🖊️متن کامل بیانیه به مناسبت صدوشانزدهمین سالروز مشروطیت
🔽🔽🔽
صدور فرمان مشروطیت و تاسیس مجلس نمایندگان ملت در روز ۱۴ اَمُرداد ۱۲۸۵، نقطه عطفی مهم در مبارزه روشناندیشان ایران برای برپایی حکومت قانون به شمار میرود.(۱/۱۲)
فکر نکنم خانمی اینجا باشه که با حسین یزدی حرفش شده باشه و حسین مظلوم «جنده» خطابش نکرده باشه!
اون موقع چرا نیومدین از «کرامت انسانی» برامون بگین؟!
تا یه اصلاحطلب اوخ میشه یادتون میوفته به کرامت انسانی؟ زنها براتون انسان محسوب نمیشن که واکنشی نشون نمیدید، نه؟!
یک بند از قانون #مشروطه رو برداشتید علمعثمان کردید که ممکن است بهانهای برای طغیان ملاها در دوران گذار را بدهد!!
همین الانشم ملا در قدرته قانون حجاب رو بقول خودشون بمانند خاکریزی بوده را از دست داده بعد شماها از الان نگران اون یک بندی!!
اوضاع و احوال ملاها مانند اواخرقاجارنیست
@ebrahimi_mazyar ینی شما فکر میکنی بعد از برافتادن ج.ا ملاها میتونن براساس این بند مطالبهای داشته باشن بعید بنظر میرسه چون اتمسفر اون دوره اجازه نمیده جرات حتی لباس پوشیدن کنن چه برسه به بی نظمی.همین الان در قدرتن قانون حجاب رو نمیتونن اجرا کنن.
این حرفها بهونست
اصل زدوبندیه که پشت دربسته شده
@awes_spad شما مثل مسئولین جمهوری اسلامی فتوا میدی.
حوزه های آبریز به دریای کاسپین بشدت کاهش یافته شما ببین روی رودخونههای کردستان و زنجان که به سفیدرورد ختم میشه
نزدیک به ۲۵ سد زدن. اخیرا سد تازه تاسیس در کردستان نفس سفیدرود رو بند آورده.
سرنوشت ارومیه ر براش نزنیم
تحلیل و پیشنهاداتی برای بهینهسازی برنامه گذار
مهدی قدیمی- اندیشکده مسائل ایران
انتشار برنامه مربوط به دوران گذار از جمهوری اسلامی، همزمان با ایجاد امید در دل بسیاری از مردم، نسبت به وجود طرحی جامع برای جلوگیری از نابسامانیهای احتمالی پس از فروپاشی جمهوری اسلامی، نگرانیهایی را نیز در بین بدنه حامیان شاهزاده رضا پهلوی و باورمندان به سامانه پادشاهی ایران، به وجود آورده که در روزهای اخیر منجر به بالا گرفتن شدت انتقادات و در نهایت ورود شاهزاده به این مباحثات شده است.
در این میان، آنچه که از دل مهمترین نقدها بر برنامه اخیر قابل تامل به نظر میرسد، یکی موضوع جایگاه پادشاه و ارتباط دادن این جایگاه به رفراندوم، و دیگری که در سایه مناقشه اول، کمتر مورد توجه قرار گرفته، نسبت بین حدود اختیارات و مسئولیتهای دولت موقت انقلابی و برنامههای پیشنهادی در این طرح است.
از این رو در این نوشتار تلاش میشود تا ضمن تشریح انتقادات موجود در این دو حوزه، پیشنهاداتی در کنار محدودیتهای واقعی و میدانی، بررسی شود تا شاید از دل آنها، راهکاری برای بهینهسازی این طرح اولیه به دست بیاید.
