بازداشت رشید مظاهری پس از خطاب مستقیم به رهبر جمهوری اسلامی؛
شجاعتی که او را به قهرمان واقعی بدل کرد
رشید مظاهری پس از انتشار تصویری از علی خامنهای و نوشتن جملاتی از جمله: «خامنهای بدان که فرماندهی تو بر این خاک ایزدی به پایان رسیده است» بازداشت شد و این پست از اینستاگرام وی حذف شد. همسر او با اعلام خطر نسبت به وضعیت جانیاش تأکید کرده مسئولیت هر آسیبی مستقیماً بر عهده حکومت است.
در چنین بستری، روشن است که علت بازداشت صرفاً یک جمله تند نیست. مسئله خطاب مستقیم بالاترین مقام قدرت در نظامی است که خود را فراتر از پاسخگویی میداند.
به همین دلیل، از منظر نفی بردگی سیاسی و حق تعیین سرنوشت نسلها، هیچ مقامی نمیتواند خود را خارج از دایره نظارت ملت بداند. واکنش فوری حکومت مادام العمر نظام نشان میدهد مسئله اصلی نه یک واژه، بلکه به چالش کشیدن همین مصونیت تثبیت شده است؛ مصونیتی که با ترس، تهدید و هزینهسازی محافظت میشود.
در همین فضاست که قهرمانی رشید مظاهری معنا پیدا میکند. با توجه به تهدیدها و فشارها طی سالیان اخیر، او میدانست اعتراض به بالاترین سطح قدرت چه پیامدی دارد و با این حال عقب ننشست. این تصمیم، انتخابی آگاهانه برای نپذیرفتن سکوتی بود که از او مطالبه میشد. قهرمانی او در همان لحظهای شکل گرفت که حاضر نشد از موضع خود عقبنشینی کند. این همان نقطهای است که شرافت و شجاعت به هم میرسند.
با توجه به همین سابقه برخورد با منتقدان، نگرانی درباره جان او کاملاً جدی است و هرگونه آسیب به او مستقیماً متوجه حاکمیتی است که به جای پاسخ دادن، بازداشت را برگزیده است. در چنین شرایطی، سکوت به عادیشدن این الگو کمک میکند. از همین رو، همه اقشار، بهویژه ورزشکاران، باید خواهان آزادی فوری او باشند.
واقعیت این است، تعداد قابل توجهی از چهرههای ورزشی در برابر بازداشتها، احکام سنگین و حتی خطر اعدام معترضین دیماه، ترجیح دادهاند سکوت کنند و جایگاه خود را حفظ کنند. این سکوت چشم پوشی از ظلم و ظالم است؛ اکنون زمان آن است که این سکوت پایان یابد و حمایت علنی از همه زندانیان و بازداشتشدگان، از جمله رشید مظاهری، اعلام شود.
وقتی انسانی به دلیل بیان موضع خود بازداشت میشود، مسئولیت هر پیامدی متوجه همان قدرتی است که او را در حبس نگه داشته است. این وضعیت باید بیدرنگ پایان یابد و رشید مظاهری فوری آزاد گردد.
#رشید_مظاهری
#IranRevolution2026
#IranMassacre
سیاستِ ارعاب با طناب دار؛
جانهایی که قربانی تثبیت اقتدار میشوند
پس از اعتراضات و کشتار ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، موج احکام اعدام وارد مرحلهای شده که دامنه آن حتی کودکان و نوجوانان را نیز در بر گرفته است و این جنایت طی یک فرآیند قضایی نیست؛ حکم مرگ پیشتر در اتاقهای شکنجه، انفرادی و زیر فشار محرومیت از وکیل و اعترافگیری اجباری نوشته میشود.
محمد عباسی ۵۵ ساله بازداشت شده در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، به اتهام مباشرت و همکاری با اسرائیل و آمریکا و قتل یک مامور نیروی انتظامی، به اعدام محکوم شده است، در حالیکه هیچ سندی دال بر این اتهامات وجود ندارد.
در میان محکومان و افراد در معرض اجرای حکم، نامهای صالح محمدی (۱۹ ساله)، شروین باقریان جبلی (۱۸ ساله)، امید آرا، محمدامین بیگلری، علی فهیم، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی، شاهین واحدپرست کلور، شهاب زهدی، یاسر رجاییفر و یعقوب کریمپور دیده میشود.
همچنین ملیکا عزیزی (۱۸ ساله)، یاسین قاسمی (۱۷ ساله)، دانیال نیازی (۱۸ ساله) و دیانا طاهرآبادی (۱۶ ساله)، در کنار سینا شمس، جمال پورمندفر، حمیدرضا وطنی، بهروز باسره، بنیامین نقدی، محمدحسین خورشیدوند، جاسم ویشکایی، محمدرضا مجیدی، محمد کریمخانی، و نیز یاسین شهبخش، وحید ریگی و یونس دهمرده، سه شهروند بلوچ که با خطر صدور حکم اعدام مواجه هستند، با اتهامات سنگین امنیتی و خطر صدور یا اجرای احکام اعدام روبرو هستند.
