رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان، آقای سراج میگوید که هرچند تصمیمهای کلان طالبان بصورت شورایی اتخاذ میشود، اما عملکرد این گروه در میدان، کاملاً فردی و شبکه محور است.
او میافزاید که این رویه از گذشته ادامه داشته است؛ رهبران تنها دستور ناامن سازی یک ولایت را صادر میکردند، در حالی که اجرای عملیات نظامی و تأمین منابع مالی بطور مستقیم در دست فرماندهان محلی و شبکه های وابسته در ولایات بود.
این شبکه ها بخش بزرگی از منابع مالی خود را از طریق باج گیری از شرکت های امنیتی، شرکت های مخابراتی، کشاورزان و بازرگانان، و همچنین قاچاق مواد مخدر تأمین میکردند. این روال امروز هم ادامه دارد.
بر این اساس، طالبان با آنکه در ظاهر یک ساختار متمرکز معلوممیشوند، در واقعیت یک جنبش کاملاً غیرمتمرکز هستند که از شبکه های کوچک محلی تشکیل شده است. فرماندهان محلی این گروه معمولا نمایندگان اقوام مختلف در همان ولایت به شمار میروند.
در سال ۲۰۱۴، پس از پایان مأموریت رزمی نیروهای آمریکا و ناتو در افغانستان، دولت وقت افغانستان توافقنامه امنیتی با ایالات متحده را امضا کرد. در آنزمان، طالبان این توافق را «سند اشغال»، «خیانت به وطن» و «تسلیم شدن در برابر بیگانگان» میخواندند و با شدت علیه آن تبلیغ میکردند. این در حالی بود که مفاد توافقنامه به صورت علنی منتشر شده بود و نقش نیروهای آمریکایی عمدتاً به آموزش، مشورهدهی و حمایت از نیروهای امنیتی افغانستان محدود میشد.
اکنون همان گروه با روسیه تفاهمنامه نظامی امضا کرده است؛ تفاهمنامهای که تاکنون جزئیات و مفاد آن با مردم افغانستان شریک نشده و هیچگونه شفافیتی درباره تعهدات و ابعاد آن وجود ندارد.
در اینجا یک پرسش اساسی مطرح میشود: معیار «اشغال» دقیقاً چه بود؟
اگر همکاری نظامی با یک قدرت خارجی «اشغال» محسوب میشد، این توافق جدید چه نامی دارد؟ اگر امضای توافق با یک کشور خارجی «خیانت» تلقی میشد، این تفاهمنامه که پشت درهای بسته منعقد شده است چگونه توجیه میشود؟ و اگر وابستگی به قدرت های خارجی ننگ بود، امروز این نزدیکی و همکاری با مسکو را چه باید نامید؟
حقیقت این است که طالبان هرگز دغدغۀ استقلال و حاکمیت ملی نداشتند. نه جنگ آنها عقیدتی بود و نه هدفشان خدمت به مردم؛ تمام جنگ و شورش آنها برای انحصار قدرت بود.
در شرایطی که طالبان با سرکوب، سانسور و ایجاد فضای وحشت تلاش کرده اند افغانستان را به زندانی خاموش تبدیل کنند، جبههٔ آزادی افغانستان طی پنج سال گذشته به یکی از جدی ترین محورهای مقاومت و مبارزه علیه استبداد طالبانی تبدیل شده است. نیروهای این جبهه، با وجود چالش های فراوان، در جبهات مختلف کشور به مبارزه ادامه داده و نشان داده اند که آرمان آزادی در افغانستان هنوز زنده است.
آغاز حملات بهاری جبههٔ آزادی در ولایت بدخشان، ادامهٔ همان مبارزاتی است که سالهاست توسط جوانان و مبارزان این جبهه با فداکاری، ازخودگذری و روحیهٔ شکست ناپذیر دنبال میشود. گزارش ها از درهٔ خستک ولسوالی جرم حاکی از آن است که نیروهای جبهه توانسته اند چندین تحرک و حملهٔ طالبان را دفع کرده و ضربات سنگینی بر این گروه وارد کنند. این عملیات ها در حالی انجام میشود که طالبان تلاش دارند با سانسور رسانه ها، بازداشت، تهدید و ایجاد محدودیت بر مردم، واقعیت گسترش مقاومت را پنهان سازند.
