این حرومزاده احتمالا یه شخصیه به اسم یاسین محمدپور که مثلا لپتاپ میفروشه ولی کلاهبرداره. کامل همه چیو توضیح داد و حتی هر مشخصاتی که خواستم از سیستم برام فرستاد ولی وقتی پولو براش واریز کردم بعد از چند روز پیگیری بلاکم کرد. از هر خط دیگه هم بهش زنگ زدیم و پیام دادیم بلاک کرد.
چرا به قرار میگید دیت؟
چرا به زمان میگید تایم؟
چرا به مهمانی میگید پارتی؟
چرا به پیشنهاد میگید آفر؟
چرا به مکان میگید لوکیشن؟
چرا به حال و هوا میگید وایب؟
چرا به فراگیر میگید وایرال؟
را به رها کردن میگید دراپ کردن؟
چرا متن میگید تکست؟
مگه زبان فارسی خودمون چشه؟
من در ازدواجم خیانت مالی و عاطفی دیدم جدا شدم همه چیزم از دست رفت ولی نه تنها خیانت نکردم بلکه این تجربه رو هم تعمیم ندادم نگفتم تمام مردان خیانتکارن و به دیدهی شک به آدمها نگاه نکردم. آدم بالغ درس میگیره با هوشمندی و آگاهی از آسیبها عبور میکنه بدون اینکه صدمه بزنه.
برای من، احترام معامله نیست؛
بخشی از شخصیت منه.
بله؛ بعضی هارو باید از زندگی حذف کرد، اما نه طوری که حُرمت گذشته دریده بشه.
من حُرمت آدم هارو به رفتارشون گره نمیزنم؛ به تربیت و اصالت خودم گره میزنم.
به اونچه که بابا در من پرورش داده.
1
#موقت
مهم نیست خدای روحیه باشی، چندصد مرگ در زندگی دیده باشی یا ناظر قتل صدها نفر در کشتارهای اتنیکی، مذهبی و جغرافیایی باشی.
همین که پایت به مراکز مربوط به سرطان باز شود، چهرهات مثل خود مرگ شبیه گچ میشود و رنگ از رخت میپرد.
فرسایشِ واقعی درست از همینجا شروع میشود./
نباید به ذهن اجازه بیکار شدن داد، ذهن بیکار کارگاه شیطان است. سناریوهایی میسازد با کمترین یا بدون نمود و واقعیت بیرونی. روایت را میگیرد و در جهان خیال فقط فرضیه میسازد. آنقدر پیش میرود تا به شخصیت و هویت تبدیل شود. گول زننده است، دوست دارد همراهی کند، آنقدر واقعیات بیرونی را نادیده میگیرد که یک روایت تحریف شده بسازد.
بعد از ۶ سال ترید، انجام بیش از ۱۰ هزار معامله و کسب بیش از ۱.۸ میلیون دلار سود...
فهمیدم چه چیزهایی واقعاً در بازار جواب میدهند و چه چیزهایی حسابهای معاملاتی را نابود میکنند.
اینها ۱۰ درس مهمی هستند که هر تریدر باید بداند؛ از کماهمیتترین تا مهمترین.
اگه یکی بعد 2 3 یا 4 سال ضرر کردن بشینه درست حسابی به اشتباهاتش فکر کنه یا میتونه اصلاحشون کنه یا کلا باید ترید رو بذاره کنار
قبلا گفتم تنها دلیل اینکه تریدر بار روانی براش ایجاد میشه دیجیتال بودن و مانیتور کردن قیمت در لحظه هست ..! یع��ی تو مال بخری این حس برات ایجاد نمیشه
1/2
همیشه میگم و تاکید دارم #اصول اولیه که همیشه بهش تاکید داشتم رو اگر کسی رعایت کنه و بهش پایبند بمونه قطعا [تریدر] میشه اما هیچکس نمیتونه اون نظم و دسیپلین رو برای چندماه مداوم بهش پایبند باشه
کتاب معامله گر منظم رو حتما چندبار بخونین
و این 6 موردی که زیر این توییت مینویسم ..🧵👇
من از سال 2020 داخل بازار کریپتو فعال هستم و هزار جور کار مختلف کردم و انواع استراتژی رو تست کردم
و هزاران دلار ضرر دادم تا یاد بگیرم و به تازگی وارد فارکس شدم
سود منظم و بلندمدت در استراتژی هایی هست که بهتون بین 2 تا 5 درصد در ماه بده تازه بهترین حالت ممکن
اگر دیدین جایی داره وعده پول بیشتر میده من باشم که فرار میکنم ولی شما اون استراتژی رو بک تست کنید روی حداقل دیتا 5،6 سال گذشته و بعد پول بذارین
پرسود با��ید
یه لبه معاملاتی یا همون اِج، یهویی تاریخ انقضاش تموم نمیشه. اِج اصلا چیز عجیب و غریبی نیست؛ صرفا یه چارچوب یا ساختاره که تو یه سری شرایط خاص بازار عملکرد مثبتی داره. وقتی اون شرایط هست، استراتژی جواب میده؛ وقتی اون شرایط نیست، سیستم کم میاره. مشکل این نیست که استراتژی از کار ��فتاده، مشکل اینه که بیشتر تریدرا اصلا یاد نگرفتن چطوری فاز و رژیم بازار و شرایطی که استراتژیشون واسش طراحی شده رو تشخیص بدن.