دادگاه اشکان مالکی و مهرداد محمدینیا با اتهام «اقدام عملیاتی برای اسرائیل با قابلیت کشتار و ایجاد رعب» برگزار شده و احتمال صدور حکم اعدام برای آنان بسیار بالاست. آرمان معرفتی نیز با اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی محاکمه شده است.
در میان بازداشتشدگان، آرمان کیانیوفا و رحمان کیانیوفا، دو برادر با خطر احکام سنگین روبرو هستند. همچنین محمدامین رهبر، نوجوان ۱۸ ساله بازداشتشده در منجیل و محبوس در زندان لاکان، در معرض صدور و اجرای حکم اعدام قرار دارد.
آنچه از سال ۱۴۰۱ آغاز و در ۱۴۰۴ تشدید شده، حذف هدفمند نسل معترض از مسیر شکنجه و حکم مرگ است؛ اقدامی که با توجه به گستردگی آن میتواند در چارچوب «جنایت علیه بشریت» ارزیابی شود و مسئولیت مستقیم آن بر عهده جمهوری اسلامی است.
هیچ حکومتی حق مالکیت بر جان انسانها را ندارد اما آنچه در جریان است، حذف معترضان و گرفتن جانشان برای بقای قدرت میباشد؛ حذفی که بخشی آشکار و بخشی در سکوت تحمیلی بر خانوادهها پیش میرود و برخی احکام را در تاریکی اجرا میکند. این سیاستِ مرگ و جنایت بر عهده جمهوری اسلامی است و تنها با حاکمیت مردم و پایان قدرتهای مادامالعمر متوقف خواهد شد.
ما خواهان توقف فوری تمامی احکام اعدام و آزادی بیقید و شرط همه بازداشتشدگان و زندانیان زیر حکم اعدام هستیم. هیچ ساختار مادامالعمر و غیرپاسخگویی حق تعیین تکلیف برای جان شهروندان را ندارد. حاکمیتی که بقای خود را در حذف نسل معترض میجوید، مشروعیت اخلاقی و سیاسی خود را از دست داده است و پایان چنین چرخهای نه با اصلاح درون آن، بلکه با پایان آن و استقرار حاکمیت مستقیم مردم و نفی هرگونه قدرت تک حزبی رقم خواهد خورد.
@drmaisato
#نه_به_اعدام
#StopExecutionsInIran
فعالیت اعضای سازمان صلح طاهری با چاپ و پخش بروشور مانیفست رنسانس ایران آزاد در تهران، دزفول و اندیمشک - بهمن و اسفند ماه ۱۴۰۴
تفکر اینتریونیرورسالیزم، مانیفست رنسانس ایران آزاد را برای انسان آزاد ارائه داد. انسانی که آزاد است، مانیفست رنسانس ایران به دردش میخورد؛ انسانی که آزاد نیست میخواهد تحت بردگی باشد
آیا واقعا کسی به خاطر عقیدهاش میخواهد برده باشد؟
#سازمان_صلح_طاهری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
#اینتریونیورسالیزم
ششمین تجمع اعتراضی اعضای سازمان صلح طاهری در لندن، دومین تجمع اعتراضی اعضای سازمان صلح طاهری در استکهلم و چهارمین تجمع اعتراضی اعضای سازمان صلح طاهری در اورنجکانتی به حمایت از اعتراضات بر حق مردم ایران
اعضای سازمان صلح طاهری شنبه بیست و یکم فوریه ۲۰۲۶ در لندن انگلیس و یکشنبه بیست و دوم فوریه ۲۰۲۶ در استکهلم سوئد و اورنجکانتی آمریکا با برگزاری تجمعی اعتراضی، همبستگی قاطع خود را با اعتراضات بر حق و آزادیخواهانه مردم ایران اعلام کردند.
ابراز همدردی میکنیم با خانوادههایی که در این روزها فرزندان و عزیزانشان را در اعتراضات از دست دادند. درد شما درد یک ملت است. مردم آگاه ایران و وجدانهای بیدار در سراسر جهان ما امروز اینجا ایستادهایم چون به اصلهایی بنیادین باور داریم. آینده ایران باید بر پایه حاکمیت مردم، توزیع قدرت و جلوگیری ساختاری از فساد ساخته شود.
