افغانستان که قرار بود خانهی مشترک همه شود، فقط در حد یک حرف بود. طالب آن نقاب مصنوعی را از بین برد و اکنون وضعیت بسیار عریان است. دیگر در حد یک حرف هم قابل باور نیست. در جامعه هزاره وضعیت بخاطر نیروهای طالب، چنان وحشتناک است که دیگر مردم در خانههای شان آرامش ندارند.
شما اصلا نباید به حج میرفتید. رفتن به حج، در حالیک�� در سرزمین شما، مردم از گرسنگی و فقر، کودکان خود را میفروشند، نه بر شما واجب است و نه قبول میشود..قانون خدا برای حج واضح است، اگر انسان محتاجی به پول حج شما در جامعه شما زندگی میکند و شما به جای کمک به او، پول را خرج میکنید و به حج میروید، حج شما قبول نمیشود!
Who is allowing these organizations to bring Islamists to work in the U.S.? We were told this is being stopped under the new administration and clearly it’s not. Read my posts about this terrorist supporting couple and ask who issued them U.S. visas to come here, and why!?
@DHSgov@ICEgov@FBI
👇Here
https://t.co/YcIyma09KC
And it only gets better here 👇
https://t.co/0gWEJZQkWY
یک ابتکار تازه از لشکر توییتری افغانستان!
این چهار بزرگوار در انتخابات محلی #بریتانیا موفق شدند به شوراهای محلی راه پیدا کنند. پیش از این هم شماری از هموطنان ما در کشورهای دیگر به چنین موفقیتهایی رسیده بودند.
اما ابتکار تازهی این لشکر این است که فقط به کسانی تبریک میگویند و آنان را بازتاب میدهند که از قوم و محل خودشان باشند.
برادر/خواهر!
این موفقیت نتیجه تلاش و زحمت خود این افراد است؛ لشکر بیکار توییتری و قوم و محل شما هیچ نقشی در آن ندارد.
حتی تبریک گفتن را هم قومی کردهاید؛ واقعاً تأسفآور است.
ما فقط در یک سرزمین زندگی میکنیم. افق ذهنی مشترکی نداریم. نیت فهم وجود ندارد. به سخن طرف مقابل گوش نمیدهیم. بهجای گفت��وگو و گوشدادن، ترسها و نفرتهای خود را به طرف مقابل فرافکنی و سوءظنهای خود را بازتولید میکنیم. عملاً گفتوگویی در کار نیست و، در نتیجه، فهمی هم رخ نمیدهد.
امنیت طالبانی، این روشن است که بجز طالبان کسی دیگری سلاح ندارد و پشت سرقتهای مسلحانه خود طالبان اند.
تامین امنیت بزرگترین ادعای طالبان بود/است. اما در عمل مردم نه امنیت جانی دارند و نه امنیت روانی و اقتصادی.
لابیگران طالبان، هم با طالب در تماس اند و هم خود را ،مثلا، ضد طالب نشان میدهند و میخواهند جبهه ضد طالبان را در غرب رهبری کنند تا بنفع طالبان ختم شود.
لابیگر طالبان، میخواهد که کشور های غربی واقعیت را در مورد طالب نداند. بنا، اگر کوفی نه، یکی از این لابیگران، معادل کوفی شهرت جهانی کسب میکرد و در کشور های خارجی از پلتفرم های مختلف علیه طالبان صحبت میکرد، این لابیگران ��ا او کاری نداشتند و اتفاقا از او حمایت میکردند، او را کاندید دریافت جوایز بین المللی میساختند و از او یک اسطوره و قهرمان میساختند چون از قماش خودشان بود ولی با کوفی، معامله متفاوت است.
کوفی از این قماش نیست و شهرت جهانی اش منافع این خایین ها را تهدید میکند، بنا، هدف خاموش کردن صدای کوفی و به پایین کشیدن او از سکوی است که به همت مبارزه خود برای خود ایجاد کرده است.
وقتی لابیگر طالبان نتوانست با تهمت مانع فعالیت کوفی شود، به طالبان دستور داد تا مال اش را غصب کنند و او را با زندگی اعضای خانواده اش تهدید کنند تا کوفی از مبارزه سیاسی دست بکشد و جا برای این خایین ها باز شود.
خیانت، بزدلی، حیله و نیرنگ، کار هر روزه لابیگر طالب است که نه وجدان دارد و نه معادل یک تار مو، به منافع ملی این سرزمین و تمامیت ارضی ان حرمت قائل است.
