشکار از تداوم ایستادگی و مبارزه است. این حضور میهنپرستانه، با وجود آن کشتار بزرگ، نشانه عزم استوار شما و نمایانگر مسیر پیروزی ملت بزرگ ایران است.
عشایر سرافراز ایران،
من به شما درود میفرستم. شما در سراسر تاریخ پرافتخار این سرزمین، همواره نگاهبانان ایران بودهاید و سلاح و غیرتتان را در راه پاسداری از میهن، ملت و تمامیت ارضی کشور به کار گرفتهاید.
امروز نیز به شما و به همه ایرانیان در گوشهگوشه آن خاک پاک میگویم: همدل و همصدا، در کنار یکدیگر، ایران را پس خواهیم گرفت و آن را آبادتر و آزادتر از گذشته، دوباره خواهیم ساخت.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
Proud tribes of Iran, throughout our history, you have been the guardians of Iran. You have used your arms and your valor to protect the homeland, the nation, and our territorial integrity. Together, we will reclaim and rebuild Iran—more prosperous and freer than before.
We are all members of the great family of Iran. We are committed, in a united and democratic Iran, under the Lion and Sun flag, to end all discrimination and to guarantee individual freedoms and the equality of citizens before the law. We stand for Iran's freedom and security.