#سازمان_صلح_طاهری
#مانیفست_رنسانس_ایران_ازاد
#اعتراضات_سراسری
صفآرایی آگاهی در دانشگاههای ایران؛
کشور ملک شخصی حاکمان جمهوری اسلامی نیست
در امتداد خیزش دیماه ۱۴۰۴، دانشگاههای کشور بار دیگر به کانون مطالبهگری تبدیل شدهاند. تداوم اعتراضات و تجمعات دانشجویی در دانشگاههای تهران، صنعتی شریف، امیرکبیر (پلیتکنیک تهران)، شهید بهشتی، علم و صنعت، خواجهنصیرالدین طوسی، الزهرا، سوره، هنر و معماری پارس، تربیت مدرس، علوم اجتماعی تهران، فردوسی مشهد، سجاد مشهد، آزاد مشهد و صنعتی اصفهان نشان میدهد که فضای دانشگاه خاموش نشده و همچنان در کنار ملت ایستاده است.
بازداشت برخی دانشجویان از جمله در دانشگاه آزاد مشهد و خواجه نصیر و اعلام مجازی شدن کلاسهای برخی دانشگاهها، نشانه ترس و نگرانی حاکمیت است.
این اعتراضات صرفاً واکنش به بازداشتها یا فشارهای امنیتی نیست، بلکه ادامه همان مطالبهگری است که در اعتراض به کشتار، سوءمدیریت، چپاول و غارت ثروت ملی و استمرار حکومت مادامالعمری به نام جمهوری اسلامی شکل گرفته است.
دانشگاهها، مانند همیشه به کانون آگاهی سیاسی و انسجام مطالبهگری تبدیل شدهاند؛ حضوری آگاهانه و مسئولانه که شایسته قدردانی است و نشان میدهد دانشجویان با شجاعت در مسیر تعیین سرنوشت کشور ایستادهاند، جایی که مفهوم «مستخدمین ملت» در برابر الگوی حاکمیت بر مردم قرار میگیرد و اصل نفی بردگی سیاسی و نفی تمرکز قدرت در دست افراد یا جریانات خاص، بهصورت عملی مطالبه میشود.
اعتراضات اخیر بیان روشن بازگشت به دموکراسی و جمهوریت است؛ بازگشتی که نه بر پایه ایدئولوژی و فردمحوری، بلکه بر محور حاکمیت مردم تعریف میشود. دانشگاهها به بستر «صدای سوم» تبدیل شدهاند؛ صدایی که هم حکومت مادامالعمری را نفی میکند و هم تمرکز فردی قدرت را.
پیام این اعتراضات؛ آزادی زندانیان سیاسی، پایان سرکوب و پایان نظامی که با توسل به تهدید، امنیت سازی و تعطیلی کلاسها میکوشد صدای نسل جوان را خاموش کند. دانشجویان مدتهاست اعلام کردهاند که مشروعیت نظامی را که به جای پاسخگویی، به کشتار و سرکوب و تعلیق متوسل میشود، به رسمیت نمیشناسند، کشور ملک شخصی حاکمان جمهوری اسلامی نیست.
آزادی فوری بازداشت شدگان و تأمین امنیت جانی همه دانشجویان، مطالبهای روشن و بدون اما و اگر است. یورش نیروهای بسیج و امنیتی، بازداشت، ضرب و شتم و تهدید دانشجویان، هتک حرمت دانشگاه و سرکوب آگاهی است. دانشگاه میدان اندیشه و آزادی بیان است، نه صحنه خشونت و توحش عوامل خودفروخته نظام.
#صدای_سوم
#اعتراضات_دانشجویی
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
گوساله سامری؛ بردگی درونی
تبدیل هر فردی به «گوسالهی سامری سیاسی» میتواند منجر شود به:
• تکرار استبداد با چهرهای جدید
• تعلیق آگاهی و مسئولیت اجتماعی
• قطبیسازی و فرسایش اعتماد ملی
• سرخوردگی عمیقتر در آینده
ملتی که هنوز منتظر ناجی است، آمادهی آزادی نیست و آزادی بدون آگاهی، فقط تغییر زندان مملکت است که همه در آن زندانی هستند.
#گوساله_سامری_سیاسی
#نفی_بردهداری_سیاسی
#Iran: Children among 30 people at risk of the death penalty amid expedited grossly unfair trials connected to uprising
The Iranian authorities must immediately halt all plans to execute eight individuals sentenced to death after being convicted of committing offences during the January 2026 nationwide protests, Amnesty International said today. The organization is urging authorities to quash their convictions and death sentences, and promptly put an end to expedited torture-tainted grossly unfair trials against at least 22 others in connection to the uprising.
