اندرو ناپولیتانو:
منظورم البته از تهدید او به نابودی ایران است. واکنش شما وقتی آن را شنیدید چه بود، پروفسور ساکس؟
جفری ساکس:
من آن موقع لرزیدم و الان هم میلرزم که یک رئیسجمهور ایالات متحده میتوانسته در تریبون مجمع عمومی سازمان ملل بایستد و خطاب به رهبران جهان، به زبان نابودی کشورهای دیگر و فرستادن آنها به جهنم صحبت کند.
این کار وحشتناک، بیسابقه، کاملاً تهوعآور و مایه شرمساری برای ایالات متحده بود.
ترامپ اساساً مانند یک آدم مجنون صحبت کرد که به نظرم واقعاً هم همینطور است. اینکه او و فقط خودش قرار است درباره بقای ایران تصمیم بگیرد.
او گفت که انتخابهای بسیار بزرگی پیش رو دارد: شاید ایران کشور بزرگی شود، شاید ایران نابود شود، شاید ترامپ آن را به جهنم بفرستد.
و نه تنها زبان او به شکلی ولنگارانه بود که من قطعاً در تمام طول عمرم نمیتوانستم از یک رئیسجمهور ایالات متحده یا هر کسی که پشت تریبون سازمان ملل ایستاده تصور کنم، چون آنچه ترامپ گفت نفرتانگیز و در نقض کامل هر استاندارد دینی، اخلاقی و حقوقی در این جهان بود، بلکه ترامپ دیروز میگوید که قرار است انتخاب دشواری بین نابودی یک تمدن باستانی که پنج هزار سال قدمت دارد ‼️و بیست برابر قدیمیتر از ایالات متحده آمریکا است داشته باشد‼️‼️‼️‼️.
آیا ما به نقطهای رسیدهایم که یک مرد، که من اتفاقاً فکر میکنم کاملاً بیکفایت و در واقع جامعهپریش است، وقتی افرادی به دستور او کشته میشوند، اصلاً لحظهای بازتاب و پشیمانی به خود راه نمیدهد؟
وقتی ۱۵۰ دانشآموز دختر کشته میشوند و او حقیقت را میداند، میگوید: احتمالاً ایرانیها این کار را کردند، ما بعداً متوجه خواهیم شد؟‼️‼️‼️
نه، هیچ کنترلی اصلاً در سیستم حکمرانی ما وجود ندارد.
بنابراین از من میپرسید چه حسی دارم؟
من در ۲۴ ساعت گذشته، هم از آنچه رئیسجمهور گفت و هم از اینکه در اتاق نشسته بودم و به این جنون، منظورم جنون واقعاً سایکوپاتیک است، گوش میدادم، تنم لرزید.
صحبت کردن به این شکل و با چنین ابتذالی غیرقابل تصور است.
مصاحبه رضا پهلوی با فاکسنیوز، شاید بیش از دهها سخنرانی و بیانیه، نشان میدهد که او امروز دقیقاً در کجای سیاست ایران ایستاده است.
او میگوید داراییهای مسدودشده ایران باید در اختیار آنچه «مردم ایران» مینامد قرار گیرد تا با آن سلاح تهیه شود و این سلاح برای مبارزه با رژیم مستقر سیاسی به کار رود، تا هزینه این کار بر دوش مالیاتدهنده آمریکایی نیفتد.
کمی در همین جمله مکث کنید.
پول چه کسی؟
پول ایران.
اسلحه برای چه کسی؟
برای ایرانی.
علیه چه کسی؟
باز هم ایرانی.
و استدلال چیست؟ اینکه آمریکایی هزینه ندهد.
اگر این سقوط اخلاقی و سیاسی نیست، پس چیست؟
کسی که سالها از «ایران» و «وطن» و «منافع ملی» لاف دروغ زده ، امروز به نقطهای رسیده است که حتی ثروت مسدودشده همین کشور را نه سرمایهای برای بازسازی ایران، بلکه صندوق تأمین مالی یک جنگ داخلی بالقوه میبیند. پولی که میتواند صرف بازسازی اقتصاد ایران، زیرساختها، بیمارستانها، مدارس، صنعت، آب، برق و زندگی مردم شود، قرار است تبدیل به تفنگ شود تا ایرانی به روی ایرانی اسلحه بکشد.
این دیگر صرفاً مخالفت با جمهوری اسلامی نیست. این طراحی منطق یک رویارویی مسلحانه در داخل ایران است.