۱- پادشاهی و رفراندوم
مهمترین نقد پادشاهیخواهان و به ویژه مشروطهخواهان در این باب، این است که روش پیشنهادی طراحان، با موکول کردن احیای پادشاهی به پس از رفراندوم تعیین شکل نظام آتی، عملا ارتباط پادشاهی ایران را با پیشینه چندهزارساله خود قطع نموده و گویی یک نظام جدید را تاسیس مینماید. درحالیکه مبنای مشروعیت این نظم جدید، از ریشههای تاریخی و حقوقی خود منفک شده و تنها متکی به رای افرادی است که در این مقطع از تاریخ ایران زیست میکنند و حق رای دارند. دقت در این نکته ضروری است که این تصمیم گیری نه درباره یک فرد یا حتی یک سلسله پادشاهی، بلکه درباره اصل وجود نهاد پادشاهی در کشوری است که هیچگاه به جز در زمان اشغال توسط اقوام بیگانه، از این نهاد جدا نبوده است.
آیا اتخاذ چنین تصمیمی، تنها در صلاحیت یک نسل است و از قضای روزگار قرعه فال به نام نسل امروز افتاده؟
آیا میتوان اطمینان داشت که نتیجه چنین رفراندومی هرچه باشد، مورد تایید مردم دو دهه بعد ایران و پس از آن هم باشد یا باید هربار به مناسبت تغییر نسلها، دوباره برای یافتن شکل حکومت مطلوب رفراندومی جدید یا شاید انقلابی دیگر را انتظار داشته باشیم؟
این در حالیست که مبنای مشروعیت نهاد پادشاهی نه به چنین رفراندومی و نه حتی به قانون اساسی مشروطه که متعلق به سدههای متاخر تاریخ ایران است، وابسته نبوده حتی قانون اساسی مشروطه نیز، تکملهای متناسب با حقوق عمومی اعصار جدید، بر اصل نهاد پادشاهی است. چنانکه متن اولیه این قانون، درباره چگونگی تشکیل مجلسین، چگونگی اداره آنها و حدود اختیاراتشان در ذیل دستگاه پادشاهی است، نه تعیین تکلیف کردن یا مشروعیت دادن برای شخص یا جایگاه پادشاه.
آنچه در چنین نگاهی، میتواند بهعنوان جایگزین رفراندوم پذیرفته شود، احتمالا استفاده از روشی است که رضاشاه بزرگ، به کار بردند. یعنی بدون انحلال نهاد پادشاهی، مجلس موسسان تشکیل شود و در آنجا درباره ادامه پادشاهی یا برقراری نظامی جدید تصمیمگیری شود.
در واقع موضوع این است که وضعیت فعلی ایران را یک کشور در امتداد تاریخی چندهزارساله درنظر بگیریم و بدون انفکاک از "حکمت خسروانی" که بنمایه هویتی و تاریخی موجودیت ایران است، با نظر شاه وقت، درباره آینده این تاریخ و این کشور بازاندیشی صورت بگیرد، یا اینکه با ایران به عنوان کشور یا دولت-ملتی درحال تاسیس برخورد شود که فاقد شکل حکومتی است و در خلاء قدرت، میخواهد در نخستین گام شکلی از حکومت را برای خود برگزیند.
آنچه که از ظاهر امر، برای ما به عنوان ناظران بیرونی به چشم میآید، این است که در شرایط فعلی، جریانهایی معتقدند که پادشاهیخواهان متکی بر سنت و تاریخ ایران، باید از این ادعا چشم پوشی کنند و اجازه دهند تا تاریخ ایران از لحظه رفراندومی که بناست انجام شود، شروعی مجدد داشته باشد. احتمالا پیشفرض اولیه چنین انتظاری این است که مردم ایران در رفراندوم، با اکثریتی قاطع به نظام پادشاهی رای خواهند داد و در نتیجه، هم خواست جمهوریخواهان و سایر مخالفان پادشاهی که برگزاری رفراندوم و تعیین نوع حکومت بر مبنای خواست مردم و بدون اتکا به میراث پادشاهی بوده انجام شده و هم خواست اکثریت مردم که پادشاهیخواه هستند، نظر نهایی پادشاهیخواهان را تامین خواهد کرد.
۱/
@vahid__bahman جنابعالی که مدافع پادشاهی و مشروطه خواه بودید و مخالفین پادشاهی رو در بحثها تارومار میکردید چطور شده به یکباره مشروطهخواهی رو نفی میکنید!؟