The organization has gathered information about at least 30 individuals facing the death penalty for alleged offences linked to the January 2026 protests. They include at least eight individuals convicted and sentenced to death in February within weeks of their arrests. They are #SalehMohammadi, aged 18, #MohammadAmiBiglari, aged 19, #AliFahim, #AbolfazlSalehiSiavashani, #AmirhosseinHatami, #ShahinVahedparastKolor, #ShaabZohdi and #YaserRajaifar.
At least 22 others, including two 17-year-old children, are at risk of the death penalty as they undergo or await trial proceedings marred by torture-tainted “confessions” and other serious violations of the right to a fair trial, including denial of access to lawyers during the investigation phase, and refusal to recognize independent legal counsel appointed by families for trial.
“The Iranian authorities are once again laying bare the depth of their disregard for the right to life and justice by threatening expedited executions and imposing death sentences in fast-tracked trials, only weeks after arrest. In weaponizing the death penalty, they are seeking to instill fear and crush the spirit of a population demanding fundamental change,” said Diana Eltahawy, Deputy Regional Director for the Middle East and North Africa at Amnesty International.
“Children and young adults form the bulk of those caught in the machinery of state repression following the January protests, denied access to effective legal representation and subjected to torture or other ill-treatment and incommunicado detention to extract forced ‘confessions’. The international community must take coordinated global action, pressuring the Iranian authorities to stop using the court system as a conveyor belt for executions.”
Amnesty International believes the real number of those at risk of the death penalty is much higher as authorities systematically warn families against speaking out and subject those detained to incommunicado detention, enforced disappearance, torture and other ill-treatment to extract forced “confessions”.
The international community must take coordinated global action, pressuring the Iranian authorities to stop using the court system as a conveyor belt for executions.
Officials have arrested thousands of protesters and dissidents in connection to the January 2026 uprising, and repeatedly threatened to seek “the maximum punishment [meaning the death penalty] … without any delays… in the shortest possible time”.
Amnesty International is calling on all UN member states as well as international and regional bodies to take urgent coordinated diplomatic action, demanding that the Iranian authorities: quash the convictions and death sentences; refrain from issuing further death sentences; and ensure that anyone charged with a recognizable criminal offence is tried in accordance with the right to a fair trial without recourse to the #DeathPenalty.
All states must also press the Iranian authorities to grant UN Special Procedures and the UN Fact‑Finding Mission on Iran, as well as representatives of embassies in Iran, access to detention facilities and the ability to observe trials.
Amnesty International has issued an Urgent Action urging global activism to stop the executions~@amnesty
#StopExecutionsInIran
دانشگاه در قامت یک ایستادگی تاریخی در دل بحران؛
میان سرکوب و تلاش برای مصادره اعتراض
دوم و سوم اسفند ۱۴۰۴، با تداوم اعتراضهای دانشجویی، بار دیگر روشن شد که دانشگاه همچنان در خط مقدم مبارزه ایستاده است. قدردانی از این نسل، تأکید بر مسئولیتی است که در سختترین شرایط بر دوش گرفتهاند نسلی که با وجود کشتار بی سابقه دیماه و بازداشتهای گسترده، همچنان در صحنه مانده است. ماندن در میدان پس از کشته شدن همکلاسیها و همنسلان، سطح بالای جسارت در نسلی را نشان میدهد که شایسته قدردانی و ستایش است.
این اعتراضها و تحصنها در دانشگاه تهران، صنعتی شریف، امیرکبیر، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، هنر تهران، علم و صنعت ایران، خواجه نصیرالدین طوسی، تربیت مدرس، فردوسی مشهد، علوم پزشکی مشهد، دانشگاه سجاد مشهد و همچنین در مراکز دانشگاهی شیراز، اصفهان، تبریز و چند شهر دیگر برگزار شده است.
در جریان این اعتراضات و در بسیاری از دانشگاهها، بویژه دانشگاه تهران، شعارهایی چون «زن، زندگی، آزادی، جمهوری ایرانی»، «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر» و «نه سلطنت، نه رهبری؛ آزادی و برابری» طنینانداز شد؛ شعارهایی که هم نفی استبداد موجود و هم رد هر شکل از بازتولید قدرت فردمحور را در بر دارد. این شعارها در فضایی سر داده شد که نیروهای امنیتی و بسیج در دانشگاهها حضور داشتند و برخوردهای تند، توهینآمیز و همراه با ضرب و شتم با دانشجویان رخ داد و برای متفرق کردن آنان از گاز اشکآور استفاده شد؛ شماری از دانشجویان نیز پس از خروج از دانشگاه بازداشت شدند و برخی به دلیل مشارکت در اعتراضها از ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل محروم شدهاند، با این حال، بسیاری از دانشجویان عقب ننشستند و در برابر صف نیروهای امنیتی و بسیج ایستادگی کردند.
