اگر چیزی ساخته نشود، آگاهی تبدیل میشود به:
تحلیل
بحث
فرسودگی ذهنی
نه تغییر واقعی.
توسعه از «یک انقلاب بزرگ» نمیآید.
از هزار کار کوچک میآید
که هر روز تکرار میشوند.
شاید مسئله ایران کمبود آگاهی نباشد.
شاید کمبود «ساختنهای کوچک قابل تکرار» باشد.
توسعه از جایی شروع میشود که سؤال عوض شود:
❌ چه مشکلی داریم؟
✅ چه چیزی میتوانیم بسازیم؟
و ساختن یعنی:
کوچک باشد
واقعی باشد
قابل تکرار باشد
نه بزرگ، نه کامل، نه ایدهآل.
تکتاکهایی که کوروش و مانی به همراه بروبچههای دیجیاتو در طول این 88 روز ضبط کردن مرهمی بود روی زخم ما زندانیان اینترانت. تنها محتوایی که برای چند ثانیه توش از نظر روانی تخلیه میشدیم.
از تلاش تمام بچههای دیجیاتو ممنونم.
@kooroshication خیلیا ممکنه اثرگذاری کنشگری رو دست کم بگیرن. ولی من با همه وجود بهش اعتقاد دارم. تو یکی از کنشگرای شجاع این حوزهای و دمتم گرم. کنارتیم.
بعضی غمها وقتی اجازه پیدا میکنند فقط چند دقیقه کنار ما بنشینند، از حالت سنگ تبدیل به ابر میشوند. نه اینکه ناپدید شوند.
فقط دیگر تمام وزنشان روی سینه نمیماند.
ریکاوری بعد از بحران شبیه یه لحظه بزرگ نیست.
خیلی بیصداست.
مثل اولین شبی که بدون چک کردنِ وسواسیِ اخبار خوابت برد،
اولین باری که برای آیندهی دورتر هم برنامه ریختی.
این قدمهای کوچیک رو دستکم نگیر.
همهچی شده انتظار…
یکی اون بالا یه تصمیمی بگیره، ما ببینیم چی میشه.ولی زندگی که منتظر نمیشه تا تکلیف بالا مشخص شه. کمکم تبدیل میشیم به تماشاچیِ زندگی؛ گرونی، خبر، آینده… همه رو فقط نگاه میکنیم. بعد یه مدت حتی انتخابای کوچیک هم میره زیر سایهی همین “صبر کنیم ببینیم چی میشه”.
از همهچیز خالی شدهام. نه خوشحالم نه بدحال. نه شاد، نه غمگین و نه امیدوارم یا نومید. بیگذشته و آینده، سکونی بیزمان و مکان، معلق در هیچ، همراه با نوعی آگاهی خوابزده به وجود خود، خوابی بیرویا، با چشمان باز.
• روزها در راه؛ شاهرخ مسکوب
«شاید خوب است گاهی سکوت کنیم. شاید کسی که همیشه سکوت کرده، یک عالمه داستان دارد که ما نمیدانیم. ولی ما فقط به او یک برچسبی میزنیم؛ خانوادهی دههی شصت، خانوادهی «زن، زندگی، آزادی»، خانوادهی بهائی، خانوادهی کارگر و هزار و یک اسم دیگر. وقتی این اسمها را میگوییم، انگار فکر میکنیم از اول تا آخر تجربهی زیستهی آن گروه را میدانیم، در حالی که اینطور نیست و ما هیچوقت فرصت نداشتهایم که واقعاً از همدیگر بشنویم.»
✍🏼 با آزاده پورزند، پژوهشگر و کنشگر حقوق بشر دربارهی شیوههای گفتوگو و شنیدن صداهای مخالف مصاحبه کردهایم.
https://t.co/3ITdbV721f
واقعاً از وضعیت اینترنت خستهام. با این فیلترشکنهای گرون هم تازه نصفهنیمه وصل میشی. از اون طرف شبکه داخلی هم خودش کند، پرقطعی و غیرقابل اعتماده. نتیجهاش یه وضعیت معلقه که نه کار درست حسابی میشه کرد، نه حتی میشه روی هیچ اتصال پایداری حساب باز کرد. فرسودگی ممتد و روزمره
جاهای درست سعی می کنن دقیقا به اونی که الان دسترسی کمتری داره، دسترسی و فرصت های بیشتری بدن تا بتونه خودش رو به کسانی که دسترسی زیادتر دارن نزدیک کنه. اینکه «فلانی رو محدود می کنیم چون از قشر *دانشمندان* نیست» ادامه ذهنیت «بچه کشاورز لازم نیست سواد یاد بگیره» است.
#شکاف_دیجیتال
کاش آقای وزیر میفرمودن که به نظرشون چرا در اینترنت طبقاتیشون باید به اساتید و دانشجویان دانشگاه یوتیوب بدن ولی به ما عوام یوتیوب ندن(:
یادآوری: شکاف دیجیتال یعنی نابرابری دسترسی به تکنولوژی دیجیتال. اینکه بگی فلانی چون تو دانشگاه نیست یوتیوب هم نمیخواد یعنی تشدید شکاف دیجیتال
@norouzi_more منظور ایشون کاملا واضحه و شما درست میگید من به تازگی این ضعف شدید در درک ادبیات فارسی و حتی ضعف شدیدتر در نوشتار رو به شکل بسیار پررنگی میبینم به خصوص در متولدین دهه ۷۰ به بعد.