آینده هزار در دارد و کلید این درها در جیبهای ماست. جیرینگ جیرینگِ آن را میشنویم و نمیدانیم کدام در را، کی و کجا، باز کنیم.
گلی ترقی/ کتاب دو دنیا، داستان گلهای شیراز.
@ToSeeIsToThink متاسفانه گاهی همینطوره.
ولی خب همچنان به خاطر اینکه سانسور نیست، کیفیتهای مختلف داره، زیرنویس چسبیده داره، پخش آانلاین داره و از همه مهمتر اقتصادیه، برای من به صرفهست و ترجیح میدم نادیده بگیرماین باگ بزرگ رو:)))))
و حداقل تلاش میکنم گاهی چندتا چندتا فیلمامو دانلود کنم.
هر قدر بگوییم عزیزان تقصیر شما نیست و گناه از خط فارسی است که باعث میشود جوانان کتابخوان شرم کنند از اینکه اسمهای خوانده اما هرگز نشنیدهٔ توکویل و اورول و بکت و اینها را جلوی دیگران غلط تلفظ کردهاند فایده ندارد و دستگاه شرمساز جامعه در رسوخ به قلب جوانان از سخن ما قویتر است.
فیلم "اژدها وارد میشود" از جهت رفت و برگشت در زمان، قصهگویی و در عین حال مستندگونه بودن، استفاده از موسیقی فوقالعاده کریستف رضاعی، طراحی صحنه(مخصوصاً کشتی) و لباس در کنار لوکیشنهای که وجه بصری شگفتانگیزی دارند(جزیره قشم) خودش رو از بدنه تجاری سینمای ایران متمایز میکنه.
مانی حقیقی یه جایی گفته که اژدها وارد میشود یکجورهایی نوه ماکسیمالیست فیلم کلوزآپ کیارستمیه، از این جهت که ماجرای قصه گفتن، واقعیت و تحریف اون در قالب یک فیلمه.
یه مگس در حال پرواز رو کشتم. مرگ خوش یعنی این. آخرین تصویری که از زندگی داره، تصویر پروازه. آخرین تصویری که من میبینم قراره چی باشه؟
اژدها وارد میشود/ مانی حقیقی.
تارکوفسکی فیلم نمیساخت که داستانی رو روایت کنه؛ زمان رو میتراشید تا چیزی رو نشون بده که معمولاً از چشم ما پنهون میموند: خاطره، ایمان، ترس، انتظار و...
تارکوفسکی سعی میکرد اون بخشی از زندگی که در سکوت و رخوت جلوهگر میشه رو بر روی پرده بیاره.
The Mirror
1975