همزمان با این شعارها، در برخی تجمعات موضوعی متفاوت نیز دیده شد. سردادن شعارها و نمایش نمادهای سلطنتطلبانه توسط چند نفر در تجمعات دانشجویی مشاهده شد که تلاشی برای مصادره یک حرکت مستقل است؛ آن هم در حالیکه دانشگاهها رسماً برائت خود را از حاکمیت موروثی اعلام کرده و بر جمهوریخواهی تأکید دارند. این مداخله بهانه سرکوب و پروندهسازی را تقویت میکند. هوشیاری دانشجویان و مردم ضروری است تا اعتراضات بار دیگر به سود قدرتطلبان مصادره نشود.
در برابر حکومتی مادامالعمر و غیرپاسخگو که بقای خود را در سرکوب و حذف صداهای منتقد جستوجو میکند، ایستادگی دانشجویان تأکید بر حق جامعه برای تعیین سرنوشت خویش و تجلی همان «صدای سوم» است؛ صدایی که نه به استبداد موجود تن میدهد و نه به بازتولید قدرت موروثی رضایت میدهد.
آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی دانشجویان بازداشت شده و معترضان ۱۴۰۴، روشن شدن وضعیت تمامی مفقودشدگان از جمله دانشجویان، و توقف استفاده از خشونت علیه دانشجویان و نخبگان کشور، حداقل مطالباتی است که در برابر این وضعیت مطرح است.
مسئولیت هرگونه آسیب، فشار یا نقض حقوق دانشجویان مستقیماً متوجه جمهوری اسلامی و همچنین عواملی است که میکوشند اعتراضات دانشجویی را همچون اعتراضات مردمی دیماه به سود خود، حتی اگر به بهای جان معترضان تمام شود، مصادره کنند.
#صدای_سوم
#اتحاد_جمهوری_خواهان
#از_بازداشتیها_بگو
This year’s International #MotherLanguageDay highlights the role of young people in shaping the future of multilingual education. Youth voices on multilingual education emphasizes that language is more than a means of communication: it is central to identity, learning, well-being and participation in society. The celebration underscores the importance of education systems that recognise and value every learner’s language to support inclusion and learning outcomes.
@UNESCO believes in the importance of cultural and linguistic diversity for sustainable societies. It is within its mandate for peace that it works to preserve the differences in cultures and languages that foster tolerance and respect for others.
Multilingual and multicultural societies exist through their languages which transmit and preserve traditional knowledge and cultures in a sustainable way.
Linguistic diversity is increasingly threatened as more and more languages disappear.
Globally 40 per cent of the population does not have access to an education in a language they speak or understand. Nevertheless, progress is being made in multilingual education with growing understanding of its importance, particularly in early schooling, and more commitment to its development in public life.
"On this International Mother Language Day, UNESCO is calling for investment in language transmission by placing young people at the heart of the solutions involved. Because linguistic diversity is a pillar of peace, dignity and inclusion. And no voice should be missing from the story of our humanity."
از سوگ تا ایستادگی؛
چهلمی که معادلات ترس را برهم زد و ادامه راه مبارزه شد
در تاریخ معاصر ایران، مراسم چهلم همواره ادامه سوگ درگذشتگان با آیینی آمیخته به اشک و ماتمی سنگین بوده است. اما آنچه در چهلم جانباختگان دیماه ۱۴۰۴ رخ داد، رخدادی بیسابقه و شکستن سنتی دیرینه بود. این رخداد نشان داد اندوه مردم عزادار ایران دیگر به خاموشی ختم نمیشود و فقدان عزیزانشان را به اعتراض و خشمی بدل کردند که این کشتارها پایان راه نیست و راه آنان را ادامه میدهند.
خانوادههایی که عمیقترین داغ را بر دل داشتند، بر مزار عزیزان خود ایستادند و سنگینترین اندوه را به جسورانهترین شکل، با رقص و پایکوبی و حضوری گسترده و بیپروا، به ادامه همان اعتراض بدل کردند.
این کنش مدنی بیسابقه انکار اندوه نبود؛ رنج به آگاهی تاریخی بدل شد و خانوادهها اجازه ندادند این فقدان توسط نظام تعریف شود و خود معنای این جانهای از دسترفته را تعیین کردند.
در نظامهای مستبد مادامالعمر، کشتار زمانی به کار گرفته میشود که مشروعیت فرو میریزد و خشونت جای اقناع را میگیرد تا جامعه باور کند ایستادگی هزینهای سنگین دارد. بقای این حکومتها به ترس جامعه وابسته است.