بذار یه مثال عینی بزنم. فرض کن استراتژی تو بر اساس تعقیب رونده؛ یعنی میخوای روی شکست ساختارها (BOS) وارد بشی یا توی فازهای حرکتی شدید (Expansion) سوار موج بشی. خب، وقتی مارکت توی یه ترند قوی قرار داره�� این اِج کاملا کار میکنه و سودهای تپل میده. حالا فرض کن فاز بازار عوض میشه و مارکت وارد فاز تعادل یا همون بالانس میشه؛ یعنی یه محدوده ارزش (Value Area) درست میکنه و نوساناتش سایدوی و رنج میشه. اینجا اگه بیای همون بهانههای ورود قبلی رو بیاری و کورکورانه روی بریکاوتها اوردر بکاری، مارکت مدام فیکبریکاوت میده و استاپت رو میزنه. دلیلش این نیست که استراتژی تو اکسپایر شده یا الگوریتمها دستت رو خوندن؛ دلیلش اینه که مکانیزم حراج بازار (Auction Market Theory) عوض شده و مارکت از فاز ایمبالانس رفته تو فاز تعادل. تو داری ابزار مکانیکی روند رو توی بازار رنج استفاده میک��ی، بعد اسمش رو میذاری از کار افتادن استراتژی!
یا برعکس، تریدری رو در نظر بگیر که کارش معاملات برگشتی یا همون مینریورژنه؛ مثلا بر اساس لولهای حجم یا Volume Profile در لبههای محدوده ارزش (Value High/Low) پوزیشن عکس میگیره. این آدم توی بازار رنج پادشاهی میکنه. اما به محض این که یه خبر اقتصادی مهم میاد و بازار وارد یک ترند یکطرفه و شدید میشه، اگه این تریدر نخواد قبول کنه که شرایط عوض شده و مدام جلوی قطار وایسته و پوزیشن بکاره، حسابش کال میشه. راه حل این نیست که هر شش ماه یه بار بری یه استراتژی جدید یاد بگیری. راه حل اینه که یاد بگیری کی از سیستم فعلیت استفاده کنی و کی کلا بیخیال ریسک بشی و دست به موس نزنی. اگه اون جفتارز، طلا یا شاخصی که داری ترید میکنی شرایط مدنظرت رو نمیده، خب برو یه چارتی رو پیدا کن که اون شرایط رو داشته باشه.
وقتی به دادههای گذشته نگاه کنی، این قضیه خیلی واضحتر میشه. برو دادههای ۱۰ سال پیش�� ۲۰ سال یا حتی ۳۰ سال پیش رو بکش بیرون. اگه اِج تو بر اساس یه رفتار واقعی و بنیادی بازار ساخته شده باشه (مثلا بر اساس نقدینگی، اوردرفلو و فازهای انباشت و توزیع)، میبینی که بارها و بارها تو تاریخ تکرار شده؛ هر وقت که شرایطش مهیا بوده، همون رفتارها دوباره اتفاق افتادن. ساختار بازار ممکنه مدرنتر بشه، میزان نوسانات بالا پایین بشه، بازیگرا عوض بشن، ولی اون رفتار انسانها که موقعیتها رو خلق میکنه، همیشه ثابت میمونه چون ترس و طمع انسانها عوضشدنی نیست.
این که میگم بحث از کار افتادن استراتژی خیلی گنده شده و پیاز داغش رو زیاد کردن، دو تا دلیل خیلی ساده و محکم داره:
اولیش اینه که تریدرهای خرد بدجوری دارن روی میزان تاثیر خودشون تو بازار توهم میزنن. بازارها دارن به خاطر سیاستهای پولی بانکهای مرکزی، نرخ بهره، جریان سرمایه کلان، پوزیشنهای سنگین موسسات بزرگ، تحولات ژئوپلیتیک و عملکرد اقتصادی کشورها جابهجا میشن. مدل ورود تو بر اساس فلان کندل یا فلان تق��طع اندیکاتور، روی یورو دلار اثر نمیذاره، روی طلا اثر نمیذاره، روی نزدک هم اثر نمیذاره.
حتی اگه یه ستاپ خاص واسه یه مشت تریدر خرد در سراسر دنیا میلیونها دلار سود بسازه، این عدد جلوی تریلیونها دلاری که هر روز تو بازارهای جهانی جابهجا میشه رسما شوخیه. این تفکر که یه ستاپ معاملاتی یهو از کار میفته چون آدمای زیادی توی کانالهای تلگرامی یا یوتوب کشفش کردن، فرضش اینه که تریدرهای خرد جمعا اونقدر حجم دارن که بتونن رفتار بنیادی بازار رو تغییر بدن، که عملا ندارن. اونجا اردرهای غولآسای الگوریتمی، صندوقهای بازنشستگی و هجفاندهایی هستن که حجم معاملاتشون کل کارهایی که ما میکنیم رو قورت میده. مدل ورود تو اونقدر قوی نیست که کارکرد کل مارکت رو عوض کنه. بیشتر تریدرا هم وزن خودشون رو زیادی بالا میبینن، هم وزن استراتژیشون رو.
