Statsminister i Norge, Jonas Gahr Støre, har god stemning med det Iranske regimets president, men vil pågripe og fengsle Netanyahu dersom han setter sin fot i Norge. Jeg skjønner ikke dette her.
Irans ledere er jo et despotisk terrorregime. Og Israel er et demokrati.
Hvis dette er diplomati og dialog, hvorfor har du ikke slike møter, håndhilsing og god stemning med Israel, Jonas? Hvorfor kun med terrorister?
Hvilken side er du på, Støre?
نجمه امینی، دختر ۲۳ ساله در مشهد، در سالگرد قتل حکومتی مهسا امینی توسط رژیم تبهکار جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شده است.
او در پیامی میگوید: «من یک دختر بیگناهم، یک جوان با کلی آرزو و رویا. صدایم باشید!»
صدای نجمه امینی را بشنویم و نگذاریم پشت دیوارهای زندان خاموش شود.
#آخرین_نفس
🔴من از (گفتا من آن تُرنجَم…) طرفدار پروپا قرصِ
محسن نامجو بودهام. اما متاسفانه مطمئنم:
نامجو در جعبه کفش باز خواهد گشت.
نواصلاح طلبان حلقه وفاق، به تقلید از پروژه زرستزونگ اشتازی، مشغول بازگرداندن هنرمندان تواب هستند. در میان چهره هایی که به ایران خواهند آمد، نامجو مهمترین مهره است. مخاطب اصلی این طرح، طرفداران پهلوی اند.
پیام روشن است: حتی اگر سابقا سب النبی کرده باشید، کافی است به پهلوی دهن کجی کنید تا راه بازگشت باز شود.
اما مثل دیگر پروژه های عقیم اتاق فکر امنیتی مرعشی و سپاه، این طرح هم شکست می خورد. اگر روزی اصولگرایان از میانگین هوش جمعی جامعه عقب بودند، امروز همین بلا به خاطر حلقه بسته رانت و فساد به اتاق فکر اصلاح طلبان رسیده است. پروژه های امنیتی که مشخصا پس از روی کار آمدن پزشکیان در وزارت اطلاعات آغاز شد را مرور کنید. ظاهرشان تازه و مبتکرانه بود، اما یکی یکی شکست خوردند: سیم کارت سفید، مصاحبه شرق با چپ ها، جذب احزاب کردی و حالا سلبریتی ها.
پروژه نامجو نسبت به کارهای سابق اطلاعات سپاه ظاهر هوشمندانه تری دارد و نوعی هوش شیطانی اصلاح طلبانه در آن دیده می شود. اما چون کل این ساختار از درک و هوش جمعی ایرانیان عقب مانده، پایانش جز شکست نیست.
تلخ ترین نکته اما این است که پایان تلخ پروژه نامجو را نه یک برانداز طرفدار پهلوی، که یکی از آتش به اختیاران عصبانی از توهین های سابق او به خدا و پیغمبر و قران رقم خواهد زد.
درباره خیزش مهسا دو دیدگاه مطرح است.
یک دیدگاه خیزش مهسا را در چارچوب پروژه انقلاب ملی یک دهه اخیر میبیند. فرایندی که شامل چهار خیزش دی ۹۶، آبان۹۸، خیزش مهسا، وخیزش شیر و خورشید بوده است. این چهار خیزش در چارچوب جنبشی فهم میشوند که براندازانه و ایرانگرایانه است و خود را علیه فاجعه ۵۷ تعریف میکند. انقلاب ملی هر چه آمده بیشتر و بیشتر پهلویگرا و پادشاهیخواه شده است. معنای این سخن این نیست که همه شرکتکنندگان پادشاهیخواه یا پهلویگرا بوده یا هستند بلکه وجه غالب جنبش با گذر زمان هر چه بیشتر نخست پهلویگرا و سپس پادشاهیخواه شده است.
روایت دوم مدعیست خیزش مهسا در تقابل با دوخیزش پیش از خود و خیزش بعد از خود بوده است. خواستهها، شعارها، شرکتکنندگان، و رهبرانش نه علیه ۵۷ که در چارچوب آن، نه ایرانگرا که در تقابل با آن، نه پهلویگرا که مخالف آن بودهاند. کسانی حتی پیشتر میرود و آن را نه براندازانه که اصلاحطلبانه میدانند.
واقعیتها دیدگاه دوم را تایید نمیکنند و اساسا در میانه یک روند اجتماعی قدرتمند به سوی براندازی و ایرانگرایی و پهلویگرایی و پادشاهیخواهی معجزهای باید رخ دهد که جامعه دو بار دور ۱۸۰ درجه بزند، ابتدا به سمت ۵۷ و بعد دوباره به سمت ضدیت با ۵۷.
نگاه منطقی مبتنی بر واقعیت همان دیدگاه نخست است. اصرار عدهای بر نفهمیدن این موضوع واقعیت را تغییر نمیدهد، آنها را بیشتر بیاعتبار میکند.