اکنون چهلم جاویدنامان اعتراضات دیماه، منطق تثبیت ترس را برهم زد. جامعه نپذیرفت که این قتل عام به ترفند سکوت همیشگی توسط نظام تبدیل شود. رقص بر مزار پیامی روشن داشت که این جامعه زنده است و از مرگ نمیترسد. این رفتار نشان داد کشتار نتوانسته مردم را خاموش کند و ارعاب دیگر فرمان نمیدهد.
راهبرد رژیم دیکتاتور آن بود که شوک کشتار به وحشتی پایدار بدل شود و هر امکان اعتراض را پیش از شکلگیری خاموش کند. اما حضور گسترده و شجاعت خانوادهها نشان داد این سیاست شکست خورد و جامعه وارد مرحلهای شده که دیگر با این جنایتها، مهار نمیشود.
به همین دلیل، چهلم دیماه ۱۴۰۴ را باید نقطه عطفی دانست که ایران را وارد مرحلهای تازه از تاریخ اعتراضات خود کرد. این تحول نشانه دگرگونی عمیق در وضعیت روانی و سیاسی جامعه است؛ تغییری که بیان میکند مهمترین ابزار بقای حکومتهای تکحزبی و مادامالعمر، یعنی ترسِ سازمانیافته، کارایی پیشین خود را از دست داده است. وقتی مردم از مرگ نترسند، قدرتی که بر ترس بنا شده فرو میریزد. این همان نقطهای است که جامعه از نگاه و اندیشه فرسوده فاصله میگیرد؛ نه بازگشت به سلطنت، نه تداوم رهبری مادامالعمر، بلکه گامی به سوی صدای سوم؛ صدایی که حاکمیت مردم، جمهوریت و دموکراسی را مبنا قرار میدهد.
این کنش فقط شکست ترس نبود؛ بازگرداندن شأن به جانهای از دست رفته، پسگرفتن میدان از قدرت و اعلام این پیام بود که با کشتار نمیتوان ملتی را خاموش کرد و راه عزیزانشان ادامه دارد.
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#از_دموکراسی_بگو
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
ثروت ملی و حکومت مادامالعمری
ثروت ملی صاحب میخواهد، مردم آگاه میخواهد، معلوم است که هر کس بیاید این ثروت را خودش نبرد بچههایش میبرند. آقازادههایش و دورقابچیهایش میبرند، نبرند نوه هایش میبرند. اینجور که میآیند و امروز هم که مد شده ریاست جمهوریها هم میخواهند که بکنندش پادشاهی و مادام العمر. هر کس میآید اولین کاری که میکند چه جوری قانون این چند سال را به هم بزند بلکه مادامالعمر بشود و موروثی بشود، بشود شاهنشاهی و بشود پادشاهی.
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#ثروت_ملی
#جمهوری_رنسانسی
۲۳۰ نیمکت خالی و دهها معلمی که دیگر هرگز به کلاس بازنمیگردند، فقط یک تصویر تلخ نیست؛ اینها نام و جان دانشآموزانیاند که دیماه ۱۴۰۴ در جریان سرکوب خونین اعتراضات کشته شدند. کودکانی که باید پشت میز درس مینشستند، به آمار جانباختگان افزوده شدند.
بنا بر اعلام گزارشات رسمی، دستکم ۱۷ درصد بازداشتشدگان را دانشآموزان تشکیل دادهاند؛ یعنی سرکوب مستقیماً متوجه افرادی بوده که هنوز به سن قانونی نرسیدهاند. تکاندهندهتر آنکه برخی از این دانشآموزانِ فاقد سن قانونی، با اتهاماتی سنگین نظیر «محاربه» مواجه و محکوم به اعدام شدهاند؛ اقدامی که نقض صریح تعهدات حقوق بشری و ممنوعیت مطلق اعدام افراد زیر ۱۸ سال است.
در ادامه این جنایت هولناک و بی سابقه، شماری از دانشآموزان بازداشت شده با تشکیل پروندههای امنیتی، محرومیت از دسترسی آزاد به وکیل، فشار برای اخذ اعترافات اجباری برای صدور احکام سنگین از جمله اعدام مواجه شدهاند.
۳۵ نهاد مدافع حقوق کودک نسبت به بازداشت کودکان، اعترافگیری تحت فشار و حضور نیروهای سرکوب در محیطهای آموزشی هشدار دادهاند؛ اقداماتی که تعرض مستقیم به کرامت انسانی و حق برخورداری از آموزش امن است.
کشاندن سرکوب به مدرسه، عبور از مرزهای اخلاقی و حقوقی جامعه است. مدرسه محل پرورش آگاهی است، نه میدان تهدید و مجازات. تبدیل فضای آموزشی به عرصه تعقیب و ارعاب، حمله به حق جامعه برای ساختن آینده خویش است.
