صدای بچههای ایرانم.
ترانه رحیمی
نوید الیاسی
ابوالفضل دادگستر
مهدی منصوری
احمدرضا سعیدی
مهرداد بوئری
محمدمهدی اسدی
آرمین غلامی
پارسا جعفری
مهدی جعفری — مهدی خسروی —
این ۱۰ نفر به اعدام محکوم شدهاند.
و علیاصغر پیغمبری که حکم اعدام او در دیوان عالی کشور هم تأیید شده.
نگذاریم نامشان فراموش شود.
امروز همه کنار #علی_زارعی میایستیم.
کسی که کنار مردم ایستاد، ۴۰۱ چشمش رو از دست داد، ۴۰۴ توی حماسه مونیخ شرکت کرد و بعد از برگشت به ایران، براش حکم اعدام صادر شد.
حالا نوبت ماست که کنارش وایسیم.
"آقای گمنام" ؟!
نه نشد دیگه، نمیشه بدترین توهین ها رو به کشته شدهها، اعدامی ها و خانوادشون بکنی بعد به خودت بگی گمنام.
وقتی ذوق مدرک داشتی و با اسم و آدرس عکسشو پست کردی باید فکر اینجاش رو هم میکردی "آرش شمیمی" دانشجوی مهندسی بهداشت محیط از دانشگاه تهران.
ساختمان ۱۴ کوی دانشگاه
با توجه به برملا شدن کثافتکاری و خیانت گردانندگان اکانت ۱۵۰۰تصویر و دار و دستهی مرتبط با آن، یک نکتهی مهم را به بچههای مبارز داخل کشور و بخصوص عزیزان جوانتر یادآوری کنم؛
[بهجز کانالهای ارتباطی که دفتر رضاشاه دوم پهلوی معرفی یا تایید کرده است] به احدالناسی اعتماد نکنید و اطلاعات هویتی، مکانی و امنیتی خودتان (که میتواند منجر به شناساییتان شود یا امنیتتان را به خطر بیاندازد) را به اشتراک نگذارید.
نشر چشمه گفته مبلغ درخواستی نویسنده بیشتر از توان ما بوده پس کتاب رو بیاجازه منتشر کردیم.
منم مبلغ کتابهای نشر چشمه فراتر از توانم هست پس امیدوارم ناراحت نشن pdf بخونم🙏
دو نفر روبهرویت مینشینند،
نه برای شنیدن، که برای متهم کردن.
نه برای فهمیدن، که برای مچ گرفتن.
فضایی سرد، بیروح و غریب، آنقدر دور از شأن گفتوگو که بیشتر به اتاق بازجویی شباهت دارد تا یک مصاحبه.
و درست همانجا، بیش از هر پاسخ، این وقار تو بود که دیده شد.
نه صدایت لرزید، نه احترامت کم شد، نه از کوره در رفتی و نه حتی اجازه دادی تلخی رفتار دیگران، شخصیتت را تغییر دهد. تا آخر ایستادی، با همان آرامش، همان متانت و همان صلابتی که سالهاست از تو میشناسیم.
این بار، بیش از همیشه، به تو افتخار کردم شاه من.
من ۱۸ و ۱۹ و ۲۱ دی و چارشنبهسوری تو خیابون بودم، غرب تهران.
به خاک ایران قسم اون پنج شعار اول رو حتی یکبار هم نشنیدم. حتی شعار "پاینده ایران" رو.
عمار ملکی این شعارها رو از کص ننش درآورده و عمدا "پاینده ایران" رو گذاشته اول تا بقیه رو خر کنه که بیطرفه.
من فقط سبزها رو شنیدم.
شاهنشاها، یکسال دیگر از آخرین دیدار ما سپری شد، و این بار من هم از طرف خودم، و هم از طرف نمایندگان ملت ایران، برای ادای احترام، و همینطور دادن گزارشی کوتاه از آنچه با تو و بی تو بر ایران و ایرانی گذشته و میگذرد، با تو همسر عزیزم گفتگویی دارم.
امروز چهل و شش سال از روزی که ایران و ایرانیان، و همینطور من و خانواده ات را ترک کردی میگذرد، و در این مدت چه ها که بر ما و بر سر این ملک و ملت گذشته.
از اوایل قرن بیستم ایران با داشتن دو رهبر بزرگ نگر، قدم در راهی گذاشت که هیچ کشور دیگری در منطقه حتی تصور آن را هم به خودش راه نمی داد.