«راهبندان سراسری در صورت شکلگیری گسترده و منظم، میتواند ماشین سرکوب رژیم را با اختلال جدی روبهرو کند. این ویدئو را پخش کنید و درباره ایده راهبندان سراسری با دوستان و نزدیکان مورد اعتماد خود سخن بگویید و برای اجرای آن در زمان مناسب آماده باشید.»
ایده را بگسترانیم، درباره آن سخن بگوییم، برای اجرای آن آماده شویم، در روز واقعه بستن خیابانها و مانع شدن از انتقال سریع نیروها توسط دستگاه سرکوب یک گام کلیدی برای پیروزیست.
من این توییت رو بارها لایک و ریتوییت کردم اما هر بار بهشبرمیگردم لایک و توییتم پریده.
و اما اروپا هنوز داره به مردم ایران دهن کجی میکنه و شاه ما به خوبی این پدیده رو ۶ ماه پیش پیشبینی کرده بود.
محسن نامجو پس از طرح عمومی اتهام آزار جنسی، فروردین ۱۴۰۰:
با کمال تواضع عرض میکنم یک ساعت نفس کشیدن من برابر با ۶ ماه زندگی هر کدوم از شماهاست
شاید آن شب در مستی زیادهروی کردم. شریک زندگیام گفت بدشانسی تو این بود که با یه دیوونه چیز کردی
کی میگه نه یعنی نه؟ نه یعنی هزارتا چیز
سوال من از دوستانی که این ایده رو راه حل عملی میدونن اینه:
۱- بنظرتون ایا سپاه بیکار میشینه که اسلحه به دست مردم برسه؟
۲- همین الان دسته دسته جوونای مردم رو با کیس های خیالی همکاری با اسراییل اعدام میکنن، بنظرتون در اون صورت با مردم چیکار خواهند کرد؟
۳- بنظرتون از سپاهی که مردم رو در ۱۸ ۱۹ دی قتل عام کرد برنمیاد که شهرهای ایران رو بمب بارون کنه با توجیه اینکه توسط اسراییل یا امریکا مسلح شدن؟ کاری که بشار اسد با مردم کرد و جمهوری اسلامی هم کمکش کرد.
«تصاویری که از بچههای میناب دیدم، قلب هر انسانی را میشکند. ما اجازه نمیدهیم جمهوری اسلامی به ما بگوید برای چه کسی عزاداری کنیم، برای چه کسی عزاداری نکنیم، چه کسی مهم است و چه کسی مهم نیست.
جمهوری اسلامی همیشه میخواهد از آنهایی که جانشان را باختهاند سوءاستفاده کند. برای کسانی که میتواند از آنها سوءاستفاده سیاسی کند وقت میگذارد، بقیه را پنهان میکند و ما نمیخواهیم در این بازیها بیفتیم.
هیچ مادری با مادر دیگری رقابت ندارد. ما برای همه این جانباختگان عدالت میخواهیم و منتظر جمهوری اسلامی نخواهیم ماند تا به ما بگوید کدامیک از آنها برایمان مهمترند.»
@mitra79510033@MahnazShirali ایشون جواب کامنتهایی که با احترام حرف حساب میزان رو نمیده ، اما جواب هر کامنت توهین رو با یه توهین بدتر تلافی کرده …
فکر کنم اونجوری بیشتر میپسندن ایشون
Iran's Rights in the Caspian Sea Are Not Negotiable.
The Islamic Republic, amid profound structural weakness and a deep crisis of legitimacy, is seeking to advance and implement the Convention on the Legal Status of the Caspian Sea (the Aktau Convention). This effort, undertaken without the mandate of the Iranian people and without a clear and comprehensive guarantee of Iran's historic rights, is deeply concerning and constitutes a serious threat to Iran's national interests.
Under the 1921 and 1940 treaties between Iran and the Soviet Union, the legal regime governing the Caspian Sea was founded on the parties' shared rights and the principles of mutual agreement and common interests.
Following the dissolution of the Soviet Union, the newly independent states reaffirmed, in the Alma-Ata Declaration (December 1991), their commitment to the treaties of the former Soviet Union and to fulfilling the international obligations arising from those agreements through the successor states.
Accordingly, any fundamental change to the legal status of this strategically vital body of water must be made with the agreement of all littoral states and with full respect for Iran's rights.
However, the Aktau Convention provides for the conclusion of bilateral and multilateral agreements among the littoral states concerning portions of the seabed and subsoil of the Caspian Sea, areas that were previously part of the shared waters of Iran and the Soviet Union.
This sets a dangerous precedent. By circumventing the principle of consensus among all littoral states, it effectively weakens Iran's historic position and diminishes the country's role in determining the future legal status of the Caspian Sea.
Since the signing of the Aktau Convention in 2018, I have repeatedly warned that "national interests cannot be safeguarded from a position of weakness." At the time, I also stressed that the criminal clique ruling the Islamic Republic sacrifices the interests of the Iranian nation and homeland for its own survival, and that its foreign policy repeatedly resorts to concessions and appeasement from a position of weakness.
My position on the current process remains unchanged. I consider the Islamic Republic's attempt to ratify this convention to be contrary to Iran's national interests.