در سالهای اخیر، ده ها تن از اعضا و فرماندهان جبههٔ آزادی جان خود را در راه مبارزه برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی فدا کرده اند. اما این قربانی ها نه تنها باعث خاموشی مقاومت نشده، بلکه انگیزهای تازه برای ادامهٔ مبارزه به وجود آورده است.
جبههٔ آزادی افغانستان تأکید میکند که مبارزه برای رهایی کشور تا پایان حاکمیت طالبان و رسیدن افغانستان به آزادی، عدالت، قانون مندی و حاکمیت واقعی مردم ادامه خواهد یافت. تاریخ افغانستان بار ها ثابت کرده است که هیچ نظامی مبتنی بر زور، ترس و سرکوب برای همیشه دوام نکرده و ارادهٔ مردم سرانجام بر استبداد پیروز شده است. امروز نیز مبارزان جبههٔ آزادی با همان باور در میدان ایستاده اند؛ با امید به روزی که خورشید آزادی بار دیگر بر افغانستان طلوع کند.
اعلامیه جبههٔ آزادی در پیوند با آغاز عملیات بهاری مبارزان آزادی در ولایت بدخشان
۲۶ ثور / اردیبهشت ۱۴۰۵
جبههٔ آزادی افغانستان از آغاز استقرار واحد های عملیاتی / کماندویی خویش در حدود دوماه گذشته در بخش های مختلف ولایت بدخشان در چندین مورد با ملیشه های غاصب و تروریست طالبان برخورد ها و نبرد های مسلحانه داشته اند. از جمله در یکماه گذشته حد اقل چهار مورد حمله، کمین و تحرکات تروریستان علیه سنگر ها و قرارگاه های جبهه توسط مبارزان جانبرکف آزادی افغانستان در درهٔ خستک ولسوالی جرم ولایت بدخشان دفع و خنثا شده و دشمن با تلفات سنگین مجبور به عقب نشیتی شده است.
حضور فعال چریک های جبههٔ آزادی در بخش های مختلف بدخشان لرزه بر اندام دشمن انداخته و سرآغاز آزادی افغانستان از سلطهٔ شوم و غاصبانهٔ گروه طالبان را نوید داده است.
ملیشه های تبلیغاتی و شبکه های جاسوسی گروه طالبان به منظور انحراف افکار عامه از شکستن طلسم امنیت سرتاسری شان، کارزار های تبلیغاتی دروغین راه اندازی کرده و به اعمال فشار بر مردم، محدودیت رفت و آمد، تلاشی های خانه بخانه و حتا دستگیری و بازداشت شماری از طالبان بومی اقدام کرده است.
جبهه آزادی، به عنوان یک جریان پیشگام سیاسی ـ نظامی به برگرداندن حق مالکیت مردم افغانستان بر سرنوشت و سرزمین شان، نظم مبتنی بر قانون، مردمسالازی و حقوق برابر شهروندان در تمامی کانون های آن متعهد است و مبارزه برای رسیدن به اهداف مندرج در منشور آزادی افغانستان را تا پای جان ادامه خواهد داد.
مبارزات آزادیبخش مردم افغانستان وارد مرحلهای از انسجام و ظرفیتسازی شده است که دیگر نمیتوان آن را با تبلیغات، سانسور و یا روایتهای جعلی انکار کرد.
جبهه آزادی در عین حال، به آن دسته از حلقات و گروه هایی که زیر نام مخالفت با جنگ، عملاً در مسیر بقای طالبان حرکت میکنند، گوشزد مینماید که کتاب جنایات گروه طالبان به صفحات پایانی خود رسیده و مردم افغانستان هرگز میان “صلح” و “تسلیم” دچار خطای محاسباتی نخواهند شد. صلح بدون آزادی، قانون و کرامت انسانی، چیزی جز دوام اسارت نیست.