در این نگاه، «گذار» دیگر یک فرایند سیاسی نیست. گذار یعنی مسلح کردن گروههایی که در خارج از کشور تصمیم گرفتهاند «مردم ایران» هستند و سپس فرستادن اسلحه و پول به داخل کشوری که از قبل پر از شکاف، بحران و آثار تحریم است.
اصلاً چه کسی به رضا پهلوی این حق را داده است که تصمیم بگیرد اموال ایران در آینده چگونه خرج شود؟ چه کسی به او نمایندگی داده است که از طرف مردم ایران تصمیم بگیرد داراییهای کشور به جای بازسازی ایران، صرف تسلیح گروههای سیاسی شود؟
و دقیقاً همینجا است که مسئله مشاوران و شبکه سیاسی پیرامون او اهمیت پیدا میکند. زبان سیاسی رضا پهلوی روزبهروز بیشتر شبیه زبان همان محافلی شده است که سالها ایران را نه به عنوان یک جامعه هشتاد و چند میلیونی، بلکه به عنوان یک «مسئله امنیتی» دیدهاند. پیوند سیاسی و فکری حلقه پیرامون او با FDD، بنیاد دفاع از دموکراسیها، و محافل نزدیک به سیاست امنیتی اسرائیل دیگر مسئلهای حاشیهای نیست. وقتی یک سیاستمدار ایرانی به جایی میرسد که درباره تبدیل داراییهای کشور خودش به منابع مالی تسلیحاتی سخن میگوید، طبیعی است که بپرسیم این دیگر سیاست ملی ایران حتی به غلط یا حماقت است یا ترجمه فارسی یک دستورکار امنیتی خارجی؟
برای من، در چنین لحظهای دیگر تعبیر «اپوزیسیون» هم به تنهایی توضیحدهنده نیست.
وقتی کسی از رسانه خارجی برای ایرانیان نسخه تسلیح میپیچد، وقتی هزینه آن را هم از جیب خود ایران پیشنهاد میکند، وقتی اولویت او این است که مبادا مالیاتدهنده آمریکایی برای این پروژه هزینه کند، فاصلهاش با منافع ملی ایران دیگر مسئلهای لفظی نیست.
او مدتهاست به سخنگوی فارسیزبان IDF و منطقی تبدیل شده که ایران را دشمن و یک میدان عملیات میبیند.
Just imagine for a moment if the Iranian president stood up at the UN, imagine if Ahmadinejad had come to the UNGA, and said: “Do I annihilate the Jewish state, and do it quickly? Do I drive Israel into hell?”
Imagine the Western and global and media response and outcry.
این جالب بود:
لابی اسرائیل علت اصلی این بود که ایالات متحده، برخلاف منافع امنیتی خود، پس از ۱۱ سپتامبر با ایران وارد درگیری شد.
اصلاحطلبترین رئیسجمهور تاریخ ج اسلامی، محمد خاتمی، در سال ۱۹۹۷ در یک پیروزی غیرمنتظره و قاطعانه،
ادامه
وزیر خزانه داری امریکا در یک رستوران سوپرایز میشه زمانی که یکی از مشتری ها اون میشناسه و میاد ایشون رو بلند معرفی میکنه و بعدش میگه به سلامتی ادمی جام میزنیم
که صدها هزار نفر با تحریم در گشنگی میبره ….
@fuckin_jinix@BBCArdalan آره، تو کامنتا که بخونی خیلیاشون رو پیدا میکنی. همینقدر اسکول، همسنقدر خنگ و همینقدر پفیوز. تو مغز اینا موقع خلقت متریال کم اومده بود، ریدن وزنش زیاد بشه به چشم نیاد
ولی ایران «خرابشده» نیست. نباید در دام این تله افتاد. نباید گرفتار این ویروس شد. ما خاکبرسر نیستیم؛ بعنوان یک ملت راه بلندی رو آمدیم. چیزهایی ساختهایم. دوام آوردهایم. آدمهایی داریم که در سختترین روزها ایران رو جلو بردهاند. آبادانی آوردهاند. کار اساسی کردهاند.
زبانِ خاکبرسری، اینکه هیچ دانهای در خاک این مملکت عمل نمیاد، اینکه اینجا هیچ چیز ارزشمندی نداره، زیرساخت نداره، توسعهنیافته، کار جهانی در اون نشده، این زبان و صورتبندی، مقدمهای بوده برای عقب نگه داشتن ملی ما. مقدمهای برای جنگ. مقدمهای برای نابودی ایران. ما اما در همین شرایط هم خیلی چیزها ساختهایم. این کشور خرابشده نیست. این خاک هزاران امکان در دل خودش داره. مادر ما. مادر عزیز ما.