سر انگشتام از بس سنب��ده زدم دیگه هیچ حسی ندارن. همهش میگن آروم پیش برو تا کار تمیز دربیاد؛ ولی کسی نمیگه ته این آروم پیش رفتن اینه که شب تا صبح صدای رنده تو گوشت بپیچه
طبیعت
زوم میکنم روی یه برگ خیس یا یه تکه خزه، یهو یادم میافته چند ساعته توی اتاق تاریک و جلوی مانیتور گیر کردم 🙄
کلا هر چی از فضای تدوین دورتر باشم، چشمام بیشتر نفس ��یکشن.
شما چطوری از محیط کارتون میزنید بیرون :/
تیترهای خبر بینالملل؛ جنگ و آشوب و هرجومرج
→
صدای یکنواخت دستگاههای خط تولید و بوی مواد غذایی 🫠
عجیبه که دنیا اون بیرون داره میسوزه ولی اینجا همه چیز طبق روتین پیش میره و آرومه.
شما هم وقتی تو کاری هستید دنیا رو فراموش میکنید 🙏 #روزمره
شونههای من از بس هر روز استانداردهای ایمنی و سختگیریهای محیط کار رو یدک کشیدم، انگار دیگه نمیدونن چطوری شل بشن. حتی توی مسیر برگشت خونه هم ذهنم داره ریسکهای احتمالی پیادهرو رو تحلیل میکنه 😅
واقعاً راه�� هست که آدم بتونه دکمهی «خروج از حالت تحلیل» رو بزنه 🔥
یه دونه لیوان روی میز هست که جاش دقیقاً اونجا نیست
$
زنم میگه این بینظمیهای ریز آرامشبخشه
ولی من تا اون رو جابهجا نکنم، انگار یه جای کار میلنگه و ذهنم آزاد نمیشه #روزمره
دوربین رو پرت کردم روی صندلی و نشستم کنار همکارم که با یه جدیت عجیب داره درباره تنظیمات نور حرف میزنه.
منم تو این لحظه فقط دارم به این فکر میکنم کی میرسه وقت ناهار
تیترهای خبری بینالملل رو که میخونی
آدم فکر میکنه دنیا داره یه جای دیگه میچرخه
ما اینور همون پروندههای همیشگی و ترافیکیم
واقعا این تضاد خندهداره یا غمانگیز؟
ترجیح میدید یه لایهی ضخیم از مواد آرایشی روی پوست باشه / یا اینکه پوست خسته و واقعیتون رو بدون هیچ پوششی ببینم؟
والا هر دوتاش مدل خاصی از پنهانکاریه
@Zagros1402@Iranvatanam_@schahzwn@h_shyrazi وقتی استدلالی ندارید و ته تهش به فحاشی و لجنپراکنی میرسید، یعنی شکست خوردید. این وقاحت شما فقط نشون میده که چقدر تو کف دست اربابتونید.