به این وسیله از مردم آزاده و سربلند ولایت بدخشان و سرتاسر افغانستان میخواهیم تا در مسیر دشوار آزادی میهن بیشتر از پیش در کنار فرزندان رشید و برومند شان که برای پایان دادن به سلطهٔ غاصبانهٔ طالبان بر سرزمین مان کمر به مبارزه و پیکار بسته اند، قرار بگیرند و از هیچنوع حمایت و همراهی با آنان دریغ ننمایند.
گفتنی است که جاسوسان و ملیشه های تبلیغاتی گروه طالبان از تیررس مبارزان جبههٔ آزادی در هیچ گوشه ای از کشور در امان نخواهند بود.
تا طلوع خورشید آزادی
جبهه آزادی افغانستان
در فاصلۀ سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۸، شمالی و بخشهایی از شمال افغانستان به یکی از اصلیترین میدانهای نبرد در دوران مقاومت اول در برابر طالبان بدل شد. این درگیری ها صرفاً به جنگ های نظامی محدود نبود، بلکه بازتاب تقابلی گسترده بر سر حاکمیت سیاسی، جغرافیای قدرت و آیندۀ افغانستان بهشمار میرود.
طالبان در این دوره، با پشتیبانی گستردۀ جنگجویان خارجی — از جمله عناصر وابسته به القاعده، گروههای افراطی آسیای میانه، گروه های افراطی پاکستانی مانند سپاه صحابه، لشکر جنگجوی، لشکر طیبه و حلقات نظامی پاکستانی — چندین عملیات وسیع را برای تصرف کامل مناطق تحت ادارۀ مقاومت راهاندازی کردند. با این حال، در بسیاری از موارد با مقاومت سرسختانه، ضدحمله های سازمان یافته و قیام های مردمی روبهرو شدند.
در میان ده ها رویداد آن دوره، پنج حادثه بیش از همه برجسته و تعیین کننده بود؛ رخداد هایی که مسیر جنگ و معادلات سیاسی افغانستان را بهگونهای محسوس تغییر داد:
۱. هجوم گستردۀ طالبان بر #شمالی و نبردهای #کوهدامن، #پروان و #کاپیسا در میزان ۱۳۷۵
۲. سقوط کوتاه مدت #مزارشریف، قیام مردمی و بازپس گیری شمال در جوزا و سرطان ۱۳۷۶
۳. نبردهای #سالنگ و #بغلان و گسترش جنگ به محور شمال هندوکش در اواخر ۱۳۷۶
۴. تهاجم سراسری طالبان، سقوط مزارشریف و گسترش جنگ به #شمالشرق در ۱۳۷۷
۵. نبرد های #شمالی و آغاز سیاست «زمین سوخته» در سال ۱۳۷۸
این رویدادها از مهمترین فصل های مقاومت اول بشمار میروند؛ فصل هایی آکنده از نبردهای سنگین، جابهجایی پی درپی خطوط جبهه و قیام های مردمی.
در کنار پیامد های نظامی، این جنگ ها هزینه های انسانی سنگینی نیز برجای گذاشتند: آوارگی گستردۀ غیرنظامیان، تخریب روستاها و زیرساخت ها، و کشتار باشندگان ملکی — زخم هایی که تا سالها بعد، بر پیکر شمالی و شمال شرق افغانستان باقی ماند.
#تازه
نهضت آزادی و عدالت به رهبری جنرال سیفی، با نشر اعلامیهای رسمی از آغاز فعالیت های خود خبر داد. این نهضت با اشاره به وضعیت جاری افغانستان تأکید کرده است که ثبات و پیشرفت پایدار تنها زمانی تحقق مییابد که قدرت سیاسی از انحصار خارج شده و به اراده آزاد مردم واگذار گردد.
در این اعلامیه آمده است که در شرایط کنونی، مردم افغانستان در وضعیتی دشوار و بحرانی به سر میبرند و این نهضت با درک مسئولیت تاریخی خود، فعالیت هایش را برای رهایی کشور از بحران های موجود بهگونه رسمی آغاز کرده است. بر بنیاد این دیدگاه، نهضت آزادی و عدالت در عرصه های سیاسی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی تلاش خواهد کرد تا زمینه ایجاد یک نظام مردم سالار و پاسخگو فراهم گردد.
