۲
چون از برکت سانمارکوس خودم را بهگا دادم، و توی این مملکت کسی که خودش را بهگا ندهد مردم دیگر را بهگا میدهد. پشیمان نیستم، آمبروسیو
گفتوگو در کاتدرال - ماریو بارگاس یوسا
سفرنامهٔ سعید نفیسی به رشت در سال ۱۳۰۶
شب اول فروردین ۱۳۰۶ که وارد رشت شدم، مثل این بود که به مملکت دیگری غیر از ایران رسیدهام. در سبزهمیدان از اتومبیل فرود آمدیم. اولین تعجب من این بود که چرا گدایی نرسید و دست خود را دراز نکرد. بعد معلوم شد گدایی در گیلان منسوخ شده و این👇🏻
خاک بر سر بهدردنخور بیلیاقتتون که دغدغهتون توی این روزهای سیاه اینهکه فلانی دست فلانی رو بوسیده یا نه. خب بهکیرم کیری مادرجنده. حیف اون پولی که به شما پاپتیها میدن که بازوی رسانهای اپوزیسیون باشید.
اگه بگیم یک جغرافیا متعلق به یک قوم یا دینه، دولت براساس هویت قومی و زبان رسمی هم زبان این قومه، دیگه مسئله فرهنگ نیست؛ تعریف دولت برمبنای برتری هویته.
فرق نمیکنه اسم این قوم چیه؛ وقتی شهروندی براساس تعلق قومی یا دینیه، فاشیستیه.
مفهوم ایران دقیقا در مقابل چنین چیزی تعریف شده!
۱_ این استاندارد اساسن غلط است. برای مثال ج.ا از هویت ایرانی برای سرکوب و حاکمیت فاشیستی تحت عنوان فرهنگ ایرانی-اسلامی سالهای سال استفاده کرده است؛ اما استفاده از هویت ملی برای نهادینه کردن فاشیسم مذهبی دلیل بر بیارزش بودن هویت ملی نیست.
یه سری جملات مهم هرگز به حق واقعیشون نرسیدن و متاسفانه در همون «سخن» موندن و تبدیل به «فعل» نشدن.
یکیش همین که «هروقت ادبیاتت با ادبیات جمهوری اسلامی یکی شد، حتما یه جای کار رو اشتباه رفتی.»
#کردستان
۶_ آنچه در یک ماه گذشته اتفاق افتاده که ادامهی آن را امروز در نورآباد ممسنی میبینیم پیام روشنیست برای احیای هویت ملی ایرانی و بازسازی دولت-ملتی مدرن. دموکراسیهای قبیلهای که هویت فرد را در قالب تعلق آنها به دین، نژاد یا هویت قومی تعریف میکنند در بهترین حالت