کار خود را به آشکارسازی امرمنفی اختصاص داد، اما نگاهی پیشدستانه به امکان شکوفایی انسانی داشت که بهطور کامل تحقق نیافته است...
#تئودور_آدورنو در سنت فلسفی، اندیشمندی دیالکتیکی است. منظورم این است که او مانند هگل منابع مفهومی گذشته را هم بهکار میگیرد و هم برآن غلبه میکند.
۵/
گفتگوی دنیل استاینمتز-جنکینز با پیتر گوردون
ترجمه #مهرناز_رزاقی
کمترمتفکری درقرنبیستم به اندازه #آدورنو به بدبینی شهرهست؛ دیدگاه اودرباره جامعه مدرن،تجسمی از یأس مطلق است.او روزی به طنز گفته بود:«هرتصویری از انسانیت،جز تصویرمنفی آن، ایدئولوژیست»
۱/
https://t.co/TkLHYZp0v5
ضدجریان اصلی یا نخبهگرا وجود دارد، همچنان مانع درک درست آثارش میشود. این کاریکاتور در حق پیچیدگی اندیشه او ظلم میکند. استدلال اصلی من این است که آدورنو بسیارپیچیدهتر و متناقضتر ــ یا به زبان فنیتر، دیالکتیکیتر ــ از تفسیرهای رایج است. او بهعنوان نظریهپردازی انتقادی،
۴/
اما ثروت درآمریکا عیب و نقص نیست، بلکه نشانه کامیابی در پیگیری رویای آمریکایی است؛ اجبار به پرداخت مالیات از نظر بسیاری از آمریکاییها وظیفهای درقبال جامعه و زندگی اجتماعی نیست، بلکه نشانه ناآزادی است...
۶/
بازارگرایی افراطی و بیرحمانه... اما این کامیابی چگونه میسر شد؟ از طریق بسیج احساسات علیه دولت و بهویژه دولت مرکزی که در آمریکا ریشهای بسیارژرف دارد. به پیروی ازاین احساسات، «نخبگان» درنخستین گام نمایندگان جامعهسیاسی واشینگتن هستند. ترامپ موفق شد دموکراتها را با «نخبگانی»
۴/
همهویت بنمایاند که دورازمردم دست به حراج آمریکا زدهاند...دموکراتها نه خواستند و نه توانستند بهسادگی ورق را برگردانند و بهجای آن به این دشنامها متوسل شدند که یک میلیاردر، دلال معاملات ملکی، فرارکننده ازمالیات و ورشکستهای چندباره، اینک نقش سخنگوی عامهمردم را بازی میکند.
۵/
انتخاب ترامپ چه معنایی دارد؟
#مارتین_کروناور
ترجمه #کمال_خسروی
ازانتخاب دوباره #ترامپ میتوان پنج درس گرفت که باید بهخوبی فهمیده شود: ۱)امکان الغای دموکراسی بهگونهای دموکراتیک ازطریق انتخابات وجوددارد؛ ۲)ترامپ نه بهرغم ابتنای مبارزه انتخاباتیاش
۱/
https://t.co/35gu6aVieG
بر شریرانهترین عناصرتاریخ و جامعه آمریکا،بلکه دقیقابه دلیل اتکا برآنها انتخاب شده؛ ۳)او موفق شد طبقات پائین را بادفاع بیرحمانه از بازارگرایی افراطی دورخود جمع کند؛ ۴)دراین اقدامات،دستکاری و تحریک احساسات ــ که چپ آکادمیک اغلب بهای چندانی برای آن قائل نیست ــ نقش ایفانموده؛
۲/
در گفتمان معاصر، درک تفاوتهای سکولاریسم و آتئیسم برای ترویج گفتگوی سازنده درباره نظامهای اعتقادی در جامعهای چندفرهنگی حیاتی است. تحول سکولاریسم درپاسخ به چالشهای مدرن، پیامدهای آن برای حقوق افراد و انسجام اجتماعی همچنان موضوعهای مهم بحث و گفتوگو خواهد بود.
۴/
#سکولاریسم و آتئیسم
#ناصر_روس��ایی
سکولاریسم و آتئیسم دومفهوم متمایزند که به دلیل همپوشانی موضوعاتشان درزمینه نقش دین درجامعه باعث سردرگمی میشوند. سکولاریسم یک اصل اجتماعی-سیاسی و طرفدار جدایی دین از نهادهای دولتی و زندگی عمومی است و هدفش ایجاد حوزهی
۱/
https://t.co/R5m7p2wPPd
شخصی درباره وجود قدرتی برتراست... اختلاف این مفاهیم اغلب دربحثهای مربوط به آزادی مذهبی، چارچوبهای اخلاقی و نقش دین در زندگی عمومی ظهور میکند. منتقدان سکولاریسم گاهی استدلال میکنند این مکتب منجربه کاهش ارزشهای اخلاقی میشودکه نهادهای مذهبی بهطورسنتی ازآنها حمایت میکند.
۳/
موفق شد که این طرح بزرگ ماتریالیستی را در «سرمایه» متحقق کند، همانطور که مارکس ۶۶سال پیش خاطرنشان کرد، زمانی میتوانیم قضاوت کنیم که نظریه او درمعرض «پیشداوریهای به اصطلاح افکار عمومی» قرارنگرفته باشد، بلکه براساس یک «نقد واقعاً علمی» ارزیابی شود...
۴/
مدخلی بر ویراست دوم سرمایه
#کارل_کُرش
ترجمه #کاووس_بهزادی
کتاب مارکس پیرامون سرمایه،همچون کتاب افلاطون پیرامون دولت،کتاب ماکیاولی پیرامون شهریار، قرارداداجتماعی روسو، نیروی تاثیرگذار پایا و گستردهاش را مدیون اوضاعواحوالی است که در نقطهعطفی تاریخی
۱/
https://t.co/LQGeNx8LMj
که درتمام بخشهای جهان بهپیشبرده م��شود. مارکس درآنزمان این مسائل را زودهنگام بهعنوان مسائل تعیینکننده در دگرگونیهای پیشروی جهان درک کرد؛ بدینترتیب برای نسلهای آینده اثبات کرد که متفکر آیندهنگر بزرگ عصرخودش است.
اماآیا و اساساً تا چه حد مارکسِ پژوهشگر جامعه و تاریخ
۳/