دلیل دوم حتی از اینم سادهتره. اگه دلیل از کار افتادن استراتژی این بود که آدمای زیادی دارن از یه روش استفاده میکنن و دست رو دست زیاد شده، خب پس باید قاعدتا بیشتر کسایی که دارن از اون روش استفاده میکنن سودده میشدن، نه؟ ولی دقیقا برعکسش داره اتفاق میفته. اکثریت مطلق تریدرا دارن پول واگذار میکنن به مارکت. تو خیلی از کیسها، اونا به همون مفاهیم، همون لولهای حجمی، همون آموزشها و گاهی حتی دقیقا همون کانال سیگنال یا سیستم تریدرهای سودده دسترسی دارن.
بذار یه مثال دقیقتر از دنیای اردر فلو و Footprint Chart بزنم. دو تا تریدر رو جلوت تصور کن که هر دو دارن به یک چارت فوتپرینت نگاه میکنن و یک دیتای لول دو رو میبینن. هر دو هم میدونن که مثلا فلان جا پدیده جذب (Absorption) اتفاق افتاده و فروشندهها دارن بلاک میکنن. تریدر اول که دیسیپلین داره، صبر میکنه تا فاز تثبیت قیمت رو ببینه، تاییدیه تغییر دلتا رو بگیره و با یه مدیریت ریسک دقیق وارد بشه. تریدر دوم به محض این که اولین نشونه کوچک از اوردر اگرسیو رو میبینه، از ترس جا موندن (FOMO) سریع مارکتاوردر میزنه، حجم حسابش رو رعایت نمیکنه، با اولین تکون برعکس بازار میترسه و استاپش رو دستکاری میکنه و تهش با ضرر سنگین خارج میشه.
اینجا تفاوت تو اطلاعات چارت نبود؛ تفاوت تو اجرا بود. تفاوت تو رفتار و دیسیپلین بود. یه اِج سودده روی کاغذ، بدون اون «لبه رفتاری» که واسه اجرای مستمرش لازمه، دوزار نمیارزه. به ازای هر تریدری که داره با یه مفهوم خاص پول درمیاره، هزاران نفر دیگه هستن که دارن با همون مفاهیم دقیقا ضرر میدن. در واقع، اون تریدرهای ضررده دارن نقدینگی خیلی بیشتری رو نس��ت به اون چند تا تریدر سودده وارد بازار میکنن. پس حتی اگه فرض کنیم یه الگوریتم هوشمند بزرگ وجود داره که میشینه استراتژیهای سودده خرد رو شناسایی میکنه تا بازار رو تغییر بده و خنثیشون کنه، اصلا انگیزهای واسه این کار نداره؛ چون تعداد ضرردهها همیشه و با هر استراتژی به شدت بیشتر از برندههاست.
تازه این قبل از اینه که بخوایم درباره این واقعیت بزرگ حرف بزنیم که خیلی از تریدرهای خرد اصلا با بازار واقعی هیچ ارتباطی ندارن! درصد خیلی بالایی از حجم تریدرهای خرد، مخصوصا کسایی که توی سرورهای دمو، چالشهای پراپفرمها یا بروکرهای مارکتمیکر (B-Book) ترید میکنن، اصلا پوزیشنهاشون به ارائهدهندههای نقدینگی نهادی (Tier-1 Liquidity Providers) نمیرسه.
وقتی تو داری توی یه محیط داخلی بروکر یا یه اکانت پراپ ترید میکنی، داری یک قرارداد مابهالتفاوت (CFD) رو ترید میکنی که قیمتش شبیهسازی شده از روی بازار اصلیه. تو عملا داری با خود بروکر یا با نقدینگی داخلی اون شرکت طرف حساب میشی، نه این که مستقیم توی اوردربوکِ CME یا بینبانکی پوزیشن ثبت کنی. حالا با این وضعیت، چطور میتونی بگی که استراتژی شخصی تو داره بازار جهانی رو مجبور میکنه خودش رو وفق بده تا اِج تو از کار بیفته؟ این حرفا واقعا شوخیه.
حقیقت تلخ اینه که بیشتر تریدرا از (از کار افتادن استراتژی رنج نمیبرن)؛ اونا دارن چوب اجرای بد، مدیریت ریسک داغون، کنترل احساسات ضعیف و ناتوانی تو تشخیص تغییرات داینامیک بازار رو میخورن. این یه مشکل کاملا متفاوته که ریشهش توی آینه جلوتونه، نه توی کدهای الگوریتمهای والاستریت.
پس انقدر نگران منقضی شدن یا از کار افتادن استراتژیت نباش. بازار اصلا روحش هم خبر نداره که تو داری با چه نگاهی به چارت نگاه میکنی. ❤️