No decision concerning Iran's resources, borders, or sovereign rights in this strategic body of water can possess legitimacy without the genuine participation and consent of the Iranian people. Iran's rights in the Caspian Sea are not negotiable, nor can they be relinquished. Any action that undermines these rights will be recorded in the historical memory of the Iranian nation, and those responsible will ultimately be held accountable by the people of Iran.
من که پادشاهیخواه نیستم ولی پیشنهاد میکنم که دوستان پادشاهیخواه با رعایت ادب از خبرگزاری بریتانیایی رویترز @Reuters جویا شوند که چرا هیچگاه از ملکه انگلیس یا چارلز پادشاه انگلستان در مورد شغل و منابع درآمد آنان سوال نکردهاند!
خبرنگاران رویترز نشان دادند که شرم را قورت دادند و یه آیریش کافی هم روش!
«این آقای پهلوی شغلش چیه؟»
یعنی چیکار میکنه؟ تو این سالها چیکار کرده؟
بهعنوان یک پژوهشگر تاریخ عرض میکنم: در تمام تاریخ ایران هیچ شاهزادهای حتی یکدهم این کار را نکرده است. شاهزادههای تبعیدی یا کلاً غرق عیش و نوش بودند، یا جذب ارتشهای خارجی شدند و افسر شدند؛ از شاهزادههای اشکانی و ساسانی (مثل هرمز که در ارتش روم خدمت کرد) گرفته تا بعد از اسلام در ارتش چین، و تا حمید میرزا قاجار (دیوید دروماند) که در ارتش انگلیس بود.
اما او چهلوهفت سال است که برای ایران، برای ما، و حتی برای هواداران خودش کار میکند. بعد من که یک کارمند معمولی هستم و حقوق مفت میگیرم، دو تا پرونده را از این کشو میگذارم توی آن کشو، میپرسم شغل ایشان چیست؟!
شغل سیاستمدار چیست؟؟
خودت را مضحکه نکن. اینقدر پرت هستی که نمیفهمی کار سیاسی یعنی چه، و عین کمونیستها معتقدی کار فقط یعنی کار گل.
آقا، باز هم میپرسم: ایشان شغلش چیست؟ تخصصش چیست؟
این سؤال را از فاندخورها نپرسیدیم، از استادان دانشگاهی نپرسیدیم که در تمام این سالها بهجای مبارزه با جمهوری اسلامی، با پهلوی جنگیدند، با اسرائیل و غرب جنگیدند و برای رژیم ماله کشیدند و خونشویی کردند.
این مزخرف که «الان چند سالی است فعال شده» را هم نگویید. از همان زمانی که مصاحبههای مطبوعاتی میگذاشت، روح کلامش همین بود که الان هست: جمهوری اسلامی اصلاحپذیر نیست؛ باید متحد شویم و از آن عبور کنیم؛ بعد خودمان در انتخابات و رفراندوم، رژیم بعدی را انتخاب کنیم. این حکومت باید سکولار و دموکراتیک باشد. حتی نمیگفت لیبرال که چپها حذف شوند.
چیزی که از ۹۶ به بعد تغییر کرد این بود که مردم داخل کشور ثابت کردند پهلویدوستی منحصر به لسآنجلس نیست؛ توجه رسانهها بیشتر شد و الان خیلی بیشتر شده است.
پس آن کسی که شغل داشته، ایشان بوده. اما شغل شما چه بوده؟ هیچی. اینکه هر چهار سال یکبار بروی بین مار و عقرب رأی بدهی؛ حتی بین جنتی و دری نجفآبادی هم انتخاب کنی؛ از رفسنجانی بت بسازی و به ظریف بگویی امیرکبیر. ولی الان میگویی پهلوی زیاد جالب نیست و خطر این هست که ایران دموکراتیک نشود!
شغلت نفهمیدن بوده عزیزم. مرسی که هستی. تو توانستی در برابر فهمیدن مقاومت کنی. منظورم ملا و چپی و مجاهد نیست؛ آنها میفهمند که پهلوی برایشان بد است. منظورم دقیقاً تو هستی.
I am not a fanatical #Pahlavi supporter. However, @Reuters’ report on Crown Prince #RezaPahlavi makes me smile.
Since #WomanLifeFreedom, we have repeatedly been told that he is finished, irrelevant, or unsuitable to lead #Iranians. Some academics and think-tank figures say that after meeting him, they concluded he could not handle the pressures of political life. Yet most have never had a real political life themselves. Perhaps the closest they came to running for office was representing their class in elementary school.
What makes the Crown Prince significant is his tenacity. Despite decades of disbelief, ridicule, setbacks, and personal attacks, he is still there. And many Iranians still believe in him.
Abraham Lincoln endured repeated defeats and devastating personal loss. Reza Pahlavi has buried a father, a brother, and a sister—and he is still standing.
True #leadership is rooted in one’s humanity and approach to life, not in the desire to silence, kill, or eliminate opponents.
As scaffolding for public execution rises at Alikhani Square in Isfahan, the IRGC have forced hundreds of young people to watch the grim spectacle about to unfold.
This is the Iranian regime: demons holding Iran hostage.
President Trump, for God’s sake, act! (@realDonaldTrump)