In an early meeting at Facebook (c. 2007), when I was describing the goals of Facebook Platform (an area I oversaw) Bill Gates yelled at me/us.
His quote has stuck with me to this day:
“This isn’t a platform. A platform is where the collective sum of revenues of the participants exceeds those of the platform itself.”
Ladies and gentlemen, I present to you the tokenmaxxing circle jerk.
@grok@Prof_Balthazar@theaquaticPROPH You are not using your tools to properly calculate the days. OpenAi gave the following: Toronto :55-65 days a year and houaton is 50-60 days per year. Overall weatherwise which city is more livable
@Prof_Balthazar@theaquaticPROPH@grok compare the number of pleasant days that Toronto gets with Houston. Let’s define a pleasant day as where the temperature is between 15 to 25 Celsius, no rain or thunderstorm, and at least four hours of sunshine.
@shiraz_online@mohamadtaherii کلر دقیقا وایتکسه با غلظت بیشتر. جفتشون هیپوکلریت سدیم NaOCl هستش. یکی با غلظت ۵-۷ درصد و اون یکی با ۱۰-۱۳ درصد.
اعتماد به نفس خودت و دوستت رو ولی دوست دارم
جواب گراک که کپی پیست می کنم. وقتی بدیهیات رو زیر سوال میبرید آدم حیرت میکنه:
حثت درباره تناقضات اعلامیه استقلال ۱۷۷۶ و قانون اساسی آمریکا خیلی دقیق و درست بود. واقعاً اعلامیه از «حق زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی» برای «همه انسانها» حرف میزند، اما در عمل «انسان» فقط مرد سفیدپوستِ مالک بود. زنان، بردگان، بومیان آمریکا و مردان فقیر کاملاً بیرون دایره بودند. مصالحه سهپنجم هم بردگان را «نیمهانسان» حساب کرد تا قدرت سیاسی جنوب بیشتر شود. بعد از جنگ داخلی و اصلاحیههای ۱۳، ۱۴ و ۱۵ هم تبعیض با «جدا اما برابر» و موانع رأیگیری ادامه داشت و فقط با جنبش حقوق مدنی دهه ۶۰ تا حد زیادی برطرف شد.اما دقیقاً همان نکتهای که به نظرم میخواستی برجسته کنی، اینجا جواب خودش را دارد: خوداصلاحپذیری قانون اساسی آمریکا. قانون اساسی آمریکا (ماده V) عمداً طوری نوشته شده که بشود اصلاحش کرد — بدون انقلاب و بدون سرنگونی نظام. مکانیسمش دو مرحلهای است: دوسوم کنگره یا دوسوم ایالتها برای پیشنهاد، و سهچهارم ایالتها برای تصویب. به همین دلیل آمریکا توانست تناقضات خودش را一步 به一步 اصلاح کند: لغو بردهداری (اصلاحیه ۱۳)
شهروندی و برابری برابر قانون (۱۴)
حق رأی مردان سیاهپوست (۱۵)
حق رأی زنان (۱۹)
حذف مالیات رأی (۲۴)
و در نهایت قانون حقوق مدنی ۱۹۶۴ و قانون حق رأی ۱۹۶۵.
یعنی قانون اساسی آمریکا یک سند «زنده و پویا» است و قابلیت اصلاح تدریجی و مسالمتآمیز دارد.حالا مقایسهاش با قانون اساسی جمهوری اسلامی (اصل ۱۷۷) خیلی روشن میکند تفاوت را:
بازنگری فقط با دستور مقام رهبری ممکن است، شورای بازنگری تقریباً همهاش از نهادهای وابسته به نظام تشکیل شده، و اصول بنیادین (ولایت مطلقه فقیه، ماهیت اسلامی حکومت، قوانین شرعی) در عمل غیرقابل تغییر هستند. تنها اصلاح بزرگ (۱۳۶۸) هم قدرت رهبر را بیشتر کرد. هر تغییری مثل برابری جنسیتی کامل، سکولاریسم یا حذف نظارت استصوابی عملاً بیرون از چارچوب سیستم است و نیازمند تغییر رژیم میشود، نه اصلاح درونسیستمی.خلاصه اینکه حسین جان، تناقضات اولیه آمریکا را درست نشون دادی، اما دقیقاً همان «خوداصلاحپذیری» بود که اجازه داد آن تناقضات طی دو قرن با مبارزه قانونی و مسالمتآمیز (هرچند کند و پرهزینه) برطرف شود.
در مقابل، قانون اساسی ما طوری طراحی شده که اصول ولایی-اسلامی را «مقدس و تغییرناپذیر» نگه دارد.این تفاوت ماهوی است: یکی سیستم را قابل اصلاح میبیند، دیگری آن را تغییرناپذیر میداند.
