برای برادرم کانفیگ خریدم. کلی ذوق داشت که میتونه وصل بشه بالاخره.
ده دقیقه بعد اومد با قیافهٔ آویزون؛ گفت چه فایدهای داره وقتی هیچکس آنلاین نیست.
اینترنت وقتی معنا داره که همه با هم داشته باشن.
اینترنت رو باز کن حیوان سفاک.
نفرت کمکم تبدیل میشه به نیرویی که درون خودت رو هدف میگیره. وقتی ازش گذر نمیکنی، مرز بین «دیگری بد» و «خود بد» فرو میریزه و شروع میکنی همون تخریبی رو که در بیرون میبینی، در درونت تکرار میکنی. آره، بهت حس قدرت میده، اما خودت رو از درون مصرف میکنه و تو رو تهی میکنه. یادت باشه، روی ویرانه و خرابی و جسد نمیشه زندگی ساخت.
نمیفهمی که دو دقیقه دیگه توی این شهر معلوم نیست کی زنده بمونه. نمیفهمی؟ واقعا حس نمیکنی که با یه موشک ممکنه دو لحظهی دیگه من و تو اصلا نباشیم؟ چی برات مهمه الان؟
من نفر صدهزارمیام که اینو میگه ولی واقعا تکراری نمیشه: قویترین ارتش تاریخ جهان و قویترین نیروی هوایی تاریخ خاورمیانه یک ماهه دارن سایتای نظامی این اشغالگران ضد ایرانی رو شخم میزنن و هنوز نتونستن شرارت اینا رو به صفر برسونن، بعد ما میخواستیم با دستبند سبز و اسب تروا و آخوند پدوفیل و آخوند کلیدساز مکار و راهپیمایی سکوت و رای معنادار در انتخابات خبرگان و رای به ژوله در خندوانه اینا رو رام کنیم.
بعد وقتی اون راننده تاکسی میگفت نمیشه، ما میگفتیم ما که دانشگاه رفتیم میفهمیم یا تو؟