زنان سیاهپوش
روز جمعه به روستای دِلی در بخش دیشموک رفتم.
اما آنچه دیدم، برای من یک اتفاق تازه نبود.
من حدود پانزده سال است در روستاهای مختلف استان رفتوآمد دارم و با خانوادهها و کودکان کار میکنم. در این سالها به حدود ۸۰ روستا رفتهام. یکی از چیزهایی که بارها دیدهام، سیاهپوش بودن زنان است؛ از دختران و زنان جوان تا مادران و مادربزرگها.
در بسیاری از این روستاها، رنگ غالب لباس زنان، مشکی است.
گاهی زنی برای مرگ یکی از نزدیکانش مدت بسیار طولانی لباس مشکی میپوشد؛ در مواردی تا سالها. در ساختار طایفهای، پوشیدن لباس مشکی برای هر فرد فوتشده بخشی از احترام و سوگواری تلقی میشود و فاصله گرفتن از آن میتواند با حرف و قضاوت دیگران همراه باشد.
در کنار این موضوع�� در سالهای روستاگردیام با پدیدههای دیگری هم مواجه شدهام: زنانی که از مشکلات روحی میگویند یا داروی اعصاب مصرف میکنند، نبود شادی و نشاط در بعضی خانوادهها، خشونت و کتک زدن کودکان، و حتی مواردی از خودسوزی زنان جوان.
من نمیخواهم میان این پدیدهها رابطهای ساده و قطعی برقرار کنم. نمیتوانم بگویم سیاهپوشی علت افسردگی یا خشونت است. اما نمیتوانم هم از کنار این همزمانیها و فضای سنگین اجتماعی به سادگی عبور کنم.
مواجهه من
در گفتوگو با زنان، درباره این موضوع صحبت کردهام.
به آنها گفتهام که خودشان هم حق دارند زیبا باشند، رنگ مورد علاقهشان را بپوشند و از ظاهر خود لذت ببرند. با آنها درباره این حرف زدهام که همسر و فرزندشان نیز به دیدن یک مادر شاد، سرزنده و با نشاط نیاز دارند.
با مادران و مادربزرگها صحبت کردهام که اگر دختران جوان لباس رنگی پوشیدند، آنها را به خاطر «احترام نگذاشتن به مرده» سرزنش نکنند.
جالب این بود که بسیاری از زنان با حرفهایم موافق بودند.
اما یک جمله یا یک نگرانی بارها خودش را نشان میداد:
**«حرف مردم چه؟»**
انگار همه میدانستند چه میخواهند، اما هرکس منتظر بود دیگری اول قدم بردارد.
کارهایی که من کردم:
من برای کودکان قصه خواندم.هنگام کار با کودکان، مادران را دعوت کردم کنار فرزندشان بنشینند، نقاشی بکشند و چیزی را رنگ کنند.
چند بار هم برای زنان پارچههایی با رنگهای متفاوت تهیه کردم؛ رنگهایی که خیلی تند و روشن نباشد و با سلیقه و پوشش معمول آنها فاصله زیادی نداشته باشد.
آن زمان فکر میکردم شاید دیدن و لمس کردن یک پارچه رنگی، یا تجربه کردن یک فعالیت شاد در کنار فرزند، بتواند آنها را به سمت رنگ و شادی بیشتر ببرد.
اما امروز نسبت به کار خودم نقد دارم.
نقد خودم
اگر بخواهم صادق باشم، فعالیتهای من **زیبا بودند، اما الزاماً اثرگذار نبودند.**
اینکه من برای زنی پارچه رنگی ببرم، در ظاهر حرکت قشنگی است؛ اما چه اتفاقی بعد از آن میافتد؟
او پارچه را میگیرد، شاید خوشحال شود، شاید حتی دوست داشته باشد آن را بپوشد؛ اما وقتی به خانه یا جمع طایفه برمیگردد، همان فشار اجتماعی سر جایش است.
پارچه، ترس از قضاوت دیگران را از بین نمیبرد.
قصه خواندن برای کودکان و نقاشی کردن مادر و فرزند هم به خودی خود نمیتواند یک هنجار اجتماعی چندینساله را تغییر دهد.
مشکل دیگر این است که فعالیت من **مستمر نبود**.