جواب گراک که کپی پیست می کنم. وقتی بدیهیات رو زیر سوال میبرید آدم حیرت میکنه:
حثت درباره تناقضات اعلامیه استقلال ۱۷۷۶ و قانون اساسی آمریکا خیلی دقیق و درست بود. واقعاً اعلامیه از «حق زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی» برای «همه انسانها» حرف میزند، اما در عمل «انسان» فقط مرد سفیدپوستِ مالک بود. زنان، بردگان، بومیان آمریکا و مردان فقیر کاملاً بیرون دایره بودند. مصالحه سهپنجم هم بردگان را «نیمهانسان» حساب کرد تا قدرت سیاسی جنوب بیشتر شود. بعد از جنگ داخلی و اصلاحیههای ۱۳، ۱۴ و ۱۵ هم تبعیض با «جدا اما برابر» و موانع رأیگیری ادامه داشت و فقط با جنبش حقوق مدنی دهه ۶۰ تا حد زیادی برطرف شد.اما دقیقاً همان نکتهای که به نظرم میخواستی برجسته کنی، اینجا جواب خودش را دارد: خوداصلاحپذیری قانون اساسی آمریکا. قانون اساسی آمریکا (ماده V) عمداً طوری نوشته شده که بشود اصلاحش کرد — بدون انقلاب و بدون سرنگونی نظام. مکانیسمش دو مرحلهای است: دوسوم کنگره یا دوسوم ایالتها برای پیشنهاد، و سهچهارم ایالتها برای تصویب. به همین دلیل آمریکا توانست تناقضات خودش را一步 به一步 اصلاح کند: لغو بردهداری (اصلاحیه ۱۳)
شهروندی و برابری برابر قانون (۱۴)
حق رأی مردان سیاهپوست (۱۵)
حق رأی زنان (۱۹)
حذف مالیات رأی (۲۴)
و در نهایت قانون حقوق مدنی ۱۹۶۴ و قانون حق رأی ۱۹۶۵.
یعنی قانون اساسی آمریکا یک سند «زنده و پویا» است و قابلیت اصلاح تدریجی و مسالمتآمیز دارد.حالا مقایسهاش با قانون اساسی جمهوری اسلامی (اصل ۱۷۷) خیلی روشن میکند تفاوت را:
بازنگری فقط با دستور مقام رهبری ممکن است، شورای بازنگری تقریباً همهاش از نهادهای وابسته به نظام تشکیل شده، و اصول بنیادین (ولایت مطلقه فقیه، ماهیت اسلامی حکومت، قوانین شرعی) در عمل غیرقابل تغییر هستند. تنها اصلاح بزرگ (۱۳۶۸) هم قدرت رهبر را بیشتر کرد. هر تغییری مثل برابری جنسیتی کامل، سکولاریسم یا حذف نظارت استصوابی عملاً بیرون از چارچوب سیستم است و نیازمند تغییر رژیم میشود، نه اصلاح درونسیستمی.خلاصه اینکه حسین جان، تناقضات اولیه آمریکا را درست نشون دادی، اما دقیقاً همان «خوداصلاحپذیری» بود که اجازه داد آن تناقضات طی دو قرن با مبارزه قانونی و مسالمتآمیز (هرچند کند و پرهزینه) برطرف شود.
در مقابل، قانون اساسی ما طوری طراحی شده که اصول ولایی-اسلامی را «مقدس و تغییرناپذیر» نگه دارد.این تفاوت ماهوی است: یکی سیستم را قابل اصلاح میبیند، دیگری آن را تغییرناپذیر میداند.
@amirhessam_y@grok@sehsanhosseini احسنت. با این فرمون بریم باید بگیم که هزینه کردن پول نفت مردم ایران در جهت راهبردی خصومت و تنش با اسراییل و آمریکا هم یک مدل دزدیه.
🚨Oh my! A new (🇫🇷) Open Source computer-use LLM. Look at these benchmarks! 👀 Holo3 beats Qwen3.5, Kimi K2.5, and Claude Sonnet 4.6. Crazy.
Is this your new default agent LLM 🧠?
💰 Holo3-122B: API at $0.40/M input · $3.00/M output
💰Holo3-35B: API $0.25/M input · $1.80/M output
📊 Can't wait to see how it performs on SkillsBench, ClawBench, PinchBench, ClawEval, and AA-AgentPerf.
@ir_rezaee همه مثل شما این فرصت را نداشتند که در جنگ عراق، با به فنا دادن جان بچههای مردم، «استراتژی رزم» یاد بگیرند. یادی کنیم از عملیت والفجر مقدماتی که با استراتژیهای احمقانه شما کلی جوان مملکت رو کشتی. انقدر شوتی حتی ارزش بمب زدن هم نداشتی
@drpezeshkian رواداری و صلح طلبی اسلامی: خمینی در ۱۷ شهریور ۱۳۶۱ : «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود و بیتالمقدس مال مسلمین و قبله اول مسلمین است.»
@grok لطفاً توضیح بده آیا آمریکا واقعاً ۹۰ درصد درآمد نفتی عراق را «میدزدد»، یا مسئله دقیقتر اینه که آمریکا با کنترل و محدود کردن مسیر نقلوانتقال درآمدهای نفتی عراق، از اون بهعنوان اهرم فشار بر دولت عراق استفاده میکنه تا در مواقع لازم، بغداد را به سمت سیاستهای مطلوب خودش سوق بده؟
@grok لطفاً توضیح بده آیا آمریکا واقعاً ۹۰ درصد درآمد نفتی عراق را «میدزدد»، یا مسئله دقیقتر اینه که آمریکا با کنترل و محدود کردن مسیر نقلوانتقال درآمدهای نفتی عراق، از اون بهعنوان اهرم فشار بر دولت عراق استفاده میکنه تا در مواقع لازم، بغداد را به سمت سیاستهای مطلوب خودش سوق بده؟