@Ehsan9459911 من از همه جا بیخبر رفته بودم شهرکتاب روبروی بیمارستان بهمن واسه خودم سرگرم بودم وقتی اومدم بیرون یهو دیدم خیابون بند اومده کلاً، دو ساعت معطل شدم تا بتونم ماشینو از پارک در بیارم.
«یاد مرا به حافظه بسپار
اما… نام مرا
بر لب مبند که مسموم میشوی
من داغ دیدهام.»
این عکس را کوروش رنجبر در پاییز ۷۸ (چندماه پیش از مرگ نصرت) گرفته و به حافظهٔ تاریخ سپرده است و شاید آخرین تصویر از نصرت رحمانی باشد.
تصویر «یک جنگجو که نجنگید اما… شکست خورد.»
#در_سالمرگ_نصرت
اون لحظه تو کهریزک
کنار کانتینری که باید پیکر احمد جانمو میذاشتیم توش تا به بهشت زهرا منتقل بشه
من دستمو انداختم زیر کمر احمد که بلندش کنیم برسه به لبه ی کانتینر، خون قشنگش موند روی دستم
هنوز بعداز ۱۶۰ روز همیشه اون قسمت از دستمو بو میکنم و حس میکنم بوی خون احمد بلندقامتو میده
و من به این فکر میکنم پارسال همین موقع نگران حال احمد و مامانم بودم که تو جنگ ۱۲ روزه بلایی سرشون نیاد اما نه تنها خانواده من بلکه هیچکدوم از خانواده های این هزاران جاویدنام در جنگ ۱۲ روزه هیچ اسیبی ندیدند
ولی جمهوری اسلامی عزیزان مارو در خونه و وطن خودمون بی گناه ناجوانمردانه به گلوله بست
و دردناکتر از همه اینه که اون لحظه ها هیچوقت برای ما تموم نشده
هر روز
هر ساعت
داره از اول تکرار میشه
و مرد خانواده ی ما توسط جمهوری تروریست اسلامی بی رحمانه کشته شد
#احمد_خسروانی #IranMassacre2026 #ahmad_khosravani