در فلسفه و علوم بلاغی، اصل همدلی (Principle of charity) تلاشی است برای در نظر گرفتن معقولترین و قابل دفاعترین تعبیر ممکن از مدعای گوینده. به عبارتی دیگر تلاش برای بهترین تعبیر ممکن از سخن گوینده به شکلی که با منظور او یکی باشد.
اگر پسرا بخوان،همه چیز شدنیه!
رابطه لانگ شدنیه،پیدا شدن توت فرنگی وسط زمستون برای زن حاملت شدنیه،خریدن دسته گلای اندازه قد من شدنیه،کلا هرگهی که بخواین بخورین و فکر میکنین نمیشه اگر یه پسر دوستون داشته باشه،شدنیه.
واقعاً یه سنجهی بلوغ و رشد فکری، توانایی نگهداری همزمانِ دو واقعیتِ بهظاهر متناقض (یا با حسهای متضاد) در آنِ واحد هست، بدون اینکه نظام فکری فرو بریزه یا شخص دچار آشفتگی و پریشانی بشه.
کار سختیه. اما وقتی بشه، هم بصیرت بالاتر میره، هم زندگی خیلی آرومتر وپذیرفتنیتر میشه.
ساختار نارسیستیک نمیتواند با نقصها، اشتباهات و کاستیهای خودش مواجه بشود. چرا که پذیرش نقص، میتواند تصویر او از خودش را متزلزل کند.
فروید به این وضعیت «منِ آسیبپذیر» میگفت.
اما لکان به شکلی واقعبینانهتر میگفت:
«برای فرد نارسیست، دیگری صرفاً یک آینه است، آینهای که نباید بشکند.»
و من هم اضافه میکنم:
نارسیست، به محض اینکه مسئولیت اعمال خود را بپذیرد، آینه میشکند.
بنابراین، بهجای اینکه آینه را مقصر بداند، بازتابِ درون آن را مقصر میداند.
یعنی شما را.
@emad68439712828@dokhtarshirazi7 دقیقا:) مگه ننه بابای طرفیم که بشینیم بدیهیات رو یادش بدیم و کلی هم صبر و حوصله و بخشش و لطافت برای این بچههای ۳۰-۴۰ ساله خرج کنیم؟
@ttaaammiinn از نظر چیزی که حس میکنم باهات موافقم (اگه خودت رو از اون مردا ندونی؛ چندان تاثیری روت نمیذاره و انگار دارن راجعبه یه چیز رندوم حرف میزنن که ربطی بهت نداره) ولی از نظر منطقی یکمی به نتیجهگیری شک دارم. میگی که «مردستیزی» نباید روی مردهای «غیرِ بد» اثر روانیای بذاره؟