من هر بار به یک روستا رفتم و بعد به روستای دیگری رفتم. با زنان یک روستا ارتباط مداوم نداشتم. آنها را دوباره و دوباره ندیدم تا ببینم چه تغییری اتفاق افتاده است.
در واقع، من مسئلهای را که به نظرم عمیق و اجتماعی بود، با **فعالیتهایی مقطعی و فردی** پاسخ دادم.
پارچه دادن، گفتوگو کردن، دعوت به نقاشی و رنگآمیزی، همه میتوانند شروع خوبی باشند؛ اما وقتی به یک مسیر مستمر تبدیل نشوند، بیشتر شبیه یک اتفاق خوباند تا یک مداخله مؤثر.
امروز فکر میکنم اشتباه من ��ین بود که خیلی زود از «مشاهده» به «فعالیت» رسیدم.
من باید بیشتر میفهمیدم.
باید میفهمیدم چه کسی از چه کسی میترسد، چه کسی دیگری را قضاوت میکند، این هنجار چگونه بازتولید میشود و خود زنان چه تغییری را واقعاً میخواهند.
**من به جای تغییر دادن یک فرایند اجتماعی، چند فعالیت زیبا انجام دادم.**
و این دو با هم فرق دارند.
این تجربه برای من یک درس مهم دارد:
در کار اجتماعی، نیت خوب و فعالیت زیبا کافی نیست.
اگر مسئله را درست نشناسیم، اگر استمرار نداشته باشیم، اگر جامعه را در فرایند تغییر شریک نکنیم و اگر اثر کارمان را نسنجیم، ممکن است کاری انجام دهیم که برای خودمان بسیار رضایتبخش باشد، اما در زندگی آدمها تغییر چندانی ایجاد نکند.
در فارسی نوشتار ما the نداریم. درحالیکه در فارسی گفتار نیازش به دفعات پیش میاد و ما اون رو با «ه» انتهای کلمه موقع حرف زدن جب��ان میکنیم. (زنه عصبانی بود، شارژره مشکل داشت.)
منتهی وقتی واژه به الف یا ه ختم میشه، املاش عجیب میشه. مثل گربههه و بابائه.
نجات فارسی ...
۱/۲
@samare1994@goldouzak2022 جالب شد. توی خونوادهشون استثناست یا از مادرش ارث برده؟ پدرش چطور؟ خواهر و برادرانش؟ این اخلاق در بچههاش هم هست؟ منظورم بطور نِسبیه، نه اینکه دقیقاً مثل ایشون باشن.
بهتر است برای جلوگیری از دسترسی Root Certificate یا گواهی ریشه یک گوشی ارزان قیمت برای ابزارهای داخلی مثل بانک ها یا اپلیکیشن های خدمات عمومی تهیه کنید و این گواهی را روی گوشی اصلی خود نصب نکنید.
هزینه دارد؟ بله
با این پیش فرض که مگر من چه اطلاعاتی دارم خب این گواهی را نصب می کنم با قضیه برخورد نکنید. مساله سابقه ی استفاده نادرست حکومت از ابزارهای دیجیتال علیه کنشگران و مردم است. مساله کنترل و نظارت کامل است، مساله شنود غیر قانونی است. مساله نقض حقوق شهروندی است.
بدون هیچ ادعایی و در کمال تواضع:
هیچ کسبوکاری بدون این فع��لیتها کامل نیست.
حالا یا خودتون انجام بدید یا بدین اتوپایلوت براتون انجام بده یا ده برابرش رو بدید به خودم براتون انجام بدم 😅
امیدوارم همیشه سلامت باشید. ❤️
https://t.co/0Z1GCNHXCC
آقای حسین روازاده محکوم به محرومیت دائم از هرگونه اشتغال به حرفه های پزشکی و وابسته به طبابت هستند.
به زبان ساده ایشان حق انجام طبابت به هیچگونه ای ندارند.
در صورت مشاهده طبابت ایشان آدرس محل طبابت را بدون هیچ نگرانی برای ما ارسال کنید.
سورس کامل پایپلاین ترجمه ادبی رمان و کتاب بر پایه مدلهای زبانی رو روی گیتهاب گذاشتم.