این وقایع را نمیتوان جدا از ماهیت حکومتهای مادامالعمر دانست؛ حکومتهایی که برای بقای خود، حتی جان کودکان کشور را با تیر جنگی به راحتی میگیرند. هنگامی که قدرت متمرکر میشود و از نظارت و پاسخگویی مصون میماند، سرکوب تا کلاس درس نیز امتداد مییابد.
جمهوری اسلامی با کشتار دانشآموزان، صدور احکام مرگ برای افراد فاقد سن قانونی و نگهداشتن بازداشتشدگان در شرایط سخت، مرتکب نقضی فاحش و سازمانیافته علیه نسل آینده ایران شده است. این عملکرد، ترجیح آگاهانه حفظ قدرت بر جان کودکان آگاه و هشیار است. چنین جنایتی، از منظر حقوقی و اخلاقی محکوم و غیرقابل توجیه است و مسئولیت آن بهطور مستقیم متوجه حاکمیتی است که آینده یک ملت را هدف قرار داده است.
#نیمکتهای_خالی
#کلاسهای_بی_معلم
در ظاهر، مدرسه همچنان پابرجاست؛ زنگها به صدا درمیآیند و کلاسها برگزار میشوند. البته تعدادی از مدارس خالی از معلمان و دانش آموزان معترض و در اعتصابی هست که همکلاسیهای خود را از دست داده اند، اما زیر این ظاهر به نظر عادی، حقیقتی هولناک پنهان شده است، ۲۳۰ صندلی خالی و کلاسهایی که جای دانشآموزان و معلمان کشته شده را برای همیشه خالی نگه داشتهاند. ۲۳۰ کودک و نوجوان که باید آینده ایران را میساختند، اکنون به فهرست قربانیان سرکوب توسط جمهوری اسلامی افزوده شدهاند.
در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، دستکم ۱۷ درصد معترضان، دانشآموز بودهاند؛ رقمی که نشان میدهد خشونت حاکم، بیهیچ مرزی، مستقیم به سوی نسل در حال رشد نشانه رفته است.
همزمان، بازداشت دانشآموزان، گشودن پروندههای قضایی با اتهامات سنگین و پخش اعترافات اجباری از رسانه رسمی صدا و سیمای میلی جمهوری اسلامی، لایه دیگری از این فاجعه را آشکار میکند. مدرسه باید پناهگاه اندیشه، تمرین آزادی بیان و زیست مشترک مدنی باشد؛ کشاندن بازجویی، تهدید و ارعاب به این فضا، یعنی تخریب بنیان اعتماد عمومی و تبدیل محیط آموزش به قلمرو هراس. این روند، نقض آشکار حقوق کودک و تعرض مستقیم به حق آموزش ایمن و آزاد است.
۲۳۰ نیمکت خالی، فقط سوگواری برای چند دانشآموز نیست؛ سند اتهام علیه نظمی است که بقای خود را بر اراده جامعه مقدم میداند. هرگاه قدرت، دائمی و غیرقابل عزل شود و خود را فراتر از نظارت ملت تعریف کند، نخستین قربانیان آن، بیدفاعترین اقشار خواهند بود. سرکوبی که تا کلاس درس پیش میرود، نشانه نظامی است که برای حفظ خویش، از آینده یک ملت نیز عبور میکند.
جمهوری اسلامی در قبال این کشتار و در برابر بازداشت گسترده نوجوانان و محکومیت دانشآموزان و معلمان به حبس و اعدام، مسئولیتی انکارناپذیر و سنگین دارد. صدور حکم مرگ برای دانشآموزان و نگاه داشتن آنان در بازداشت، مصداق آشکار خشونت حکومتی علیه نسل آینده است. این جنایت، نه قابل توجیه است و نه فراموشی شدنی.
لغو فوری تمامی احکام اعدام دانشآموزان، آزادی بی قید و شرط و فوری بازداشت شدگان و پاسخگویی صریح عاملان این سرکوب، حداقل مطالباتی است که جامعه ایران و وجدان جهانی از حاکمیت مطالبه میکند.
#نیمکتهای_خالی
#کلاسهای_بی_معلم
We express our deep concern and profound sorrow regarding the tragic loss of children’s lives during recent protests.
The deaths of minors, who were exercising their fundamental rights to peaceful expression, are heartbreaking and constitute a grave violation of international child protection standards.
Children must always be protected from harm, fear, and violence, under all circumstances. Reports of children being killed or seriously injured during demonstrations are deeply alarming and demand immediate attention from the global community, particularly from UNICEF, as the leading international organization dedicated to safeguarding the rights and welfare of every child.
We respectfully urge UNICEF to:
Investigate and document all verified cases of children killed or harmed during the protests, ensuring full transparency and accuracy.
Call for accountability for any violations of international human rights and humanitarian law in which children have been targeted or affected.