این نهضت خواهان تأسیس نظامی مبتنی بر انتخابات آزاد، تفکیک قوا و مشارکت واقعی مردم بوده و باور دارد که تنها از این مسیر میتوان به عدالت اجتماعی، آزادی های اساسی و کرامت انسانی دست یافت.
رهبری نهضت آزادی و عدالت با تأکید بر ارزش های دینی و ملی، اعلام کرده است که با اتکا به ایمان به خداوند متعال و اراده مردم افغانستان، مبارزه برای تحقق آزادی و عدالت را با جدیت ادامه خواهد داد تا افغانستان بار دیگر به خانهای امن، باثبات و مشترک برای همه شهروندانش تبدیل گردد.
@HamidSaifi01
احمد ضیاء سراج (@zia_saraj1)، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان، در مورد شیوهٔ ارتباط ملا عمر با شورای رهبری طالبان (شورای کویته) توضیح میدهد که این ارتباط بصورت کاملاً محدود و غیرمستقیم برقرار میشد. بهگفته او، تنها یک فرد مشخص به عنوان واسطه میان ملا عمر و شورای کویته عمل میکرد و هیچگونه تماس مستقیم میان آنها وجود نداشت. تمامی پیام ها نیز بصورت شفاهی منتقل میشد تا خطر افشا و رهگیری به حداقل برسد.
سراج تأکید میکند که همین ساختار بسته، یکی از عوامل اصلی بود که باعث شد ملا عمر برای سالها از دید سرویسهای استخباراتی جهان پنهان بماند. طالبان بهگونهٔ کامل از استفادهٔ تلفن و ابزارهای الکترونیکی خودداری میکردند، زیرا این ابزارها میتوانستند مسیر ارتباطات را برای نهادهای استخباراتی قابل ردیابی سازند.
او همچنین به نقش سرویس استخباراتی پاکستان اشاره کرده و میگوید که این نهاد در شکل گیری و تداوم چنین شیوهٔ ارتباطی نقش داشته است؛ شیوهای که با ایجاد لایه های متعدد حفاظتی، رهگیری رهبران طالبان را برای استخبارات منطقهای و بینالمللی دشوار ساخته بود.
گسترش حملات جبهۀ آزادی در ولایت لوگر در نخستین حملهٔ مبارزان جبهه آزادی افغانستان در ولایت لوگر چهار تن از تروریستان طالب کشته و زخمی شدند.
در این حمله که حوالی ساعت ۰۹:۳۰ دقیقهی یکشنبهشب ۳۰ حمل ۱۴۰۵ خورشیدی انجام شده، ایست بازرسی ملیشه های طالب در بندر کابل، حوزۀ اول امنیتی شهر پل علم، مرکز ولایت لوگر، هدف حمله قرار گرفته است.
در نتیجهی این عملیات هدفمند مبارزان آزادی، ۲ تن از تروریستان طالب به هلاکت رسیده و ۲ ملیشۀ دیگر این تروریستان زخمی شده اند. این نخستین عملیات مبارزان جبهه آزادی در ولایت لوگر بوده و گسترش برنامه های عملیاتی جبهۀ آزادی ادامه خواهد داشت. .
احمد ضیاء سراج، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان، میگوید که منازعات کنونی جهان تنها رقابت میان ابرقدرت ها نیست، بلکه رویارویی تمدن های متفاوت است. به گفتۀ وی، زمانی که ایالات متحده آمریکا در قرن بیستم جایگزین بریتانیا به عنوان قدرت برتر جهانی شد، جهان شاهد تنش ها و بحران های گستردۀ امروزی نبود؛ زیرا این دو قدرت تا حد زیادی از بستر تمدنی و ارزشی مشابهی برخوردار بودند.
اما به باور او، شرایط امروز کاملاً متفاوت است. اکنون جهان با تقابل تمدن های متمایز، بهویژه میان شرق و غرب، روبهرو است؛ تقابلی که میتواند زمینه ساز تنشهای بی سابقه و بحران های گسترده در سطح بینالمللی شود.