تکهبندی معنایی هوشمند، سجاوندی دقیق فارسی، حذف امدش و تولید وبریدر دوزبانه با فونت وزیرمتن. با کلید نارا روتر هم سازگاره.
https://t.co/zZtByARpCA
صدای هیوا سیفی زاده باشیم، یک هنرمند که برای خواندن به ۴ سال حبس محکوم شده است، اگر امروز اینجا و در این لحظه بعنوان مردان این سرزمین سکوت کنیم، بهتر است دیگر در هیچ کجا و برای هیچ اتفاقی مدعی انسانیت، برابری و عدالت نباشیم.
قبلا روی ویدیوی That Will Never Work توضیح داده بودم که دقت به جزئیات من توی ساخت محتوا، به خاطر وسواس و ایدهآلگرایی خودم و البته در حد توانام میتونه تا دقت به رنگ و مدل دقیق و شماره پلاک ماشین کاراکتر داخل ویدیو هم پیش بره.
معمولا اولین کاری که قبل از شروع تولید محتوا میکنم، جستجو در مورد جزئیات داستان و کاراکتر و لباس و محیط و ... هستش.
از طرفی بعد از هر ��یدیو و یا عکسی که از کارهام میذاشتم توی منشنها و دایرکت ازم میخواستن که prompt کارهام و آموزششون رو بذارم.
برای ساخت یک ویدیو در رابطه با زال و سیمرغ چه کار کردم؟ بله اول گوگل کردم، شاهنامه رو چک کردم، بعد همینطوری پیش رفتم تا به همه جزئیات شناخت پیدا کنم و شروع به طراحی کاراکترها و محیط و در نهایت ساخت تصاویر ویدیو بکنم.
در نتیجه قطعا میدونم سیمرغ توی شاهنامه چه توصیفی شده، ساسانیان چطور توصیفش کردن، در نگارگریهای بعد از شاهنامه چطور توصیف شده و تصور عام مردم از اون چیه. همینطور در مورد زال.
آیا سخت بود همون رو عین به عین بیارم توی ویدیو؟ با شناختی که از تواناییهای خودم دارم و احتمالا از من دارید، قطعا نه!
اما برای این ویدیو همه اون تحقیقاتی که برای کاراکترها کردم و گذاشتم کنار و تصمیم دیگهای گرفتم که و پشت این تصمیم پرسشی از جنس A/B Testing روی مخاطب خودم بود که با همین ویدیو و منشنهاش، پاسخش رو گرفتم.
این همه قصه گفتم که در نهایت بگم، من دارم برای مخاطبام محتوا تولید میکنم، با وسواس و فکر شده و ارزش به خودم و مخاطبهام هم این کار رو میکنم نه اسپم وار. پس نیاز دارم که نیاز مخاطبام رو بهتر متوجه بشم.
@CallMeDiegoJr@itsPolloAI کاش یه کمکی به منِ نابلد بکنید که برای تولید عکس و کلیپ کوتاه از محصولات خودم که آب شیرین کن صنعتیه، از چی استفاده کنم.
چت جی پی تی عکس تولید میکنه اما یه وقتایی گیج میزنه و زود به محدودیت میخوره.
این روزا هم اینقدر هوش مصنوعیِ فلان و بهمان اومده که گیج شدم.
@leaderfr72 یه وقتایی بقیه ما رو سوار اتوبوس خودشون میکنند و بعد از مدتی پیاده میشیم.
اون جایی سخت میشه که خودت اتوبوس نداری، با دیگران هم چند تا اتوبوس عوض کردی اما آخرش پیادهای.
هشدار جدی!
🔹 به هیچ عنوان به تبلیغ قرض طلا و پرداخت پول/سود ماهیانه اعتماد نکنید،
حداقل سه پرونده جداگانه از کلاهبرداران مشابه دریافت کردیم که پس از گرفتن بخش زیادی از طلای مردم، کلاهبردار متواری شده است.
🔹 طلا در طلافروشی کاری انجام نمیده که طلافروش به شما سودماهیانه پرداخت کنه!
این کلاهبرداری #پانزی است مراقب باشید.
زندهرود: رود جاری چکامههای پارسی در درّهٔ سند
از زبان حسان بخوانید:
امروز میخواهم شما را با پروژهای آشنا کنم که برای من بسیار عزیز و ارزشمند است؛ پروژهای که تنها هدفش گشودن درهای زیبایی شعر فارسی به روی کسانی است که فارسیزبان نیستند. ...
ادامه:
https://t.co/I7M3a9wOvA