بعد از چند شب که بیخوابی بهم غلبه کرده بود و بین خواب و بیداری بودم چشمامو بستم و خواب دیدم جنگنده و موشک میاد سمتم، همون لحظه ساعت حدود ۲ بود که چندتا انفجار شدید اومد در حدی که شیشه ها و خونه تکون بدی خورد، صدای ريختن آهن هم شنیدم که نمیدونم توهم بود یا نه.
مگر قلم کنید وگرنه؛ این دستهایِ شکسته
روزی پا میگیرند... دوباره در سرهایِ شکسته شور میافتد، دوباره از دلهای شکسته شعر میبارد...
ای وایِ جان ما! چه بی دریغ و بیخیال، شکسته و بستیدمان! راستی را؛ سرشکسته نیستید؟!
از این همه شکستن و بستن؟
ای وایِ جانتان!
شما کیستید..!
دی ۱۴۰۴
_پس نتیجه ی همه ی اینها چه بود؟
_این را می دانم که هر تنی از ما خاک شد چند تن از دوستاران او قدرتمند تر شدند و به همین سبب نفرتِ گسترده تر ز پیش ما را طاقتی بیش داد.
۲
دی ۱۴۰۴
_پس بر سر جوان ها چه آمد؟
_جوان ها خاک شدند.
_مسن تر ها چطور؟
_عزادار جوانان خویش شدند.
_بقیه چه اقدامی کردند؟
_نفراتی کنار کشیدند و شکستند، کسانی سکوت کردند و نفع بردند، برخی نیز ترسیدند و به خانه بازگشتند، برخی هم روی صندلی هایشان نشسته و ما را به تمسخر گرفتند.
۱
آهای آیندگان، شما که از دل توفانی بیرون میجهید
که ما را بلعیده است؛
وقتی از ضعفهای ما حرف میزنید
یادتان باشد
از زمانه سخت ما هم چیزی بگویید!
دی ۱۴۰۴
چیزهایی میبینی که آرزو میکردی هیچوقت وجود نمیداشت
چیزهایی میشنوی که آرزو میکردی هیچوقت وجود نمیداشت
یا دستکم سالها بعد مرگ تو اتفاق میافتاد
دی۱۴۰۴
درامد یوتیوب فارسی تقریبا صفر شد 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