سراج همچنان افزود که افزایش چشمگیر بودجه سالانۀ نظامی آمریکا نشان میدهد که واشنگتن هنوز نپذیرفته است که دیگر قدرت بلامنازع و هژمون مطلق جهان نیست. به گفتۀ او، این وضعیت میتواند احتمال آغاز درگیری ها را در مناطقی چون تایوان، فیلیپین و سایر کشورهایی که با آمریکا پیمان های استراتژیک دارند، افزایش دهد.
The former NDS director says that after the arrest of Ansari, one of the key ETIM leaders, in 2018, he confessed that they had sent hundreds of suicide attackers to the Taliban, resulting in the deaths of thousands of innocent people in Afghanistan. He further stated that if the Taliban needed up to 3 bombers, they could obtain them directly with the permission of Abdul Haq, the #ETIM leader. If they needed more, it required the approval of the leadership council.
طالبان برای کشتار و قتل عام مردم افغانستان، از هیچ گروه و نیروی خارجیای در دریافت کمک دریغ نکردند. وقتی همکاری یک گروه کوچک مانند ترکستان شرقی تا این حد گسترده بود، میتوان به راحتی حدس زد که میزان همکاری شبکههای بزرگ مانند القاعده (#AQ)، تحریک طالبان پاکستان (#TTP) و تحریک اسلامی ازبکستان (#IMU) به چه حد بوده باشد.
افغانستان امروز بصورت واقعی آن در اشغال قرار دارد. زیرا مردم افغانستان کنترلی بر سرنوشت خود ندارند. از معادن گرفته تا جغرافیا، همه چیز در اختیار گروههای افراطی خارجی قرار گرفته است. مردم نه از بودجه ملی خود اطلاع دارند، نه از منابع طبیعی، نه از معادن و نه از روند اداره دولت.
جریان کامل سخنرانی رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان در وبیناری تحت عنوان «شستشوی مغزی و حذف: مسیر سرنوشت افغانستان در حاکمیت طالبان» که از سوی بنیاد برین @BareenBID برگزار شده بود، در لینک ذیل با ترجمه فارسی قابل مشاهده میباشد.
Critical webinar exposing Taliban’s systematic brainwashing & cultural erasure in Afghanistan.
Speakers:
- Ahmad Zia Saraj (ex-NDS DG, Lecturer at King’s College London)
- Michael Semple (former EU rep to Afghanistan)
- Zalmai Nishat (Mosaic Global Foundation)
تاریخ پر از روایات جنگ ها و مبارزات است. در طول تاریخ بعضی قدرت هایی ظهور کردند و قدرت هایی سقوط کردند. اما آنچه در تاریخ ماندگار میشود، شیوه و اخلاق مبارزه است.
جنگ طالب ممکن ناجوان مردانه ترین و بزدلانه ترین جنگ در تاریخ بشریت باشد. آنان از میدان جنگ فرار میکردند، اما بالای مردم عام حمله میکردند. حتی مساجد و اماکن مقدس نیز از حملات شان در امان نبود.
از پیدایش طالب تا اکنون که دیده شود هیچ یک از اعمال این گروه مطابق بر اصول اسلامی نبوده و فقط یک گروه وحشی اند که برای بدست آوردن قدرت و انحصار آن هر کاری را انجام میدهند.
این رویداد، یکی از جنایات فراموش ناشدنی طالب بود.
در روزهای اخیر، افزایش حملات جبهه آزادی افغانستان علیه طالبان بهگونهای آشکار قابل مشاهده است. بر اساس تحولات میدانی، این جبهه طی ده روز گذشته دست کم هفت حمله را در ولایت های #کابل، #پروان، #تخار، #کندز و #بدخشان انجام داده است.
این حملات که بازتاب گستردهای در شبکه های اجتماعی داشته، در مجموع ۲۷ کشته و زخمی در صفوف طالبان برجا گذاشته است. شدت و پراکندگی جغرافیایی این عملیات ها نشان میدهد که دامنه فعالیت های مخالفان مسلح طالبان در حال گسترش است.
همزمان، نشانه های موجود حاکی از آن است که با نزدیک شدن به فصل بهار، احتمال افزایش بیسابقه حملات تهاجمی گروههای مخالف طالبان وجود دارد.