Advocate urgently with relevant authorities to ensure that children are protected from all forms of violence and have safe access to education, healthcare, and psychosocial support.
Support families and communities affected by these tragedies with appropriate humanitarian assistance and long-term recovery programs.
The protection of children is a moral imperative that transcends borders and politics. We stand with @UNICEF in its mission.
#نیمکتهای_خالی
#کلاسهای_بی_معلم
#Empty_Desks
#Classes_Without_Teachers
In 2026, the #WorldDayofSocialJustice is commemorated under the theme “Renewed Commitment to Social Development and Social Justice.” This year's observance takes place at a critical juncture, following the Second World Summit for Social Development and the adoption of the Doha Political Declaration. In reaffirming the commitments of the 1995 Copenhagen Declaration, Member States have underscored poverty eradication, full and productive employment and decent work for all, and social inclusion as the interrelated pillars of social development.
This year’s theme reflects both recognition of progress achieved and acknowledgement of persistent and emerging challenges. While significant gains have been recorded in poverty reduction, education and social protection coverage, structural inequalities, labour market informality, gender disparities, and declining trust in institutions continue to impede inclusive and sustainable development. A renewed commitment therefore entails strengthening policy coherence across economic, social, and environmental dimensions, reinforcing multilateral cooperation, and placing equity and solidarity at the center of global policymaking.
From Political Commitment to Implementation
Guided by the Doha Political Declaration and the outcomes of the sixty-fourth session of the Commission for Social Development, the 2026 observance emphasizes the imperative of translating political commitments into concrete and measurable outcomes. Advancing social development and social justice requires coordinated, equitable and inclusive policies that integrate the social dimension across macroeconomic, labour, climate, digital, and industrial strategies.
In this regard, Member States have reaffirmed the need for macroeconomic frameworks that generate decent employment opportunities and living wages, strengthen labour market institutions, and ensure universal social protection. Particular emphasis is placed on promoting gender equality, expanding opportunities for young people, supporting transitions from the informal to the formal economy, and ensuring fair and inclusive transformations in the digital and green economies. Enhanced multi-stakeholder collaboration among governments, international organizations, social partners and civil society, is essential to mobilize resources, foster policy innovation, and accelerate implementation of the Sustainable Development Goals, leaving no one behind.
#SocialJusticeDay
در یک سیستم مدرن، مملکت به مجلس مقتدر، قوه قضاییه مستقل و مطبوعات آزاد نیاز دارد، نه به یک پیشوا، رهبر و شاه و… اگر سیستم درست طراحی شود، یک هیئت مدیره مستخدم ملت به درستی میتوانند مملکت را به دور از هر رانت و دزدی و سرقتی اداره کنند. سیستمی که در آن آقازاده و… مفهومی ندارد و وزیر و… نیز به همچنین. همه مستخدم ملت هستند و بس.
#مستخدمین_ملت
#از_دموکراسی_بگو
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
تفکر رنسانسی/مدرن: به دنبال به کرسی نشستن حاکمیت ملت است که نمایندگان متخصص و نخبه به عنوان مستخدمین ملت به استخدام در آمده و انجام وظیفه کنند و حقوق از ملت دریافت کنند و به محض مشاهده بی کفایتی و بی لیاقتی قابل جایگزینی باشند و نه اینکه دیگر نشود سلاح را از دست آنان گرفت.
#حاکمیت_ملت
#تفکر_رنسانسی
#جمهوری_رنسانسی
لازم است که ملت هوشیار باشند تا به دام نظام سیاسی مادام العمری دیگری نیفتند که مجددا بازپس گرفتن آن بهایی سنگینی خواهد داشت و کسانی که طالب چنین نظام هایی هستند شریک جرم در جنایات و ظلم و ستم روا شده به نسل فعلی و نسل های بعدی هستند.
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
#جمهوری_رنسانسی
.@UNICEF is deeply concerned by the reports that children arrested in connection with the recent public unrest in #Iran remain in detention.
“While the number of children currently detained, or the conditions of their detention cannot be verified, we urge that immediate, independent access be granted to all detained children to assess their situation, treatment, and well-being.
“The adverse impact of detention and incarceration on children is well documented. Children are not ‘little adults,’ they require special care. Deprivation of liberty entails life lasting consequences to the development of the child, but also for the future of the society overall.
“Children deprived of their liberty must be treated with humanity and dignity and enabled to maintain regular contact with their families. These are binding obligations under international law and must be upheld at all times.
“UNICEF urges an end to the detention of children in all its forms and the immediate release of the children detained in Iran following the most recent public unrest. The Islamic Republic of Iran is a party to the Convention on the Rights of the Child, and has an obligation to respect, protect and fulfil the rights of children.”