پدرت، رضا شاه بزرگ، در سختترین دوران جهان آنروز، ایران را از تقسیم و تجزیه نجات داد و پایه های کشوری متمدن و مستقل را بنا نهاد.
سپس به همت کار مداوم تو، شاهنشاه ایران، کشور ویران بعد از جنگ، تبدیل به ایران آباد شد، و ایرانی سرافکنده، مغرور و سربلند.
ایران کم کم مورد نگاههای حسرت بار بعضی و امیدواری بعضی دیگر قرار گرفت، و ابر قدرتها نیز به تدریج با نگاههای نگران به آن نگریستند.
در انتهای آن دوران طلایی، تمامی کشورهای منطقه در آرزوی بدست آوردن جزیی از آنچه ایران به دست آورده بود بودند، ولی تو کماکان به دنبال نشاندن ایران در سطح پیشرفته ترین کشور های جهان.
تو، شاهنشاه ایران زمین، با اعتقاد به حمایت بی چون و چرای ملت ایران هيچ نوع توافقی را با بزرگان جهان که حتی قدمی با ایران بزرگ مورد نظرت تفاوت داشته باشد قبول نداشتی، ولی افسوس که آن حمایت از تو دریغ شد، و بدون آن پشتیبانی حیاتی، تا به امروز شاهد خسارات بسیار سنگین و کمرشکن اش بوده ایم و هنوز هم هستیم.
ایرانی را که تو ترک کردی با تمامی کشور های جهان رابطه دوستانه داشت، و درهای آنها بدون ویزا برای ما باز بود، ولی ایران امروز، با عنوان حامی نخست تروریسم جهانی، تنها با شماری اندک رابطه ای نیمه دوستانه دارد.
در ایرانی که تو ساختی، درآمد یک کارگر ایرانی امکان یک زندگی راحت را به خانواده اش میداد. امروز کارگر ایرانی حتی قادر به تهیه مایحتاج اولیه زندگی اش هم نیست.
ایران تو در مهم ترین کارخانه های جهان سرمایه گذاری میکرد، و به کشورهای اروپایی پول قرض میداد، و امروز کاسه گدایی دولت آن در انتظار اجازه آمریکا برای خرید غذاست.
پادشاه تاجدار من، به تو به عنوان همسری بی مانند و مهربان، و پدری با علاقه و توجه بسیار به زندگی و تربیت فرزندانش درود میفرستم.
به تو به عنوان ”بزرگ ارتشتاران فرمانده“ درود میفرستم. تو با جهان بینی، برای میهنت پنجمین نیروی دفاعی جهان را بوجود آوردی، تا هیچ کشوری حتی فکر تجاوز به ایران را هم به خود راه ندهد.
نسل جوان و برومند امروز ایران، همانهایی که رژیم اسلامی با صرف هزینه های هنگفت و دروغهای بزرگ درباره دوران ما، می خواست حامی خودش باشد، با آگاهی بسیار از آنچه ما ساختیم، با دست خالی، ولی با اراده ای آهنین رو در روی آنها ایستاده، به خاندان پهلوی درود میفرستد، و با صدای بلند سقوط رژیم وحشت را میخواهد.
همین چندی پیش شاهد بزرگترین کشتار تاریخ ملتی توسط دولت حاکمش بودیم، دهها هزار جوان برومند ما به فرمان رهبران امروز ایران، در تنها دو روز در خاک و خون غلطیدند، و ملتی را داغدار و خونخواه خود کردند.
امروز همان رهبران در آتش جنگی خانمان سوز، سخت درگیرند، و ملتی که آن روز همه چیز داشت، امروز گرسنه، بی دفاع و مستاصل نمی داند با چه فردایی رو بروست.
رضا، پسر بزرگت که هنگام رفتن تو جوانی ۱۹ ساله بود، رهبری باز پس گیری ایران و رسیدن به دوران گذار را به عهده گرفته.
امید من و همه ایرانیان است که با پیروزی نهایی نور بر تاریکی، ایرانیان، یک دل و یک صدا، و دست در دست هم کمر همت به ساختن آینده آن ببندند، و از نو ایرانی پیشرفته و سر بلند بسازند.
تا آنروز و آن خبر، با درود بر تو و عشقی بی پایان
فرح پهلوی
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران