این الطالب بدم المقتول بکربلا...
خدای خوب بگو جان شهر برگردد
کمال مطلق انسان شهر برگردد
چه خوب میشد اگر مرد آسمانی ما
به جمع خاکی خوبان شهر برگردد
و گفته اند ک آفاق عشق خوش قدم است
به یمن مقدمش ایمان شهر برگردد
هنوز منتظرم یک نفر خبر بدهد
که باز یوسف کنعان شهر برگردد
رفته بودم مهد دنبال پسرم.
یه دختر بانمک اومد بیرون. به مامانش گفت این گل رو بخاطر تو درست کردم، این گربه رو بخاطر خودم. دوستت دارم مامان.
بهش گفتم تو اسمت رستائه؟
گفت آره.
گفتم من مامان تیامم.
با لحن شاکی گفت مامان تیام، تیام منو تق زد! خیلی ناراحت شدم. :))
مامانش گفت /۱
در طلب انار برای زهرا س
روزى حضرت امیر ع به خانه آمد، ديد حضرت زهرا س بيمار افتاده.
چون شدت بيمارى و تب آن بانو را ديد، سرش را به دامن گرفت و بر رخسارش نظر كرد و گريست و فرمود: يافاطمه! چه ميل دارى؟ از من بخواه
آن معدن حيا و عفت عرض كرد: يا پسر عم! چيزى از شما نمى خواهم...
روز دوم جنگ
یک اصلاح طلب یا قشر خاکستری در این جمع نیست
همه از دم انقلابی و ارزشی هستند
بمباران میشوند ولی فرار نمیکنند
کشور را حفظ کردند
حال عدهای به این مردم مبعوث شده میگویند
تندرو و پایداری
درحالی که نظام حفظ وجودش را مدیون این مردم است.
@samanta588 منی ک تو حسرت خیلی چیزا میموندم... خیلی دوران سختیه مخصوصا اگه کسیو نداشته باشی کمکت کنه و احساس تنهاییو...از درو دیوار خونه هم بدم میومد ولی ارزششو داشت
زمینی خریدم شش ضلعی نامنظم که وسط دیوار همسایهها مانده بود. بعدها متر کردم دیدم بزرگتر از سندش است! چند وقت بعدش یکی از همسایهها گفت زمینش کمتر از سند است. گفتم بیا متر بگیر بردار ببر. تعجب کرده بود بیچونه و مقاومت زمین را بهش دادم. این جمله را بهش گفتم
سید هاشم حداد ره میفرمود:
چندین بار خدمت آقای قاضی عرض کردم که اذیتهای حرفی و روحی مادرزنم به من به حد نهایت رسیده است و من دیگر صبر آن را ندارم و از شما میخواهم اجازه دهید، زنم را طلاق دهم
ایت الله قاضی فرمودند: از این جریانات گذشته، تو زنت را دوست داری؟ عرض کردم: آری
در اثر تحمل آن فحشهایی است که وی به من داده است و اطاعت کار فرمان استاد قاضی برای من فتح باب نموده است و اگر من اطاعت نکرده، تحمل اذیتهای مادر زن را نمینمودم، تا ابد همان سید هاشم محزون و غمگین بودم.
روح مجرد، ص۱۷۵
بعضی اوقات هی به این روز فکر میکنم..
شفاف خاطراتش جلو چشممه
میگم من؟ من این روز رو زندگی کردم؟
کله سحر روضه مسجد دانشگاه تهران برای کی؟ برای آقا؟!
همه جمع بشیم میدون انقلاب زیر موشک و.. زار بزنیم برای کی؟ آقا؟! آقا رفت..؟
ما چجوری زنده موندیم و،
این روز رو زندگی کردیم..؟