ای خوش انکه در این سرزمین خایین پرور، سرخ رو زیست و سرخ رو مبارزه میکند و پایدار باد مبارزه ان م��ارزی که پوز لابیگر طالب را بر زمین میمالد!
گلالی کریمی با ایستادگی در برابر موجِ حملاتِ مجازی، پوششِ خود را حقِ شخصی دانست و بر ادامهیِ سبکِ زندگیِ آزادانهاش تاکید کرد. 👇 م��جِ انتقادهایِ تند در شبکههایِ اجتماعی علیه گلالی کریمی،… https://t.co/GL3BRlMS0c #گلالی_کریمی #آزادی_فردی #پوشش_شخصی #زندگی_آزادانه #حمله_مجازی
For women journalists, the situation is even more challenging, as they must navigate deeply discriminatory barriers due to restrictions on women’s freedom of movement as well as mandatory dress codes.
Said UN special rapporteur for Afghanistan @SR_Afghanistan
The reality of Hazara genocide. A sick elderly Hazara father turned away from urgent surgery and treatment because of his ethnicity. This is a common everyday struggle for millions of Hazaras in Afghanistan.
#StopHazaraGenocide
وطن نگو، جهنم بگو. این هم از رسم وطنداری این جماعت.
متأسفم که جان انسانها تا این حد بیارزش شده.
نبود عدالت اجتماعی در افغانستان ضربههای سنگینی بر پیکر انسانیت، زندگی مسالمتآمیز و جامعه انسانی وارد کرده است.
#هزارهبودنجرمنیست!
When doctors qualify, they take an oath to treat every patient with dignity, fairness, and without discrimination.
Yet for Hazaras, discrimination is not an exception. It is systemic, shaped by decades of exclusion, dehumanisation, and the quiet normalisation of unequal worth by dominant power structures.
A Hazara father travels from Daikundi to Kandahar for life-saving surgery, treated differently, after several attempts for treatment, is taken into the operating room… and left waiting for 6 hours while others take his place.
His son believes it’s because they are Hazara & this is not the first time he has experienced injustice because of his ethnicity background … and history gives weight to that fear.
What does it say about a society when ethnicity silently determines whose life is urgent and whose can wait? When prejudice seeps so deep into institutions that even those trained to save lives begin to reflect the same hierarchy of human value?
If those bound by an oath to protect life mirror the same discrimination, then this is not just a failure of individuals, but a reflection of the values that have been allowed to persist, unchallenged, for far too long.
#StopHazaraGenocide
نه تنها یونس قانونی، احمد شاه مسعود و حالا احمد مسعود جوان و دیگران شان هم حضور زنان خانواده را کنار خود ننگ میدانند و عامل رفتار زنستیزانه زیر دستان شان با زنان غریب همین بزرگان اشرافی هستند.
این مردان که به من فحش و اخطاریه میدهند؛
از بزرگان شان یاد گرفته اند که زن خوب و با آبرو در جامعه نام،صدا،تصویر ندارد…
مردم از جنگ خسته اند؟ واقعا؟ از استبداد چطور؟ از اینکه به زور مذهب شان تغییر داده میشود، آزادی و کرامت انسانی شان سلب شده خسته نیستند؟
مثل «به تنگآوردی به جنگ آوردی» را شنیدی؟طالب مردم را در دوراهی پذیرش بردگی یا مبارزه برای آزادی قرار داده و انتخاب مردم پذیرشبردگی نخواهد بود
با هزار دلیل و سند نه به دیدگاه کسانیکه دیورند را خط میدانند میتوان تغییر آورد و نه برای کسانیکه آنرا مرز میدانند، تغییر آورد اما مهم این است که نفس گفتمان دیورند که سالها برای رهبران سیاسی افغانستان تابو بود، شکسته شد. قبلا رهبران سیاسی به احترام سیاست سنتی حاکم افغانستان هیچگاه حاضر نبودند بگویند که ما دعوای بر سر دیورند نداریم. چرا که فکر میکردند این مساله میتواند ضربهای به کارنامه سیاسی شان بزند اما امروز این سنت دیگه شکسته شده است. حالا برای شمار زیادی از رهبران سیاسی حرف زدن و به رسمیت شناختن دیورند، نتنها ضربه زدن به کارنامه سیاسی شان نیست، که یک امتیاز سیاسی هم محسوب میشود. این تحول فکری آینده افغانستان را وارد گفتمان تازه میکند، گفتمانی که روایتهای جدیدی از دل آن بیرون خواهد آمد.